تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 14:24  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:20  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:9  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:8  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:5  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:58  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:55  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:53  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:49  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:43  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:40  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:38  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:35  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 16:18  توسط حسن فتحی  | 




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 16:15  توسط حسن فتحی  | 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 16:13  توسط حسن فتحی  | 




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 16:11  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 16:9  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:28  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:25  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:5  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 11:55  توسط حسن فتحی  | 


* استقبال از كوپنيسم
ـ جناحي كه اين روزها قدرت را در مجلس هفتم در دست دارد همواره از سياست‌هاي اقتصادي دولت مهندس موسوي انتقاد كرده و سيستم كوپني را كه كوپنيسم مي‌ناميد مترادف با كمونيسم قلمداد كرده و سعي داشت به اين ترتيب دست‌اندركاران اقتصادي آن دوران را متهم به حمايت از كمونيسم نمايد. ولي جالب توجه است با گذشت چندين سال از آن دوران همان گروه امروزه به حمايت از كوپني شدن برخاسته و از كوپني شدن نان و بنزين حمايت مي‌كند به طوري كه سبحاني يكي از نمايندگان مجلس در گفت‌وگويي سهميه‌بندي و يا به قول آنها كوپنيسم را مترقيانه‌ترين روش‌ها اعلام مي‌دارد و در حمايت از اين روش داد سخن سر مي‌دهد. مقايسه عملكرد اين گروه‌ها اين واقعيت را ثابت مي‌كند كه سياست پدر و مادر ندارد.
* انتقاد كنيد اخراج مي‌شويد
چند شماره قبل در باره سياسي شدن ورزش نوشتم. ولي هر روزي كه مي‌گذرد مسايل جالبي در حوزه ورزش اتفاق مي‌افتد كه بيش از پيش باندبازي و سياسي بازي را در اين حوزه آشكارتر مي‌سازد. فدراسيون فوتبال از جمله بخش‌هايي از سازمان ورزش است كه سياسي بازي و باندبازي در آن بيش از همه نمود دارد. به طوري كه در اين مجموعه سعي مي‌شود با اقدامات تهديدآميز مانع افشاي حقايق شوند.
شكست و ناكامي چندين ساله تيم ملي فوتسال در صحنه‌هاي جهاني بر هيچ كس پوشيده نيست ولي از آن جا كه دست‌اندركاران فوتسال با رييس فدراسيون فوتبال از يك باند و گروه هستند شكست‌ها و ناكامي‌هاي آنها نيز موفقيت جلوه مي‌كند و هركسي نيز انتقاد كند مورد توبيخ قرار مي‌گيرد كه دراين رابطه بايد به مصاحبه يكي از مربيان برجسته فوتسال كشور اشاره كرد كه پس از ناكامي تيم ملي فوتسال در تايوان به انتقاد از دست‌اندركاران اين رشته پرداخت ولي به شدت تهديد شده و قرار شده اجازه مربيگري درداخل كشور نداشته باشد. به اين شيوه مي‌گويند راه اصولي منطقي مبارزه با مخالفين و منتقدان.

* خليج فارس و سكوت مدعيان
ـ چاپ نقشه مخدوش موسسه «نشنال جئوگرافيا» اعتراضات ايرانيان را در اقصي جهان در پي داشته است ولي جالب توجه است كه در داخل كشور اين مساله انعكاس چندان نداشته و گويا تغيير نام خليج فارس به خليج عربي مساله مهمي نبوده كه از كنار آن به سادگي گذاشته‌اند. در حالي كه مشكل حجاب چند دانش‌آموز در فرانسه يك بحران تلقي مي‌شود و بايد عليه آن دست به تظاهرات و راهپيمايي زد.
متاسفانه گاهي اوقات شاهد اقداماتي در كشورمان هستيم كه سوال برانگيز به نظر مي‌رسند از جمله همين سكوت در قبال تغيير نام خليج فارس است كه حتي صدا و سيما و رسانه‌هايي كه براي كوچك‌ترين موضوعي در گوشه و كنارجهان سينه چاك مي‌كنند ترجيح داده‌اند از كنار آن به سادگي بگذرند.
* دكترهاي دروغين
ـ از اين مساله كه بسياري از مسوولين داراي مدرك دكترا هستند خيلي خوشحالم ولي گاهي اوقات فكر مي‌كنم برخي از اين افراد يا فاقد چنين مدارك تحصيلي هستند و به دروغ خود را دكتر و امثالهم مي‌نامند و يا اين كه مدرك تحصيلي آنها فاقد اعتبار است. به طور مثال چند نفر از دوستان و اطرافيانم كه سال‌ها دوست و آشناي يكديگر هستيم به يك باره خود را دكتر ناميده و در سخنراني‌ها و آگهي‌ها از لقب دكتر استفاده مي‌كنند در حالي كه نه تنها فاقد مدرك تحصيلي دكترا هستند، بلكه حتي داراي مدرك ليسانس نيز نيستند. سئوال اين است كه آيا نبايد در سيستم اداري به اين مساله رسيدگي شود و اصولاً آيا هر كسي مجاز است هر گونه كه مايل است به خود درجه و عنوان اعطا كند؟
* فروش آثار تاريخي
ـ در اين مملكت به نظر مي‌رسد قرار است براي كسب درآمد هر چيزي به فروش برسد. نفت و گاز كه در راس همه قرار دارد و معادن و فرآورده‌ها نيز در پي آن. ولي سخنان رييس سازمان ايرانگردي و ميراث فرهنگي جالب توجه بود زيرا وي صراحتاً بر اين مساله تاكيد داشت كه آثار تاريخي را هم مي‌فروشيم. يعني از اين پس براي ديدن آثار باستاني يا بايد به موزه‌هاي ديگر كشورهاي جهان سري بزنيم و يا اين كه سراغ آنها را در كلكسيون‌ها و بازارهاي حراج آثار باستاني و عتيقه بگيريم.
اصولاً در جامعه‌اي كه پول درآوردن به هر طريق و شكل ممكن هدف قرار بگيرد بايد هم چنين وضعيتي به وجود بيايد. در اين ميان سازمان‌هاي دولتي براي كسب درآمد به رقابت پرداخته و هر يك درصدد برآمده از هر طريق ممكن سطح درآمد خود را بالا ببرد. فروش اشياي تاريخي و اثار باستاني هم از روش‌هايي است كه ميراث فرهنگي ابداع كرده است. خدا آخر و عاقبت ما را به خير كند با اين روشي كه پيش گرفته‌ايم.
* گراني كاغذ كمر مطبوعات را شكست
ـ از چند ماه قبل به يك باره بهاي كاغذ مطبوعات افزايش چشمگيري يافته و چند برابر شد. اگر چه بارها از سوي وزارتخانه‌ها و مسوولين ذي‌ربط وعده ورود كاغذ و كاهش بهاي آن داده شد اما اين وعده‌ها راهگشا نبوده و بهاي كاغذ مطبوعات هم چنان بالاست به طوري كه اين وضعيت كمر مطبوعات مستقل را شكسته و آنها را دچار بحران كرده است. جالب توجه است كه همه نيز در اين رابطه شعار مي‌دهند و گامي براي رفع آن بر نمي‌دارند. ادامه اين وضعيت مي‌تواند مطبوعات مستقل را به سوي تعطيلي سوق داده و به تقويت روزنامه‌ها و مطبوعات دولتي و وابسته بينجامد

* باران و جوي‌هاي پر از لجن
ـ ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دست به دست هم داده‌اند تا وانمود سازند كه شهردار تهران كارآمد و كاردان است و هر مشكلي را با سرانگشت تدبير حل مي‌كند ولي چهره شهر چيز ديگر مي‌گويد. جوي‌ها پر از موش و زباله، جاري شدن فاضلاب توالت‌ها در جوي‌ها. آسفالت نامناسب و نظافت نصفه و نيمه حكايت از اين واقعيت دارد كه حقيقت با آن چه عنوان مي‌شود تفاوت اساسي دارد. هرچند عده‌اي مي خواهند شهردار و شوراي شهر تهران را موفق جلوه دهند ولي واقعيت اين است كه موفقيت به شعار دادن و يا تعريف و تمجيد در چند رسانه وابسته به جناح راست خلاصه نمي‌شود بلكه بايد موفقيت اين ارگان‌ها نمود عيني در شهر داشته باشد كه چنين نيست.
* خط توليد پيكان در كنيا
ـ مردم ما متاسفانه در طول اين سال‌ها به اندازه‌اي شعار شنيده‌اند كه به كارشناس عاليرتبه در اين رابطه تبديل شده‌اند و مي‌توانند به خوبي فرق ميان شعار و عمل را درك كنند. چندي پيش گفته شد قرار است خط توليد پيكان به كشور آفريقايي كنيا منتقل شود و اين كشور اقدام به توليد پيكان كند. براي كساني كه در جريان مسايل پيكان نيستند ممكن است اين خبر اميدواركننده باشد ولي سئوال اين است كدام عقل سليم قبول مي‌كند پيكان را با هزاران مشكل فني و حجم بالاي سوخت در كشوري ديگر به كار گيرد؟
اين واقعيت را بايد پذيرفت كه اگر شهرهاي بزرگ ما آلوده است و يا مصرف بنزين در ايران بالاست به دليل همين خودروي پيكان است به همين دليل مي‌خواهند توليد آن را متوقف كنند. حال در چنين شرايطي عده‌اي به دروغ عنوان مي‌كنند كه قرار است خط توليد آن در كشور ديگري كه مردمش نان براي خوردن ندارند به كار بيفتد. به اين مي‌گويند دروغ سال.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 10:49  توسط حسن فتحی  | 



علي كوچولو و زلزله بم
ـ گاهي اوقات انسان با مسايلي مواجه مي‌شود كه قدرت فكر كردن را از دست مي‌دهد يكي از اين مسايل وضعيت علي كوچولو يكي از بازماندگان زلزله بم است. در جريان زلزله بم كه در آستانه يك ساله شدن است ولي هنوز مردم اين شهر در چادرها و سرپناه‌هاي ناامن به سر مي‌برند بسياري از خانواده‌ها از بين رفتند و كودكان بسياري والدين خود را ازدست دادند كه علي كوچولو يكي از آنهاست. علي كوچولو كه در زلزله بم تمامي خانواده خود را از دست داده به دست يكي از نزديكانش سپرده مي‌شود ولي اين كودك كه هيچ ماوا و مامني نداشته، پس از چند ماه درشرايط ناگوار و اسف‌باري پيدار مي‌شود زيرا قيم معتادش براي آرام كردن اين كودك او را با سيخ سوزانده وداغ كرده است. سوال اين است كه چه كسي مسئوليت نظارت بر اين كودكان زنده مانده از جريان زلزله را دارد و چه ارگاني بايد آينده آنها را تامين كند؟ آيا با رها كردن اين بچه‌ها به صورت كنوني، از آنها يك جاني،‌ قاتل و قاچاقچي تحويل جامعه نمي‌دهيم؟ اين كودك چه گناهي مرتكب شده كه بايد در ابتداي زندگي با چنين مشكلاتي دست و پنجه نرم كند؟ كجا هستند كساني كه فرياد مي‌زدند آينده اين گونه بچه‌ها را تامين مي‌كنيم؟!
كنسرت زنده در اتوبوس‌هاي شركت واحد
ـ‌ بنده به دلايل مختلف با اتوبوس‌هاي شركت واحد رفت‌وآمد مي‌كنم و يكي از مشتريان پر و پا قرص اين شركت هستم. ولي چند ماهي است كه حال و هواي اتوبوس‌ها تغيير يافته است.
اتوبوس‌هاي شركت واحد را بايد خودروهاي بزرگ چند منظوره به حسا‌ب آورد كه هم فال هستند و هم تماشا. در اين اتوبوس‌ها شما با همه جور آدم سر و كارپيدا مي‌كنيد. اما آنچه اين روزها جالب توجه شده اجراي كنسرت زنده موسيقي در اتوبوس‌هاي در حال حركت است.
زماني اتوبوس‌ها متاسفانه بر دكه‌هاي گدايي تبديل شده بودند و معمولاً به گدايي مي‌پرداختند. اما اين ايام شرايط تغيير يافته و اجراي كنسرت زنده موسيقي جاي گدايي را گرفته است. ولي جالب توجه است كه با وجود اجراي كنسرت زنده، مسئولين شركت واحد تعداد بليت‌ها را افزايش نداده و بابت اين خدمات وجهي از مسافرين دريافت نمي‌كنند.

مهد كودك‌هاي كلنگي در شهريار
زلزله بم درس تلخي به مردم داد و آنها را با اين واقعيت آشنا ساخت كه زندگي در خانه‌هاي كلنگي و خشت وگلي به منزله زندگي در تابوت است. اما گويا گوش ما به اين حرف‌ها بدهكار نيست. زيرا هنوز هم در گوشه و كنار كشور مراكز آموزشي و پرورشي بسياري را مي‌توان يافت كه در اماكن كلنگي فعاليت كرده و به نگهداري كودكان مي‌پردازند.
اگر اين مراكز قبل از برور فاجعه بم داير شده بودند فعاليت آنها قابل توجيه بود اما در شهريار كه در كنار تهران قرار دارد اداره بهزيستي اين شهر مجوز فعاليت به مهدهاي كودك در خانه‌هايي را داده كه از 30 تا 50 سال قدمت دارند.
زماني هم كه به مسئولين اين اداره واقعيت‌ها را يادآورد مي‌شويم شانه بالا انداخته و با لبخند تمسخر پاسخ شما را مي‌دهند. اين خانه‌ها كه متاسفانه به مهدهاي كودك تبديل شده و داراي مجوز و تاييديه اداره بهزيستي هستند با كوچك‌ترين لرزه و تكاني فرو ريخته و مي‌توانند جان هزاران كودك را بگيرند. در اين شهرستان بيش از 30 مهد كودك فعال هستند كه به استثناي 2 مهد بقيه آنها فاقد ايمني بود و اكثراً داراي قدمت چندين 10 ساله مي‌باشند. تاييد چنين اماكني مغاير دستورالعمل‌هاي موجود در بهزيستي بوده و نشاندهنده بي توجهي به قوانين و مقررات مي‌باشد.
حالا نوبت چين است
ـ روزگاري شعار حمايت از الگوهاي كره‌اي و ژاپني در كشور داده مي‌شد. ولي مدتي است كه آن كشورها به فراموشي سپرده شده و دست به سوي چيني‌ها دراز كرده‌ايم. بطوري كه چيني‌ها امروز دست اندركار پروژه‌هاي بسياري در زمينه‌هاي مختلف در كشور بوده و به يكي از مهم‌ترين شركاي تجاري ما تبديل شده‌اند. سفر وزير نفت به چين نيز به انعقاد قرارداد مهمي در زمينه نفت و گاز انجاميد كه تعجب برانگيز بود. اشباع بازار كشور از انواع و اقسام كالاهاي چيني،‌ حضور چيني‌ها در جاده‌سازي و احداث خطوط راه‌آهن،‌ تلاش براي بهره‌گيري از تجربيات چيني‌ها در احداث نيروگاه‌هاي هسته‌اي و نفت و گاز از جمله اقدامات آنها در ايران بوده است.
نگاهي بر ارتباطات اقتصادي و تجاري ايران و چين اين ذهينت را ايجاد مي‌كند كه چه عواملي سبب گرديده تهران در رابطه با پكن چنين دست و دل باز شده و در حقيقت خود را به دامان آنها انداخته است؟ آيا حق وتوي پكن در شوراي امنيت سازمان ملل سبب گرديده كه تهران چنين شتابان به سوي چين كشيده شود و يا اين كه بهره‌گيري از الگوي چين در اقتصاد و سياست را مي خواهيم با انعقاد قراردادها و انباشته كردن بازار ايران از اجناس بنجل چيني جامه عمل بپوشانيم؟
تنبیه بدني در مدارس
­ـ يكي از معضلات بزرگ و غير قابل انكار در مدارس كشور خصوصاً مدارس شاهد تنبيه بدني دانش آموزان است به طوري كه گاهي اوقات دانش‌آموزان به بهانه‌هاي واهي به شديدترين وجهي مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دچار آسيب‌هاي جسمي و روحي مي‌شوند. اين روند در حالي ادامه دارد كه دهها بخشنامه و دستورالعمل در باره غيرقانوني بودن تنبيه بدني وجود دارد و بارها نيز مسئولين وزارت آموزش و پرورش بر آن تاكيد ورزيده‌اند ولي گوش شنوايي در مداري وجود ندارد تا به اين بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها توجه كند.
اين وضعيت خصوصاً در مدارس شاهد به صورت آزاردهنده‌اي در آمده و اين نو گلان كه معمولاً با مشكلاتي در خانواده‌هاي خود مواجه هستند با كوچك‌ترين بهانه‌اي با مشت و لگد آموزگاران و مسئولين مدارس مواجه مي‌شوند. جالب توجه است كه فرياد‌رسي نيز وجود نداشته و اگر اعتراضي هم صورت بگيرد سعي مي‌كنند با يك معذرت‌خواهي سر و ته قضيه را هم بياورند. سئوال اين است كه چه عواملي سبب گرديده با وجود ممنوعيت،‌ تنبيه بدني رواج يافته و بيشتر شود؟ آيا فرزندي كه پدر خود را در جنگ با دشمنان از دست داده بايد در مدرسه هم مورد ضرب و شتم قرار بگيرد؟ آيا با اين روش، دانش‌آموزان را از درس و مشق فراري نمي‌دهيم؟!

ماه رمضان و سريال‌هاي تحميلي
ـ چند سالي است كه در ايام ماه مبارك رمضان شبكه‌هاي مختلف تلويزيون، اقدام به پخش سريال‌هايي پس از افطار با محتواي ارشادي مي‌كنند. كه از يك سوي سرگرم‌كننده و از سوي ديگر بايد درس از خودگذشتگي و ايثار را به بينندگان بياموزند. ولي معلوم نيست كه توليدكنندگان و پخش‌كنندگان اين سريال‌ها توانسته‌اند به خواسته‌هاي خود دست بيابند يا خير؟ در ماه رمضان امسال، سريالي از شبكه دوم سيما پخش مي‌شد كه بسيار جالب توجه بود. اين سريال در باره جواني با موهاي ژوليده و ژل‌زده و صورت تراشيده بود كه براي تحقق يك رويا،‌ به هر دري مي‌زد. ولي به قولي ريخت و قيافه و سر و وضع او با آنچه سعي داشت به بيننده القا كند زمين تا آسمان تفاوت ت.
البته بنده معتقد نيستم كه مسلمانان بايد ريش داشته باشند و لباس مرتب نپوشند،‌ بلكه ظاهر كسي كه مي‌خواهد اداي حضرت علي‌(ع) را در بياورد و يار مستضعفان و ستم‌ديدگان شود با موهاي ژوليده و ژل‌زده جور در نمي‌آيد. حال اگر سيماي جمهوري اسلامي مي خواهد چنين قيافه‌ها و افرادي را به جامعه به عنوان الگوهاي ايثار و از خود گذشتگي القا كند بهتر است در ديگر برنامه‌ها نيز دست به تغيير و تحول زده و الگوسازي را كامل كند.
شعارهاي غير عملي
ـ چرا برخي از دست‌اندركاران عادت كرده‌اند فقط شعار بدهند و به عواقب آنچه بر زبان مي‌آورند فكر نمي‌كنند؟ آنها تصور مي‌كنند با اين سخنان مي‌توانند افكار عمومي را به خود جلب كرده و چهره‌اي انقلابي از خود به نمايش بگذارند.
آقاي نژاد حسينيان از مسئولين وزارت نفت مي‌گويد پول نفت را به مردم بدهيد. وي مدعي مي‌شود در اين صورت به هر خانواده 4 نفره حدود 8 تا 10 ميليون ريال مي‌رسد كه بايد با آنها سهام بخرند.
مساله پرداخت نقدي سوبسيدها به مردم و يا دادن پول نفت به آنها مساله جديدي نيست،‌ بلكه حتي قبل از پيروزي انقلاب نيز بر روي اين موضع تاكيد شده بود ولي هيچ‌گاه اين قضيه جامه عمل نپوشيد، زيرا خرج و دخل و درآمد دولت و سيستم دولتي وابستگي تام به درآمدهاي نفتي دارد به همين دليل دولت از خود خلع يد نمي‌كند. ضمناً كسي نيست به آقاي نژاد حسينيان بگويد كسي كه نان ندارد و گرسنه است پولي را كه بدست مي‌آورد در سهام سرمايه‌گذاري نمي‌كند اگر هدف، رونق بخشيدن به بورس است با جيب مردم نمي‌توان آن را فعال كرد بلكه زماني كه بورس و اوراق بهادار صورت واقعي به خود گرفت افراد به‌خصوصي را جذب كرده و وارد بازار سهام مي‌كند.
مصوبات مجلس و فرار سرمايه‌ها
ـ سخنان غير مسئولانه و يا بعضي از مصوبات مجلس در عوض اين كه سبب آرامش و دلگرمي شود تنش و تشنج در پي داشته و مشكل آفرين شده است. مواضع اخير مجلس در قبال دولت، بخش خصوصي، برنامه چهارم و سرمايه‌هاي خارجي از جمله مواردي بود كه در ميان سرمايه‌گذاران بدبيني ايجاد كرده و موجب فرار سرمايه‌ها از كشور و يا خودداري سرمايه‌گذاران خارجي از حضور در ايران شد.
در پي مصوبات مجلس در باره شركت‌هاي ترك سل و تاو، اعلام شد كه 2 سرمايه‌گذار خارجي سد بختياري كه بلندترين سد بتوني كشور است از ايران رفتند.
متاسفانه گاهي اوقات عده‌اي به بازتاب و تاثيرات سخنان خود واقف نبوده و با استفاده از تربيون‌هاي رسمي مطالبي را عنوان مي‌كنند كه براي كشور مضر است. چه كسي بايد جلوي اين تندروي‌ها را گرفته و اجازه ندهد سخنان غير مسئولانه به كشور لطمه وارد نسازد.؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 10:44  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 16:29  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:45  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:44  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:43  توسط حسن فتحی  | 



وی می گوید: این طرح باید به گونه ای اجرا شود که علاوه بر جلب و تامین رضایت شهروندان، نظم و انضباط ترافیکی تهران را نیز افزایش و گسترش دهد.
البته در این راستا قرار است طرح های محدودیت ترافیکی زوج و فرد پنج شنبه ها اجرا نشود. وی مدعی شده که بر اساس تحقیقات به عمل آمده از سوی کارشناسان و متخصصان نیروی انتظامی، حداقل 71 درصد از شهرواندان تهرانی از اجرای طرح زوج و فرد تردد خودروها در محدوده ترافیکی تعیین شده در سطح تهران ابراز رضایت کرده اند ولی باید پرسیده شود این طرح چه اندازه در رفع آلودگی موثر بوده است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:20  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:16  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:14  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 18:13  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 17:56  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 17:53  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:41  توسط حسن فتحی  | 




+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:38  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:34  توسط حسن فتحی  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:30  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:27  توسط حسن فتحی  | 




+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:24  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:20  توسط حسن فتحی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 15:7  توسط حسن فتحی  | 

حسن فتحی: هنوز چهل روز از سانحه هوایی دلخراش سی 130 نگذشته بود که یک هواپیمای فالکن نیروی هوایی سپاه نیز سقوط کرده و تعدادی از فرماندهان رده بالای سپاه پاسداران در این حادثه جان خود را از دست می دهند.

 

با توجه به شتابی که سقوط ها در پیش گرفته باید در انتظار سقوط های دلخراش تر دیگری باشیم زیرا به نظر نمی رسد در این مقطع زمانی اراده ای برای نوسازی و تجهیز ناوگان هوایی کشور وجود داشته باشد.

هر چند یکی از مهم ترین موانعی که بر سر راه نوسازی و تجهیز ناوگان هوایی کشور وجود دارد تحریم ایران از سوی امریکاست که دیگر کشورها نیز ناگزیر به تبعیت از آن شده اند اما به نظر می رسد بخشی از نارسایی ها و ناملایمات نیز ساخته دست داخلی ها بوده و نشان از عدم لیاقت و ناتوانی دست اندرکاران داخلی دارد.

همواره در پی سقوط هواپیماها، یکی از مسائلی که مطرح می شود یافتن دلایل آن و بررسی جعبه سیاه است که معمولا بدون نتیجه ای به پایان می رسد و مردم در جریان علل سوانح قرار نمی گیرند. ولی این دلایل هر چیزی که باشد به نظر نمی رسد چندان ارتباطی به مردم داشته باشد زیرا نارسایی سیستم ناوبری هوایی، خطای خلبان، فرسودگی هواپیماها و ناتوانی عوامل برج های کنترل و مسائل و مشکلاتی که اغلب فرودگاه های کشور دارند که عمده مسائل مربوط به سقوط هواپیما ها را شامل می شود مسائلی نیستند که رفع آنها از عهده مردم بر آید و از آنجا هم که توجهی به خواسته ها و مسائل مردم نمی شود و در حقیقت گوش شنوایی برای رسیدگی به این موارد و جود ندارد بیان این امور دردی را دوا نمی کند.

در این میان به نظر می رسد خطوط قرمزی که درباره اطلاع رسانی به مردم رعایت می شود و فقط در حد ارسال چند پیام تسلیت و هم دردی به تشریح مسائل پرداخته می شود در تمامی مراحل مورد توجه قرار گرفته و سعی می شود واقعیت ها حتی به اطلاع مسئولین رده های پایین تر برسد. لذا عدم اطلاع رسانی عمومی از علل سقوط هواپیما ها بهترین فرصت را در اختیار دست اندرکاران امور هوایی قرار داده تا آن گونه که مایل هستند جان مردم و حتی مسئولین را به خطر بیندازند. یعنی اراده ای فراتر از خواست مردم و حتی نمایندگان مجلس وجود دارد که اجازه نمی دهد واقعیت ها آشکار شود.

ممکن است یکی از دلایل عدم اطلاع رسانی شفاف، جلوگیری از آشکار شدن واقعیت های ملموس و خطرناکی باشد که گریبان سیستم هوایی را گرفته است زیرا در صورت اطلاع مردم، پروازها و خطوط ایرانی با نوعی تحریم مواجه شده و آنها تمایلی به استفاده از هواپیما نداشته باشند.

این یک واقعیت انکار ناپذیر است که سیستم هوایی ایران نیاز به تغییر و تحول اساسی دارد. این تحول صرفا محدود به هواپیماها نمی شود بلکه از فرودگاه ها گرفته تا خلبان ها و سیستم های ناوبری باید نوسازی شده و به علوم روز مجهز شوند. به این دلیل که از صدر تا ذیل این مسائل با فقدان مدیریت، ناکافی بودن آموزش، فرسودگی سیستم ها و سوء استفاده ها مواجه است که همه آنها دست به دست هم داده و به بلای جان مردم و مسئولین تبدیل شده است.

آنچه مطرح است این است که چه کسی و کدام سازمان وارگان مسئول پیدایش این وضعیت ناگوار برای سیستم هوایی کشور هستند؟ وضعیتی که برای فرودگاه امام به وجود آمد حکایت از مسائل حاد و پیچیده ای دارد که با انگ امنیتی سعی شده بر روی آنها سرپوش گذارده شود.

ولی سوال این است مردمی که جانشان در معرض انواع و اقسام خطرها قرار دارد چرا نباید در جریان واقعیت ها ملموس قرار بگیرند؟

برخوردی که با مردم و جامعه در این رابطه می شود مشابه برخورد با جامعه ای عقب مانده و ناآگاه است که قادر به تصمیم گیری درباره سرنوشت و مصالح خود نیست. در حالی که واقعیت ها با آنچه عده ای تصور می کنند کاملا مغایر است و باید به مردم اعتماد کرده و اجازه نداد با ایجاد محدودیت های اطلاع رسانی بیش از این جان مردم را به خطر انداخت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 16:52  توسط حسن فتحی  | 

حسن فتحی: دلمان خوش بود که پس از 25 سال فعالیت مطبوعاتی کسی پیدا شد ه که از روزنامه نگاران قدردانی بکند. ولی سستی و بی برنامگی انجمن صنفی که این تشکل صنعتی را به حزب و گروه سیاسی تبدیل کرده و پایان دوران خاتمی سبب گردید تمامی رویاها و امیدهایمان بر باد برود زیرا با روی کار‌آمدن تیم جدید در وزارت ارشاد همه ماها غیر خودی شدیم و کسانی در اولویت قرار گرفتند که به وزیر ارشاد و روزنامه های کیهان، رسالت و سیاست روز نزدیک بودند. به این ترتیب وعده ای که آن همه با بوق و کرنا به اطلاع همگان رسیده بود نصیب خودی ها شده و باز هم سرتمامی روزنامه نگاران واقعی و مستقل بی کلاه ماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:13  توسط حسن فتحی  | 

حسن فتحی: برخی مسایل و موضوعات سال ها در ذهن باقی مانده و پاسخی برای آنها نمی توان یافت. به این دلیل که بسیار مبهم و گنگ بوده و از شفافیت برخوردار نیستند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:12  توسط حسن فتحی  | 

حسن فتحی: مسابقه ایران و چین تایپه یک بار دیگر بر این واقعیت صحه گذارد که دوران علی دایی به پایان رسیده و او بهتر است به موزه فوتبال سپرده شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:11  توسط حسن فتحی  | 

حسن فتحی: روزی که دکتر دادکان رئیس فدراسیون فوتبال ادعا کرد که قرار است تیم ملی فوتبال آرژانتین برای یک دیدار دوستانه به تهران آمده و در مقابل تیم ملی فوتبال ایران صف آرایی کند مشخص بود که دروغ می گوید و می خواهد از بار فشاری که بر روی دوش او و فدراسیونش قرار دارد بکاهد. زیرا در این مدت او و کابینه اش نتوانسته اند رقیبی تدارکاتی برای ایران فراهم آورند. در حالی که دیگران مسابقات بسیاری برگزار کرده اند. البته این مسأله ماهیت سیاسی دارد اما مسئولین فدراسیون فوتبال و ورزش کشور نمی خواهند به این مسأله اعتراف کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 17:10  توسط حسن فتحی  |