|
|
|
|
|
یک مثالی ما ایرانی ها داریم با این عنوان که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را .
این مثال ما را به یاد سخنان احمدی نژاد در امارات درباره برقراری رابطه با مصر می اندازد. این سخنان با واکنش منطقی وزیر خارجه مصر مواجه شده که خواستار تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی قاتل انورسادات رییس جمهوری پیشین مصر و پاک کردن تصاویر او از روی دیوارهای این خیابان شده است. ممکن است درخواست وزیر خارجه مصر غیر منطقی به نظر برسد اما اگر این مساله منطقی بررسی شود این واقعیت آشکار خواهد شد که خواسته مصری ها چندان هم غیر اصولی نیست. بلکه خواسته ما بدون توجه به واقعیت ها قابل پذیرش نمی تواند باشد.به این دلیل که ما نام یک قاتل را بر روی خیابان مقابل سفارت مصر گذارده ایم ولی می خواهیم مصری ها چشمهایشان را روی هم گذارده و این مساله را نادیده بگیرند. هر چند مسئولین ما به راحتی اصول را زیر پا گذارده و بر روی واقعیت ها خط بطلان می کشند اما دیگران این گونه نیستند که به دلیل منافع آنی دست از همه چیز بشویند. همین مسایل در زمان خاتمی هم مانع از سر گیری روابط دو کشور شد. اگر می خواهیم رابطه مطلوبی با جهانیان داشته باشیم باید در گفتار و کردارمان صداقت داشته و دیگران را احمق نپنداریم. زیرا یا حمایت از تروریستها میشود و یا رابطه با کشورها؟! حمایت از تروریستها ابزار و شیوه خاص خود را می طلبد و رابطه با ملتها و کشورها نیز روش های خودرا . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:54 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
هیات حاکمه به این نتیجه رسیده که باید با آمریکا مذاکره کند زمینه برای این مساله هم فراهم شده است بطوریکه این روزها شاهد چنین مذاکراتی خواهیم بود ولی ممکن است از آنجا که رسانه های داخلی نامحرم هستند باید اخبار و گزارشات در این باره را از رسانه های خارجی پیگیری کنیم.
در این حا ل که همگی برای مذاکره دست نیاز به سوی کاخ سفید دراز کرده اند عده ای در داخل هنوز دست از سیاه بازی برنداشته و با شعارهایی که فقط مصرف داخلی دارند در صدد ادامه فریبکاری بر آمده و در مجلسی که خاصیت خود را از دست داده خواستار انتقال ساختمان سازمان ملل از نیویورک می شوند. اینگونه برخورد با مردم مساله جدیدی نیست بلکه در طول این سالها بارها شاهد چنین برخوردهایی با مردم با هدف استحمار بوده ایم . در جریان سفر مک فارلین به تهران و دریافت سلاح های آمریکایی قبل از حمله به فاو و حتی جریان ایران - کنترا اگر اطلاعاتی هم به رسانه ها درز کرد از طریق خارجی ها بود. امروزه هم شاهد ادامه این برخورد ها هستیم. نگاهی به عملکرد مسئولین نشان از این مساله دارد که آنها ترجیح می دهند با رسانه های خارجی گفتگو داشته باشند تا داخلی ها . به این دلیل که یا داخلی ها را جدی نمی گیرند و یا اینکه آنها را نامحرم می دانند. در باره مذاکره با آمریکا هم که این روزها بحث آن بر سر زبان هاست باید در داخل شعارهای مصرف داخلی بدهند تا ذهن مردم را منحرف سازند و لی در پشت پرده آن کاری را که مایل هستند انجام می دهند. به این می گویند ماکیاولیسم ..
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17:59 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمانده نیروی انتظامی که مسئو.لیتی هم در ستاد مبارزه با مواد مخدر دارد اعلام کرده که تعداد معتادان پس ار انقلاب بیشتر نشده است!!
بیان این مساله از سوی ایشان را نمی توان جدی گرفت زیرا واقعیت چیز دیگری است . به همین دلیل سردار را به آمار رسمی ارجاع می دهیم تا در جریان واقعیت ها قرار بگیرند و الکی از ناحق حمایت نکند. باید از سردار پرسید این همه معتاد که هر روزه در کوچه و بازار جان می دهند حتما ایرانی نیستند که ایشان مدعی می شوند تعداد معتاد ها افزایش نیافته است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:5 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
در سا ل هایی که از فعالیتم در مطبوعات می گذرد هیچ گاه با چنین تبعیض و نابرابری مواجه نبودم که در این مقطع شاهد هستم. بطوری که تفاوت اساسی بین روزنامه های خودی و غیر خودی سبب گردیده یک دسته از این مطبوعات همواره در معرض توبیخ و تعطیل قرار داشته و دسته دیگر تحت حمایت باشند.
آنچه در صدد شرحش هستم بر سر خودم آمده به همین دلیل نمی توان آنرا ادعا و یا جوسازی دانست. چند هفته قبل در خبری مربوط به رهبری در تیتری از واژه رهبر استفاده کردم . یعنی بر خلاف بعضی که از وازه هایی نظیر رهبر معظم و امثالهم استفاده می کنند همچون دوران قبل و زمان امام صرفا واژه رهبر مورد استفاده قرار گرفت. این مساله با واکنش تند و شدید ارشاد مواجه شده و آنها مسئول روزنامه را مورد بازخواست قرار داده و حتی اجازه توزیع به آن شماره از روزنامه را ندادند. زیرا معتقد بودند که واژه رهبر بی احترامی به ایشان است . در حالی که چند روز بعد روزنامه جام جم که خودی بوده و ارگان صدا و سیماست در یکی از صفحات خود در کاریکاتوری از البرت انیشتین به ملت ایران و احمدی نژا دو برنامه هسته ای توهین کرده و به صورتی مستهجن این مساله را تحقیر کرده بود. آنچه در جام جم به چاپ رسیده بود به مراتب ناگوار تر و فجیع تر از آن چیزی بود که در روزنامه ایران درج شده و سبب تعطیلی آن گردیده بود. ولی جالب توجه است که فقط روزنامه جام جم به صورت شفاهی توبیخ شده و سعی گردیده بود بر روی قضیه سرپوش گذارده شود. با توجه به این ۲ ماجرا به خوبی سیاست تبعیض و دوگانگی ارشاد آشکار می شود . حال با ید مردم خود قضاوت کرده و در جریان فعالیت وزارتخانه ای قرار بگیرند که مسئول مطبوعات است. چنین تضادی را در هیچ جای دنیا نمی توان سراغ گرفت. بیچاره مطبوعات و روزنامه نگارانی که اسیر چنین افراد و طرز فکری هستند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:58 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
روز هلال احمر هم از راه رسید. در این رابطه شاهد تهیه و پخش سرود ی از رادیو و تلویزیون بودیم. البته هدف من از این نوشته بررسی هلال احمر و وضعیت آن نیست بلکه اشاره به آرم این سازمان در جمهوری اسلامی است .
نام این سازمان در رژیم پیشین جمعیت شیر و خورشید سرخ بود ولی در جمهوری اسلامی آنرا تغییر دادند زیرا عنوان کردند که شیر و خورشید طاغوتی است و باید همه چیز اسلامی شود . کسانی که چنین طرح هایی می دادند نه اطلاعی از تاریخ ایران داشتند و نه اسلام را می شناختند. در آن سالها از ۳ آرم در امداد رسانی ها استفاده می شد که شامل صلیب سرخ ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ می شد. این آرم ها هم مذهبی بودند و هم سیاسی. بطوری که هلال احمر آرم امپراتوری عثمانی و کشور ترکیه است و صلیب سرخ هم آرم کشور سوئیس بنیانگزار این سازمان است. در این میان ایران هم از شیر و خورشید اسفاده می کرد و این آرم را به جهانیان به عنوان سومین شاخصه امداد رسانی قبولانده بود. این آرم هیچ ارتباطی به شاه و طاغوت و رژیم پهلوی نداشت بلکه کسانی که از تاریخ ایران اطلاع دارند می دانند که این آرم تاریخی بوده و از دیر باز نشان ایران بشمار می رفته است .حتی در زمان صفویه و قبل و پس از آن هم شیر و خورشید سمبل ایران و ایرانی بود . اما از آنجا که پس از پیروزی انقلاب هر چیزی که نام ایران و ایرانی داشت باید نفی و نابود می شد این آرم را نیز از بین برده و به جای آن از علامت کشور ترکیه به عنوان نشان سازمان امداد رسانی استفاده کردند جالب توجه است که سالها اسراییل در تلاش بود ستاره داوود را به عنوان یکی از نشان های سازمان امدادی یه صلیب سرخ به قبولاند ولی به دلیل وجود شیر و خورشید سرخ اجازه چنین کاری به آنها داده نمی شد. در حالی که ایرانی ها خود را ه را به روی اسراییل هموار کردند . به گونه ای که امروزه از ۳ آرم استفاده می شود که در آنها اثری از شیر و خورشید سرخ نشان ملی و مذهبی ایرانیان نیست به این دلیل که عده ای که فقط نام ایرانی ها را یدک می کشند در مورد مسایل تصمیم گیری کرده و آثار و نشانه های ملی ایرانی را از صحنه های جهانی یکی پس از دیگری حذف می کنند. البته اگر زورشان می رسید حتی نام ایران را نیز تغییر می دادند. مرحوم بازذگان می گفت ما اسلام را برای ایران می خواستیم ؛نه ایران رابرای اسلام.... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:30 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز دیگر قرار است بهای بنزین افزایش یابد. به این ترتیب دور جدیدی از گرانی را در کشور شاهد خواهیم بود .این اقدامات در شرایطی صورت می گیرد که احمدی نژاد و مجلس هفتم که با زور شورای
نگهبان روی کار آمده اند شعار تثبیت قیمتها را سر داده و حرف از ارزانی می زدند ولی امروزه مشخض شده که این شعار ها فقط برای فریب مردم و جلب آرای افرادی سر داده شده بود که چنین وانمود سازند حامی مردم بوده و از خواسته ها ی آنها حمایت می کنند. ولی امروزه آشکار شده که این دارودسته نه طرفدار محرومان و فقراست و نه اینکه مایل به بهبود شرایط آنهاست. روشی که احمدی نژاد و مجلس در قبال مردم و خواسته هایشان اتخاذ کرده اند روشی نخ نما و از مد افتاده است که خریداری ندارد. گرانی بنزین سبب افزایش بهای کلیه خدمات و کالا ها و ۰۰۰۰۰۰ می شود . به همین دلیل در این شرایط حمایت از محرومان دهن کجی به تمامی کسانی است که دل به این افراد و جریان ها بسته اند. در این شرایط فقط با گفت خدا آخر و عاقبت ما را با این مسئولین به خیر کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:54 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
جنجال بسیاری درباره اجلاس شرم الشیخ و حضور ایران در آن به راه انداخته شد تا وانمود سازند که از جایگاه والایی برخورداریم و کشورهای همسایه و جهان اسلام به ما وابسته بوده و از سیاست های ما تبعیت می کنند .اگر چه این شعارهایی که صرفا مصرف داخلی دارد روز به روز در رسانه های دولتی برای
بزرگنمایی آقایان تیتر می شود اما واقعیت این است که نه تنها از مذاکره هراسان هستیم بلکه از آنجا که حرفی برای گفتن نداریم فقط شعار گفتگو و مذاکره می دهیم ولی زمانی که مساله جدی می شود به بهانه های واهی جاخالی داده و فرار را بر قرار ترجیح می دهیم. گریز از گفتگو مساله جدیدی نیست که به تازگی اتفاق افتاده باشد بلکه این مساله سیاست اصلی ایران در طول این سال ها بوده است.زیرا سیاست ما بر شعارهایی فاقد ارزش و اعتبار استوار بوده که جایگاهی در میان مردم و افکار عمومی مسلمانان و جهانیان نداشته است. در این ارتباط باید به مقوله شرم الشیخ و مذاکره ایران با آمریکا اشاره کرد که به بهانه واهی وزیر خارجه ایران صورت نگرفت. زیرا ایران فقط قادر به شعار دادن بوده و فاقد برنامه و طرحی جامع و راهگشاست. لذا بهتر است بهانه آورد و صحنه را ترک کرد. لذا از آنجا که حزفی بزای گفتن ندارند سعی می کنند با جو سازی و فرافکنی طرف مقابل را مقصر جلوه دهند. در حالی که اگر به صورتی واقع بینانه به این مقوله نگاه کنیم این واقعیت آشکار خواهد شد آنها که طرف مقابل را با شعار های عوامفریبانه کوچک جلوه می دهند ناتوان تر از آن هستند که حتی خودی ها را توجیه کنند به همین دلیل باید از گفتگو گریزان بوده و در شرایط حساس فرار را بر قرار ترجیح دهند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:33 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزی است که شاهد مقابله با مردم در قالب مبارزه با بد حجابی هستیم. ولی در قالب این مبارزه مسایلی را شاهدیم که حکایت از رشد طالبانیسم و نادیده گرفته شدن حریم خصوصی مردم هستیم.
مدتی است که گروهی با آزار و اذیت مردم قدم در راهی گذارده اند که طالبان در افغانستان سالها قبل آنرا طی کرده بود. ولی از آنجا که نتوانستند به موفقیتی دست یابند باید اعلام کرد که در ایران نیز ناکام خواهند ماند. اقداماتی که صورت گرفته در قالب های زیر تحقق یافته است: ۱ - بررسی موبایل ها و محتویات آن ۲ - جمع آوری ماهواره ها و یورش به خانه های مردم ۳ - مقابله با لباس و البسه مردم به بهانه بد حجابی ۴ - ورود به حریم خصوصی مردم ۵ - نفی آزادی های مردم و نادیده گرفتن آزادی های مدنی ۶ - بررسی خودروها و آزار و اذیت سرنشینان این اقدامات در دوره طالبان در افغانستان به صورت های مختلف صورت می گرفت. ولی در ایران نیز همان روش اتخاذ شده است. زیرا حکومت های توتالیتر از یک شیوه تبعیت می کنند. شیوه ای که در آن حقوق مردم نادیده گرفته شده و با آنها برخورد ابزاری می شود. به این دلیل که مردم زینت المجالس بوده و فقط باید برای تایید به صحنه بیایند. در غیر این صورت حق هیچ اظهار نظر ی ندارند و می توان هر بلایی سرشان آورد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:4 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۲ اردیبهشت را روز معلم نامیده اند. امسال این روز در شرایطی برگزار می شود که اوضاع معلمی و آموزش در کشور چندان مساعد نیست و آموزگاران بسیاری که برای مطالبات قانونی خود به خیابان ها آمده بودند یا در زندان ها به سر می برند و یا اینکه به اتهامات بی اساس از حقوق اجتماعی خود محروم هستند. این برخوردهای غیر اصولی در شرایطی با این قشر می شود که مدعی هستیم اگر کسی یک نکته به ما بیاموزد تا آخر عمر برده و مطیع او هستیم. ولی در ایران تمامی این احادیث و روایات تا زمانی قابل قبول هستند که به نفع هیات حاکمه باشد در غیر این صورت ارزش و بهایی ندارند. یعنی نگاه به همه چیز ابزاری است حتی به اسلام و ائمه و احادیث. امروزه می توان با جرئت اعلام کرد که معلم ها از فقیر ترین و کم در آمدترین اقشار می باشند که نه تنها مورد توجه نیستند بلکه با انواع و اقسام نا ملایمات و توهین و تحقیر مواجه هستند. لذا این سئوال مطرح است که در این شرایط روز معلم چه صیغه ای است؟! به نظر می رسد فقط می خواهیم سیاه بازی کنیم. زیرا آنچه اهمیت ندارد دانش و آموزش و تعلیم و تعلم است. چه بسیار افراد بی سوادی که مسئولیت های حساسی در دست دارند و چه بسیار افراد خبره ای که خانه نشین می باشند. در این جامعه آنچه نادیده گرفته شده تجربه است و آنچه مهم است پارتی و رابطه و رانت. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:37 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
وزیر ارشاد به مطبوعات هشدار می دهد که مبارزه با بد حجابی را که این روزها راه افتاده نقد نکنند. این هشدار یعنی این که باید همه یا سکوت کنند و یا اینکه از این ماجرا تعریف کنند. در غیر این صورت با مشکل مواجه خواهند شد.
البته از شخصی مثل آقای صفار هرندی با آن سابقه ای که در روزنامه کیهان دارد این واکنش ها عادی است زیرا او و همفکرانش نقش به سزایی در تعطیلی مطبوعات و مقابله با روزنامه نگاران داشته و هیچگاه هم دست از اقدامات خود بر نداشته اند. امروزه هم که نبض مطبوعات و فرهنگ کشور در دست این افراد است باید هم اینگونه برای مطبوعات و روزنامه نگاران خط و نشان بکشند. به جرئت می توان گفت وضعیت مطبوعات در هیچ مقطعی چنین ناگوار نبوده است . به همین دلیل هر روزی که می گذرد تیراژ ها تحلیل رفته و گرایش به رسانه های بیگانه افزایش می یابد. زیرا مردم نمی توانند اطلاعات مورد نیاز خود را در این مطبوعات مشاهده کنند. از واکنش وزیر ارشاد می توان به واقعیت غیر قابل انکار مطبوعات در کشوری پی برد که می خواهد با آمریکا و جامعه جهانی به مقابله بر خیزد. جامعه ای که از واقعیت ها دور نگه داشته می شود چگونه می تواند آماده دفاع باشد؟ جامعه ای که وزیر ارشادش رسما دستور سانسور می دهد چگونه می تواند با دشمن درگیر شود؟ البته در جامعه ای که شعار بر آن حاکم است و روابط جای ضوابط را گرفته نمی توان انتظار رسانه آزاد و سانسور نشده داشت. در کشور ی که وزیر ارشادش کسی است که مخالف آزادی فرهنگ و مطبوعات است باید هم مطبوعاتش چنین باشند. اگر غیر از این بود باید تعجب کرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:16 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
عده ای بر این اعتقاد هستند که بقای جمهوری اسلامی به تشنج است به همین دلیل مسئولین همواره سعی کرده اند جامعه را متشنج نگه دارند. امروزه نیز پس از مدتی که از مقوله جمع آوری ماهواره ها گذشته به بر خورد با مردم در قالب بدحجابی روی آورده اند.
اگر نگاهی به اوضاع جامعه در سال هایی که از شکل گیری جمهوری اسلامی می گذرد بیندازیم آشکار خواهد شد که جامعه همواره بنا به دلایلی متشنج بوده است. از روزی که جنگ آغاز شد تا حال که بد حجابی به مساله اصلی تبدیل شده است. این وضعیت سبب شده مردم صرفا به فکر این چالش ها بوده و توجه چندانی به مسایل اساسی کشور نظیر بیکاری ، دزدی ها ، اختلاس ، باند بازی ، فامیل بازی و دیگر مسایل مبتلا به جامعه نداشته باشند. این وضعیت را باید چالش با مردم به حساب آورد که با هدف سر گرم کردن آنها صورت می گیرد. تا ذهن مردم از مسایل اساسی به مقوله ها ی حاشیه ای منحرف شود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:37 توسط حسن فتحی
|
|
||