|
|
|
|
|
ايران در اين سال ها به افتخارات و موفقيت هاي بسياري دست يافته است كه از جمله آنها دروغگويي در كشوري مي باشدكه بر اساس اعتقادات ديني د روغگوجايش در قعر جهنم است اما در اين كشور كه همه داعيه تبعيت از امام زمان و اسلام ناب محمدي دارند دروغگويي به يك ارزش تبديل شده استتا حدي كه همه سعي دارنددر دروغگويي گوي سبقت را از همديگر بربايند.
نگاهي به آنچه پس از انتخا بات در راديو و تلويزيون ورسانه هاي دولتي به مردم القا شده حكايت از اين واقعيت دارد كه مسئولين نظام بر سر دروغگويي با همديگر به رقابت پرداخته اند . گويا هر كسي بيشتر و بي پرواتر دروغ بگويد امتياز بيشتري دريافت خواهد كرد. در اين راستا به نظر مي رسد احمدي نژاد رتبه اول را كسب كرده و بايد مدال جهاني دريافت كند زيرا اوفراتر از گوبلز وزير تبليغات هيتلر عمل كرده است. آنچه او در سفر به سازمان ملل ودر مصاحبه ها بيان داشته دليل بارزي بر دروغ گويي او در حد بين المللي دارد. حال اين سئوال پيش مي آيدكه آيا باز هم دروغگو دشمن خداست يا اينكه چون علما هم به جمع دروغگوها پيوسته اند دروازه جهنم به روي اين افراد بسته شده است!؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 20:21 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
احمدي نژاد از هر نظر يك كوتوله است كه توسط عذه اي به مزدم ايران تحميل شده تاحافظ منا فع آنها باشد. همان هايي كه نماز جمعه را تريبون تبليغ براي او قرارداده و ارزرش و جايگاه ا ين نماز را در حد جانبداري از يك كوتوله سياسي تنزل داده اند.
ا ز منش و رفتار وخصوصيات او واطزافيانش مي توان به اين واقعيت پي برد كه اواز نظر عقلي و فكري و روحي و رواني كوتوله اي بيش نيست كه مي خواهد اداي بزرگتر ها رادر بياورد. نگاهي به ادعاها و مسايلي كه از سوي اوعنوان مي شود اثبا ت كننده اين واقعيت است كه او فاقد درايت و عقلانيت سياسي بوده و در صدد است با بيان سئوال بر انگيز جايگاهي براي خود در ميان صاحبان فكر وانديشه به دست بياورد. از آخرين تراوشات مغزي او و مشاورانش بايدبه طرحش براي اداره جهان اشاره كرد كه بيشتر به يك جوك شباهت داردتاتراوشات يك عقل سالم. او در صدد است با بزرگنمايي خود چنين وانمود سازد كه صاحب عقل و انديشه بوده و جهاني فكر مي كند در حالي كه بهتر است در عوض ارايه طرح براي اداره جهان اثبات كند كه رييس جمهوري قانوني ايران است و از مشروعيت و مقبوليت بر خوردار مي باشد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:27 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنده اعتقادي به آنچه رسانه هاي دولتي به تبعيت از حزب الله لبنان و حماس ساخته دست جمهوري اسلامي درباره زندان هاي اسراييل مي گويند ندارم زيرا داراي شواهدي هستم كه پوچي اين مسايل را آشكار مي سازد ولي ناگزيرم به يك مساله اعتراف كنم كه اگر زندان هاي اسراييل را مخوفترين زندان ها به حساب بياوريم و شكنجه گران اين رژيم را چهره هايي ضد انساني بدانيم آنچه در زندانهاي جمهوري اسلامي بر سر كساني كه فقط مي خواستند از سرنوشت آرايشان مطلع شوند مي آورند به مراتب مخوفتر و ضد انساني تر از تمامي اقداماتي است كه در هر كشور ديگر در حق مخالفان اعمال مي گردد.
روشي كه در زندانها پيش گرفته شده و اين روزها شدت گرفته پرده را از روي حقايق بسياري برداشته و ماهيت واقعي كساني كه به نام اسلام و عدالت و آزادي به جان مردم بيگناه افتاده اند آ شكار ساخته است. به اين ترتيب شكنجه گران ايراني - اسلامي نشان داده اند اگر در هيچ زمينه اي پيشرفت نكرده اند لااقل در اين زمينه توانسته اند گوي سبقت را از همتايان اسراييلي و آمريكايي و روسي خود بربايند. بطوري كه از اين پس مي توانيم به عنوان صادر كنندگان شكنجه گر و آموزگاران شكنجه به ديگر كشورهاي جهان نظير ونزوئلا و نيكاراگوئه و سوريه و كوبا و سودان و ديگر كشورها و گروه هاي تروريست يا حامي تروريسم به منبع جديد در آمد دست بيابيم. اگر چنين اعمالي از سوي رژيمهايي كه داعيه مذهب و عدالت و مهر ورزي ندارند سر مي زد چندان سئوال برانگيز نبود اما در حكومتي شاهد وقوع اين گونه اقدامات غير انساني هستيم كه خود را ام القراي جهان اسلام مي داند . كساني كه به بنده و ديگر منتقدان اعتراض مي كنند الاقل كلاه خود را قاضي كر ده به وجداغن خودشان رجوع كنند. آيا علي هم اينگونه برخورد مي كرد؟ آيا امام جعفر صادق چنين رفتاري با مفالفان داشت؟ آيا معاويه و حتي خليفه دوم كه از سوي آخوندها ي دولتي بر روي منابر مورد انتقاد قرار مي گيرند با مخالفان خود چنين برخورد هايي مي كردند؟ اگر اين است ماهيت نظام اسلامي و اگر چنين است مقابله با مردمي كه نمي خواهند گوسفند باشند در حكومتي كه خود را وارث علي و حسين ميداند واي به حال آنهايي كه مقيد به هيچ چيز نيستند. با اين اقدامات هم اسلام را بد نام مي كنيم و هم نام ايران را. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:50 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
از اينكه دوستان مختلف با ديدگاه ها و ايده هاي گوناگون به سايت بنده سر مي زنند و نظراتشان را بدون هيچ پرده پوشي بيان مي كنند بسيار خوشحالم.
ممكن است اين ذهنيت براي عده اي پيش بيايد كه از فحاشي و بي احترامي برخي افراد ناراحت مي شوم ولي زماني كه خودم را با امثال ابطحي و ديگراني كه با انواع و اقسام شكنجه ها و بي حرمتي ها و تجاوزات و اقداماتي كه روي نازي ها و بلشويك ها را سفيد كرده مقايسه مي كنم به اين واقعيت پي مي برم كه بنده و امثال بنده بايد سال ها تلاش بكنيم تا به جايي برسيم كه آنها رسيدند. در اينجا ناگزير بايد يك واقعيتي را اعتراف كنم تا دوستاني كه حامي احمدي نژاد هستند موضع بنده را در ارتباط با وي و كابينه و ......درك كنند. بنده مهندس موسوي را رييس جمهوري منتخب مردم مي دانم و هيچ اعتقادي به احمدي نژاد و دوستان و حاميانش ندارم زيرا كسي كه در انتخابات بازنده شده و به زور سپاه و اطلاعات و شكنجه و تجاوز و هزاران اقدام غير قانوني مسند رياست جمهوري را غصب كرده نمي توا ند حامي مردم باشد. البته عده اي در ايران حامي و طرفدار وي هستند .اين مساله در هر جامعه اي امكان پذير است ولي كسي نمي تواند مردم را براي حمايت از كسي تحت فشار و شكنجه قرار دهد. اين كس ميتواند هر جايگاهي داشته باشد. بيچاره متحجرها تصور مي كنند مردم مخالف احمدي نژاد هسيتند در حالي كه احمدي نژاد و هم رديف هايش از سوي مردم هيچ انگاشته مي شوند و اصولا به قولي احمدي نژاد عددي نيست كه در مقابل سيل خروشان ملت قادر به ايستادگي باشد. در نظر دارم اگر شرايط برايم فراهم بود و مشكلاتم كم شد مباحثي را درباره مسايل اصولي در اين سايت مطرح سازم تا با كمك كساني كه به سايت مراجعه مي كنند اين مسايل را به نقد بنشينيم. همچنين بخشي را به معرفي و نقد كتاب هايي اختصاص خواهم داد كه در اين مقطع حساس از تاريخ ميهنمان مي توانند راهگشاي جويندگان حق و حقيقت بشود. مردم بايد يدانند آنچه امثال معتضد ها عنوان و معرفي مي كنند تحريف و تخريب تاريخ ايران است و هدف اين آقايان و كساني كه در پشت پرده آنها را هدايت مي كنند در حقيقت به قول دكتر شريعتي استحمار مردم و تقويت كساني است كه ايران را به زندان تبديل كرده ا ند. البته بنده با آقاي معتضد همكار هستم ولي اعتقاديب به نوشته ها و ديدگاه ها و نظرياتش ندارم . به اين دليل كه نان به نرخ روز نمي خورم . به گفته شاعر من از خار سر ديوار دانستم كه نا كس كس نمي گردد از اين بالا نشيني ها |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 14:12 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
محاكمه فرمايشي تعدادي از بازداشتي ها در دادگاه انسان رابه ياد محاكمات بزرگ استالين درشوروي سابق مي اندازد. كساني كه اهل مطالعه هستند خصوصا كساني كه درباره حكومتهاي توتاليتر مطالعه دارند به خوبي مي توانند شرايط را با آن دوران مقايسه كنند.
ولي تاريخ ومردم روسيه پس از دهها سال از متهمان آن دادگاهها اعاده حيثيت مي كنند اما به استالين لعنت مي فرستند.اين وضعيت سال ها بعد براي كساني كه با زور وشكنجه وارعاب به اعتراف گرفتن اقدام كرده اند پيش خواهد آمد. اين اقدام آخرين برگ از كودتايي بود كه قبل از انتخابات طراحي شده و از ظهر روز راي گيري تا روز سوگند احمدي نژاد در مجلسي كه تهي از نمايندگان راستين مردم است گام به گام به اجرا در آمدتا آراي مردم به نفع كسي ربوده شود كه نمي توان بر اونام ايراني نهاد. ولي سئوال اين است كه آيا مردم او را رييس جمهوري واقعي مي داننديا مهندس موسوي را ؟! ايران در طول تاريخ يكصد ساله اخير خود با چندين كودتاموجه بوده است .اما هيچ گاه كحودتا و كودتا جايگاه قابل قبولي در ميان مردم نداشته اند. امروزه نيز چنين است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 17:2 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
دولت احمدي نژاد در حال شكل گيري است ولي به گفته برخي سالي كه نكوست از بهارش پيداست. البته آنهايي كه دل به اين دولت و امثال آن دوخته اند مي دانند كه سر نخ در جاي ديگري اسعت و رييس جمهوري صرفا وظيفه دست بوسي را دارد و بس. روزي متكي وزير امور خارجه كه در زمان سفار تش در تركيه از اين كشور اخراج شده بود دولت فرانسه را دولت كوتوله ها نامبده بود در حالي كه با انتصاب مشايي مشخص شد كه كدام دولت متعلق به كوتوله ها دارد؟! البته هدف بنده حمايت از دولت فرانسه نيست بلكه كالبدتا شكافي اين مساله است كه اگر مي خاهيم از ديگران انتقاد بكنيم خودمان نبايد در مظان همان انتقاد قرار بگيريم. مشايي به اين دليل به اين مسئليت مهم گمارده مي شود كه فقط پدر عروس احمدي نژاد است . او بهئ جز اين هيچ خاصيت ديگري ندارد . احمدي نژاد گروهي از كوتوله ها را گرد هم آورده تا ايران را بيش از پيش به ويراني كشيده و رسواي خاص و عام سازد.البته از كسي كه تخصصش فقط تعظيم و دست بوسي است بيش از اين هم نبايد توقع و انتظار داشت. اين عده ماموريت دارند ايران را به ايرانستان تبديل كنند. در اين ميان هر از چندگاهي هم عده اي با دروغپراكني در صدد بزرگنمايي او بر امده و با عنوان كردن مسايلي نظير ترور او توسط سازمان هاي اطلاعاتي خارجي مي خواهند چنين وانمود سازند كه واقعا احمدي نژاد خاري در چشم دشمن است در حالي كه همگان مي دانند كه او در حقيقت با اقداماتي كه انجام داده و سخناني كه بر زبان مي آورد بيش از همه سبب دوستي اسراييل با اعراب و نفوذ آمريكا در منطقه شده است. براي پي بردن به واقعيت ها بهتر است به امار و گفته ها استناد كرد نه به ادعاها!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 15:17 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
آيا ايران حامي مسلمانان جهان است يا اين كه تظاهر به جانبداري مي كند؟! آيا مرگ يك زن مسلمان مصري در آلمان يا مجروح شدن يك نو جوان فلسطيني در غزه و يا ضرب و شتم پير مردي شيعه در جنوب لبنان ارتباطي به مردم ايران پيدا مي كند؟! و يا اصولا فقط اين افراد مسلمان هستند ؟!
آيا ايراني هايي كه در كوچه و خيابان ها ي ايران كشته و مجروح مي شوند و يا به سياه چال انداخته مي شوند مسلمان نيستند؟! آيا كساني كه توسط دولت روسيه در چچن و يا در سين كيانگ چين كشته مي شوند را نمي توان مسلمان به حساب آورد؟! آيا حمايت از مسلمانان فقط به چند شعار و اقدام عوامفريبانه محدود مي شود؟! اگر ايران حامي مسلمانان است بايد ابتدا به فكر مسلمانان ايراني باشد كه آرايشان دزديده مي شود و به نام كس ديگري خوانده مي شود!! يكي از ويژگيهاي حكومت اسلامي عدالت است كه درجريان انتخابات دهمين رياست جمهوري و پس از آن آنچه ديده شد و به اثبات رسيد با عدالت مغايرت داشت . حال چگونه است كه مدعي دوست داشتن مسلمانان و جانبداري از آنها هستيم در حالي كه ملت خود را سركوب مي كنيم؟! تا كي مي خواهيم با اين شعارهاي مصرف داخلي خود را فريب داده وبا فرياد وااسلاما ي خود گوش فلك را كر كنيم؟! كشتار مردم بي گناه در كوچه و خيابان نشان داد كه نه عادل هستيم و نه مسلمان و نه ايراني. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 16:37 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
مدتي است عده اي كه آبشخورشان مشخص است تصور مي كنند با فحاشي و جوسازي و تهديد مي توانند مردم را ساكت كرده و ايران را به گورستان انديشه ها تبديل سازند. اين افراد با اين اقدامات ياد و خاطره شعبان بي مخ ها و ملكه اعتضا دي ها را زنده كرده و تصور مي كنند قادرند براي هميشه قدرت را در دست داشته باشند. در حالي كه تاريخ و تجربه تاريخي نشان داده كه اين افراد و جريان ها و حاميانشان مثل كف روي آب هستند كه به راحتي از بين رفته و نابود مي شوند. البته از كساني كه راي مردم را مي دزدند و يا ربيس جمهورشان نقش يك دروغگو را بازي مي كند نمي توان بيش از اين انتظار داشت. زيرا فحاشي و تهديد به مرگ و امثال اين فقط از عهده كساني بر مي آيد كه فاقد منطق و عقلانيت بوده و راهي جز دست زدن به اين اقدامات ندارند. افرادي كه در جريان ماجراي قتل هاي زنجيره اي ماهيتشان آشكار شد. ولي مردم نشان دادند اين افراد و جريان ها نه تنها فاقد مشروعيت هستند بلكه در سراشيبي نابودي قرار گرفته و بايددر دادگاه عدل الهي پاسخگوي جناياتي شوند كه در حق اين ملت انجام داده اند. لذا صراحتا اعلام مي دارم نه تنها ترسي از اين ترقي بازي ها و هاي و هوها ندارم بلكه آماده هستم هر كجا كه اين تفاله ها حاضرند با آنها به بحث بپردازم تا سيه روي شود هر در او غش باشد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 18:24 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
حكومتي كه مردمش را مي كشد چگونه مي تواند مدعي مردمسالاري باشد؟! آيا جواب مردمي كه خواستار دريافت پاسخ درباره آرايشان هستند گلوله و شكنجه و كتك است؟!
اين پاسخ را قبلا ملت ها از امثال پينوشه ها و صدام حسين ها و ديكتاتورها شنيده بود اما در نظامي كه مدعي اسلام است اين برخوردها نه تنها راهگشا نيبست بلكه نشان از بن بستي دارد كه حكومت در آن گير افتاده است. ولي بايد به اين واقعيت توجه كرد كه اين ملت به هر طريق ممكن حق خود را خوا هد گرفت. به قولي دير و زود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. به اميد آن روز |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:5 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
انتخابات دهم به دلیل حضور مردم خصوصا جوانان از اهمیت بسیاری برخوردار بود.در جریان این انتخابات مسایل مهمی دیده شد که پرده را کنار زده و چهره بسیاری را آشکار ساخت.
هدف بنده حمایت از مهندس موسوی یا دیگران نیست بلکه افشای واقعیات در باره بسیاری است که هم خود را قیم مردم می دانند و هم اینکه می خواهند خواسته و دیدگاه های خود را به مردم و جامعه تحمیل نمایند. در این مدت افراد و گروه های گوناگونی از احمدی نژاد جا نبداری کردند ولی برای تحقق خواسته های خود و حامیانشان به هر وسیله ای متوسل شدند تا خود را موجه جلوه دهند. یکی از گروه هایی که با بزرگنمایی خود در صدد نا دیده گرفتن دیگران شده موتلفه می باشد که امروزه نام حزب را یدک می کشد. حزب موتلفه توسط عده ای دایناسور سیاسی اداره می شود که اگر نگاهی به سوابق سیاسی و مبارزاتی آنها بشود این واقعیت آشکار خواهد شد که بسیاری ار آنها ادعایی بیش نیست. سردمداران موتلفه گروهی هستند که سالها سابقه فعالیت سیاسی دارند اما این عده بر خلاف آنچه عنوان می کنند پاک و شفاف و بی شیله و پیله نیستند . برای پی بردن به بخشی از سابقه آنها باید روزنامه ها ی سال ۵۶ را مطالعه کرد. در این سال ها روزنامه های سال های قبل از انقلاب انتشار یافته که در آنها حقایق بسیاری نهفته است اما اگر روزنامه های سال ۵۶ چاپ می شد چهره تعدادی از کسانی آشکار می شد که امروزه داعیه انقلاب و اسلام دارند. در میان آنها سران موتلفه نظیر بادامچیان و عسگر اولادی و لاجوردی و حاج مهدی عراقی دیده می شوند که اسناد غیر قابل انکاری درباره آنها در روزنامه های سال ۵۶ دیده می شود . متاسفانه در کتاب هایی که باره این گروه و حزب و دسته چاپ شده درباره حقایق و واقعیت های غیر قابل انکار زندگی و مبارزات این افراد سکوت شده است . این عده که زنده هایشان نقش فسیل را ایفا می کنند در سال هایی که بسیاری در زیر شکنجه بودند به مناسبت پنجاهمین سال سلطنت پهلوی توبه نامه نوشته و با حضور در برنامه سپاس شاهنشاها در تلویزیون که توسط پرویز ثابتی مقام امنیتی اداره می شد حضور یافتند ولی جالب است که توابین دوران شاهنشاهی این روزها می خواهند برای مردم تعیین تکلیف نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 18:10 توسط حسن فتحی
|
|
||