تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته

چند روز دیگر انتخابات برگزار می شود و رسانه های دولتی و رادیو و تلویزیون که خود را رسانه ملی می نامند با هو و جنجال کاذب ادعا می کنند مردم این بار هم حماسه دیگری آفریدند . گوش ما ایرانی ها و حتی جهانیان از این تبلیغات و مصاحبه های ساختگی و فرمایشی پر است ولی این خصلت رسانه ها و گروه هایی است که از این طریق ارتزاق می کنند.

هر بار که انتخابات در ایران برگزار می شود از تعداد شرکت کنندگان کم می شود زیرا از یک سو دایره انتخاب ، محدود تر و بسته تر می شود و از سوی دیگر ، خطوط خودی ها و غیر خودی ها پر رنگ تر می گردد بطوری که اکثر مردم در جمع غیر خودی ها جای گرفته و خودی ها بیش از پیش ، دست نیافتنی تر می شوند. این وضعیت در خبرگان ، بیش از دیگر انتخابات است هر چند این شرایط به تدریج در سایر انتخابات هم از سوی شورای نگهبان به یک اصل تبدیل می شود.

ولی هدف من این نیست که به تشریح وضعیت انتخابات و بررسی دلایل کاهش حضور مردم در پای صندوق های رای و فرمایشی شدن آن بپردازم بلکه می خواهم بگویم برنده اصلی انتخابات در ایران چه کسانی هستند؟

اگر تصور کنید که مردم برنده هستند اشتباه می کنید زیرا با وضعیتی که به وجود آورده اند و بی توجهی به مردم و آرای آنها که بار ها از سوی جناح حاکم صورت گرفته ، باید برنده واقعی را در جای دیگر جستجو کرد. ممکن است این ذهنیت به وجود آید که جناح ها پیروز این میدان هستند. این تصور هم اشتباه است زیرا احزاب و گروه های سیاسی ایران جملگی ساختگی بوده و پایگاه و نفوذ مردمی ندارند. این احزاب فقط برای این به وجود آمده اند که در زمان انتخابات ، با ایجاد هیاهو و جو سازی ، وانمود سازند که شور و شوق انتخابات ، جامعه را فرا گرفته و مردم برای شرکت در انتخابات دقیقه شماری می کنند.

حال با توجه به این مسایل باید پرسید چه کسانی برنده هستند؟!

به نظر بنده که ممکن است با دیدگاه بسیاری مغایر باشد برنده واقعی و راستین انتخابات در ایران ، فقط کاغذ فروشان و چاپخانه داران هستند که در این مدت به نوایی رسیده و با چند برابر کردن قیمت ها و دستمزد ها ، در آمد شان افزایش میابد. اگر از نگاه چاپخانه داران و کاغذ فروشان به انتخابات نگاه کنیم آنها مایل هستند هر روزه در کشور انتخابات داشته باشیم و رادیو وتلویزیون و رسانه های دولتی هم به آن دامن بزنند. این است نتیجه تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی و ایجاد محدودیت برای کسانی که دولتی فکر نمی کنند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:55  توسط حسن فتحی  | 

در شرایطی که بسایری از مردم به دلیل فقر و نداری فقط نان مصرف می کنند و در حقیقت نان ارزان ترین مواد غذایی در کشوری می باشد که بر روی دریایی از نفت و گاز آرمیده ، دولتی که قرار بود نفت را بر سر سفره مردم بیاورد در آستانه انتخابات دست به گران کردن قیمت نان زد تا برای چندمین بار ثابت شود که آنچه قبلا گفته می شد شعاری بیش نبوده است. این از خصوصیات مسئو لین در ایران است که هر گاه تصور کردند جای پایشان محکم شده ، شعار ها را فراموش کرده و راه خود را می روند.

البته گرانی فقط مخصوص نان نبوده و به تمامی امور گسترش می یابد زیرا همه امور همچون زنجیره به هم مرتبط هستند.این اقدامات در شرایطی صورت می گیرد که رییس جمهوری و دار و دسته اش بارها گرانی را نقی کرده و مدعی هستند که در کشور گرانی وجود ندارد و در عوض ارزانی جای آن را گرفته است.

ولی مساله این نیست که احمدی نژاد و اطرافیانش چه می گویند زیرا مردم خود با تمامی گوشت و پوست ، گرانی را لمس کرده و از آن در عذاب هستند. اما در همین حال باید ثرون این مملکت به جیب لبنانی ها و فلسطینی ها و روس ها و چینی ها و افغان ها و عرا قی ها و کسانی برود که تاریخ و تجربه نشان داده در مواقع حساس پشت ما را خالی کرده اند. همین روس ها که درارتباط با برنامه هسته ای میلیارد ها دلار از ما گرفته اند در باره تحریم ایران با آمریکا همصدا و همراه شده اند. این انتقام الهی از ملتی است که نمی داند از ثروت ها و منابع خود چگونه بهره ببرد. این ثروت باید یه جیب دیگران سرازیر شود در حالی که مردم خودمان با گرانی و گرسنگی و فقر و نداری دست و پنجه نرم کنند. یکی از دلایل گسترش فحشا و دزدی و جنایت در کشور ، فقر است. فقری که نتیجه حیف و میل سرمایه های کشور و ریختن آن در جیب دیگران است . این هم نوع جدیدی از مملکت داری در قرن 21 است !!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 4:48  توسط حسن فتحی  | 

 

مدتی است که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده اند تا نشان بدهند که انتخابات و مجلس خبرگان بسیار مهم هستند و از آنجا که کشور ما به گفته عده ای با تهدیدات استکبار جهانی مواجه است باید حتما مردم در پای صندوق های رای حضور یافته و به افرادی رای بدهند که مورد نظر شورای نگهبان و جناح حاکم هستند تا چند نفری که بنا به دلایلی از فیلتر این شورا گذشته اند نتوانند به مجلس خبرگان راه یابند.

هدف اصلی از این تبلیغات ، حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای نیست زیرا آنها بار ها اعلام کرده اند که اهمیتی به آرا و نظریات مردم نداده و در حقیقت مردم زینت المجالس هستند که باید در شرایط خاصی مورد توجه قرار گرفته و توجهشان جلب شود . در حالی که بارها جمهوریت نظام توسط افرادی نظیر مصباح یزدی و فقهای شورای نگهبان نفی شده اما حال که قرار است ادعا شود مردم حضوری گسترده در پای صندوق های رای داشته اند تمامی رسانه ها را به کار گرفته اند تا به جهانیان ثابت کنند که انتخابات ، آزاد و دموکراتیک است و مردم سالاری دینی در ایران رواج دارد.

این سئوال برای مردمی که با تبلیغات گسترده و شبانه روزی رسانه های دولتی که از بیت المال تغذیه می کنند ، مطرح است که در طول دوره قبل ، مجلس خبرگان در راستای وظایفی که بر عهده داشته چه گامی برداشته است؟!

آیا با سالی یک جلسه می توان درباره رهبری و دیگر وظایفی که بر دوش این مجلس است تصمیم گیری کرد؟

از روزی که در قم ، چندین طلبه تحریک شده علیه هاشمی رفسنجانی هیاهو به راه انداختند مشخص شد که دار و دسته مصباح یزدی و شورای نگهبان می خواهند این مجلس را هم کاملا یک دست کرده و تک و توک افرادی را که در این مجلس هستند را از آن بیرون کنند این واقعیت پس از اعلام صلاحیت ها مشخص شد. آنها آنقدر انحصار طلبی کردند که حتی حسنی امام جمعه ارومیه را رد صلاحیت کردند. حال با این اقدامات می خواهند میلیون ها نفر در روز جمعه در پای صندوق های رای حضور یافته و به کسانی رای بدهند که می خواهند مصباح را در آینده جانشین رهبر کنونی کنند. این انحصار طلبی ها و تنگ کردن هر چه بیشتر دایره انتخاب ، مردم را هر چه بیشتر با انتخابات و صندوق آرا بیگانه می سازد. اگر قرار است این روال ادامه یابد چه بهتر شورای نگهبان خود انتخاب کرده و خود تصمیم گرفته و خود همه کاره باشد . آیا این است مردم سالاری که در دنیا فریاد زده و گوش فلک را کر کرده اید؟!

با کدام خبرگان و کدام کاندیداها باید در پای صندوق ها حضور یافت؟!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:24  توسط حسن فتحی  | 

روز 16 اذر را باید نقطه عطفی در مبارزات دانشجویی به حساب آورد . به همین دلیل این روز باید برای همیشه زنده نگه داشته شود. این وظیفه دانشجویان است که این روز و این حادثه را قدر بدانند اما در این میان یک واقعیت را نباید نادیده گرفت که اگر خواستار استقلال و آزادی و دموکراسی هستیم باید جنبش قدرتمند دانشجویی شکل گرفته و اجازه ندهیم این جنبش اسیر دست دولتی ها بشود.

اگر نگاهی به افول جنبش ها و یا انحراف آنها بیندازیم این واقعیت آشکار خواهد شد که جامعه روشنفکری و نخبگان به سلک دولتی ها در آمده و زیر بلیت حاکمیت سینه زده اند. این وضعیت را در زمان شاه نیز شاهد بودیم. در حالی که نخبه و روشنفکر دولتی در حقیقت جیره خوار دولت و مواجب بگیر حکومت می شود.

زمانی که همه چیز دولتی شود زمینه مساعدی برای توجیه و استحمار پدید می آید. به همین دلیل روشنفکر و نخبه دولتی و توجیه گر ؛ هیچ ارزشی نداشته و به مراتب از یک حکومتگر ناوارد و آماتور خطرناکتر است. برای پی بردن به نقش چنین افرادی می توان به کتاب های کالبد شکافی چهار انقلاب و نا کار آمدی نخبگان سیاسی ایران بین دو انقلاب مراجعه کرد. اگرچه آنچه امروزه در دانشگاه ها در جریان است را بنا به دلایلی نمی توان یک حرکت مستقل و کار آمد به حساب آورد اما همین روند می تواند زمینه ساز یک حرکت تاثیر گذار و راهگشا باشد. تا دانشگاه و جامعه روشنفکری از سستی و خمودگی خارج شده و متحول شود. در این میان نیاز به ذکر این واقعیت است که نباید فریب اصلاح طلبی دولتی و درون حاکمیت را خورد و تصور کرد که می توان عضو حاکمیت شد و دست به اصلاحات زد . اصلاحات دولتی و یا اصلاح طلبی از طریق حاکمیت ، مشابه انقلاب سفید شاه است که فقط توده ای ها و چب های آن دوران را خلع شعار کرد و لی نفع چندانی برای توده ها نداشت.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 17:12  توسط حسن فتحی  | 

 

جلال طالبانی رییس جمهوری عراق چند روزی را مهمان ایران بود . در این روزها او چندین بار به اظهار نظر پرداخت که بسیاری از سخنانش مغایر گفته های قبلیش بود. جلال را من از سال ها قبل می شناسم و با او در زمانی که دبیر بین الملل روزنامه نشاط بودم مصاحبه هم کرده ام. او سیاستمداری خبره و زیرک است و در زمان اقامت در تهران به گونه ای سخن گفت که باب میل ما بود. او می داند که کجا چگونه سخن بگوید و چه مسایلی را بر زبان بیاورد. سخنان

جلال طالبانی باید برای مسئولین ما الگو باشد و سخن گفتن را از او یاد بگیرند. زیرا همین جلال طالبانی چند روز قبل در سخنانی صراحتا ایران و سوریه را متهم به دخالت در امور داخلی عراق کرده بود. ولی در تهران برای دلخوش کردن مقامات ایرانی از نیاز کشورش به کمک های ایران سخن می گوید .

برای اداره یک کشور نیاز به درایت و عقلانیت است که متاسفانه در برخی ها وجود ندارد و تصور می کنند با سخنانی که فقط مصرف داخلی دارد و شعار هایی که پوچی آنها بار ها آشکار شده می توان با مشکلات دست و پنجه نرم کرد. به همین دلیل است که با این همه مشکلات عجیب و غریب مواجه هستیم و راه خروج از آن را نیز نمی دانیم . سخنان و مواضع جلال طالبانی درس خوبی از سیاستمداری به ما داد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 6:58  توسط حسن فتحی  | 

 

دکتر مصباح زاده صاحب و موسس روزنامه کیهان در غربت در گذشت . ممکن است تعدادی از دوستانی که این مطلب را مطالعه می کنند شناختی از سناتور مصباح زاده نداشته باشند. او سال ها در لندن کیهان را در غربت منتشر می کرد که به مراتب از کیهان وطنی پر بار تر و بهتر بود. مصباح زاده در راس روزنامه ای قرار داشت که یک میلیون نسخه تیراژ داشت ولی امروزه روزنامه حسین شریعتمداری حدود 30 هزار تیراژ دارد که آن هم عمدتا توسط دولتی ها خریداری می شود. جالب توجه است یکی از کسانی که کیهان را به این روز انداخت صفار هرندی بود که امروزه وزیر ارشاد است و نبض فرهنگ و ارشاد را در دست دارد . این هم جالب توجه است که کسی که چنین بلایی را بر سر یک روزنامه مهم و تاثیر گزار کشور آورده وزیر ارشاد می شود.

از قدیمی های کیهان یک مساله درباره مصباح زاده شنیده ام که در مقایسه با امروز ی ها بسیا رجالب است . اگرچه درباره او گفته می شود که طاغوتی بوده و سناتور و وابسته به دربار. ولی آن چیزی که انسان را می سازد این عناوین و القاب و اتهامات نیست بلکه انسانیت انسان است.

امروزه به راحتی روزنامه ها تعطیل می شوند و کارکنانشان بیکار !!. بدون اینکه توجهی به وضعیت معیشتی آنها بکنیم . در حالی که خود را مسلمان و اشرف مخلوقات می دانیم. ولی فقط در شعار دادن مسلمان هستیم و سنگ مردم را به سینه می زنیم. همین وزیر ارشاد چه افرادی را که خانه نشین نکرده و از نان خوردن نینداخته است. ولی همین آقای مصباح زاده که به قول آقایان طاغوتی و سناتور بوده اگر کسی از کیهانی ها توسط ساواک بازداشت می شد حقوقش را در خانه اش می فرستاد تا لا اقل خانواده اش گرسنه نمانند. این است تفاوت کیهان مصباح زاده با کیهان حسین شریعتمدای. در حالی که او نماینده شاه بود و ایشان نماینده ولی فقیه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 8:0  توسط حسن فتحی  | 

 

یک هواپیمای دیگر سقوط کرد تا فهرست این سقوط ها تکمیل شود. در حالی که از زمان سقوط اولین هواپیمای مسافربری در سال 57 تا کنون این سریال ادامه داشته و روز به روز بر تعداد آن هم افزوده می شود. زیرا در طول این سال ها آنچه انجام داده ایم فقط شعار دادن بوده است. البته پاسخ این مساله را باید همان کسانی بدهند که بر طبل جنگ می کوبند و تصور می کنند با شعار مرگ بر آمریکا می توانند عقب ماندگی ها را برطرف کرده و جهان را مسلمان و شیعه و حزب اللهی کنند. این افراد باید پاسخگوی خون تمامی کسانی باشند که در این حوادث جان خود را از دست می دهند.

با توجه به روندی که در پیش گرفته شده و جنگ طلبی ها یی که در کشور شاهدیم نباید امیدوار باشیم که این حوادث پایان یافته و سیستم و وسایل حمل و نقل هوایی ایران نوسازی و بازسازی شود. عده ای تصور می کنند که مملکتداری فقط شعار دادن است و باید به جهانیان چنگ و دندان نشان بدهند در حالی که برای بقا و زندگی در جهان امروزی نیاز به همزیستی و صلح است . در این جهان شعار مرگ و نابودی و توهین به باور های دیگران جایی نداشته و نمی تواند موفق باشد. اگر نگاهی به تاریخ 2500 ساله ایران بیندازیم این واقعیت آشکار خواهد شد که ملت ایران در طول تاریخ جنگ طلب نبوده و منشور کوروش موید این مساله است. ولی امروزه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل از نان شب برای عده ای واجب تر شده است . کسانی که این شعار ها را می دهند باید عواقب آنرا نیز پذیرا باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 6:30  توسط حسن فتحی  | 

فوتبال محروم شد تا مسئولین کشور که همه امور را از زاویه سیاسی مشاهده می کنند برای یکبار هم که شده به این واقعیت پی ببرند که جهان و صحنه بین المللی ؛ایران نیست که آنچه مایل هستند انجام بدهند و توجهی هم به اعتراض ها و توصیه ها نکنند.

اگرچه دولتیان برای توجیه دخالت های خود به جو سازی پرداخته و در محافل خود سعی کرده اند فوتبال را با برنامه هسته ای مرتبط سازند اما این مسایل دروغ هایی است که در هیچ جایی خریداری ندارد.

برای مثال نگاهی به همین انتخاباتی بکنیم که قرار است چند هفته دیگر برگزار شود . در این انتخابات تحت عنوان صلاحیت ها بلایی بر سر کاندیداها آوردند که فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا سابقه داشته باشد. این مشکلات زمانی به وجود می آید که قرار است همه چیز سیاسی شود و دولت و خودی ها در همه امور دخالت کنند. جالب است که مسئولین ما هنوز به این واقعیت پی نبرده اند که مردم ما نیازی به قیم ندارند و جامعه هم نیاز به چنین دخالت هایی ندارد.

البته کسانی که گوششان برای شنیدن واقعیت ها آمادگی ندارد همانگونه که انتظار می رفت در عوض اعتراف به واقعیت ها به توجیه پرداخته و آنرا یک اقدام سیاسی اعلام کردند. این حادثه یک واقعیت را به مسئولین و سیاسیون ما ثابت کرد که جامعه جهانی ؛ ایران نیست که هر گونه می خواهند عمل کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 7:12  توسط حسن فتحی  | 

 

قرار است دولت احمدی نژاد که خود را اصول گرا و طرفدار عدالت و اسلام سنتی می داند اولین آزمون آشکار را در زمینه مشارکت عمومی در قالب انتخابات خبرگان و شوراها برگزار کند. در این رابطه کمتر دولتی در این سال ها بوده که از این آزمون سربلند بیرون بیاید. ولی باتوجه به چگونگی روی کار آمدن رییس جمهوری و دولت احمدی نژاد و آنچه این روزها در قالب رد صلاحیت ها دیده می شود نمی توان امیدوار بود که این مجموعه قادر به موضعگیری صادقانه و پاسداری از آرا راستین مردم باشد. زیرا شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که سلیقه ها بیش از خواسته های مردم در این انتخابات نقش داشته و آنچه بر سر انتخابات نهم ریاست جمهوری آمد قرار است بر سر انتخابات شورا ها و خبرگان هم بیاید.

سئوال این است که اگر قرار است چند نفر با هر عنوان و مسئولیتی برای مردم تعیین تکلیف کنند چه بهتر همین چند نفر خودشان در یک جلسه با در نظر گرفتن علایق و خواسته هایشان به انتخاب بپردازند تا هزینه ای هم به بودجه مملکت تحمیل نشود.

برای اینکه یک انتخاب واقعی و راستین باشد نیاز به ابزار و شرایطی است که باید دست اندر کاران فراهم سازند. لذا سوال این است که آیا وزلرت کشور و بیش از همه شورای نگهبان این شرایط و امکانات را مهیا کرده است یا اینکه باز هم خودی و غیر خودی بر روی انتخابات و صلاحیت ها سایه انداخته و سلیقه ها بیش از واقعیت ها موثر بوده است ؟!

متاسفانه روندی که در پیش گرفته شده گویای این مساله است که این دخالت ها و اقدامات می تواند انتخابات را از رونق انداخته و آنرا بی اعتبار سازد. به همین دلیل نمی توان دولت را در این مقوله سربلند و موفق دانست. زیرا موفقیت با شعار به دست نمی آید بلکه با اعتماد سازی و درستکاری می توان در قلوب مردم راه یافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:24  توسط حسن فتحی  |