|
|
|
|
|
چند سالی است که عده ای در صدد بزرگنمایی مصباح یزدی بر آمده اند تا او را رهبر آینده کشور کنند. در همین رابطه در خبرگان قبلی دست به اقداماتی زدند که بی اثر ماند. سخنان رییس جمهوری در شهر قم در حمایت از مصباح یزدی و تبدیل رییس جمهور به سخنگوی وی نشان از تلاش دولت و حامیانش برای بزرگنمایی کسی دارد که هیچ ارزشی برای مردم و آرا و نظریات آنها قائل نیست. از زمانی که چند طلبه تحریک شده از شاگردان مصباح یزدی در شهر قم علیه هاشمی رفسنجانی به فعالیت پرداخته و جلسه سخنرانی او را بر هم زدند و در پی آن جو سازی هایی در جریان انتخابات مجلس خبرگان علیه هاشمی رفسنجانی صورت گرفت پر ده از روی بسیاری از حقایق برداشته شد . از همان زمان مشخص بود که هدف از جوسازی علیه هاشمی و بزرگنمایی مصباح یزدی چیست!! امروزه رییس جمهوری هم صراحتا قدم در صحنه گذارده و در قالب آدم مصباح و تریبون او در صدد القا این مساله بر آمده که او می تواند جانشین رهبر شود. تبدیل رییس جمهور به سخنگو و مبلغ یک جریان و شخص در کشوری که فاقد حزب و گروه سیاسی راستین است بسیار سئوال بر انگیز می باشد. ولی آنچه این گروه ها و افراد فراموش کرده اند این واقعیت است که جاده چندان هموار نیست که آنها تصور می کنند و باید این افراد و جریان ها راهی بس طولانی و دراز را طی کنند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 17:53 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکبار دیگر شاهد انفجار در سامرا بودیم. در این میان بازهم جناح های وابسته به دولت که شعارهای مصرف داخلی می دهند آمریکا و اسراییل و انگلیس را مقصر جلوه داده و با حضور در مقابل سفارت انگلیس در تهران به جو سازی پرداخته و در صدد القای این مساله بز آمدند که این کشورها عامل انفجار می باشند.
اگر نگاهی به وضعیت عراق و علل بحران تروریستی در آن بیندازیم این واقعیت آشکار خواهد شد که ایران به همراه چند کشور دیگر نقش به سزایی در پیدایش این وضعیت داشته و در بد تر شدن اوضاع نیز نقش دارند. ایران از طریق عوا مل خود که در داخل حزب الدعوه و مجلس اعلا نفوذ کرده اند به تحریک شیعیان و افزون طلبی آنها کمک کرده و این گروه ها را درمسیری قرار داد که سبب تحریک اهل سنت و دیگر گروه ها گردد. روشی که گروههای شیعه وابسته به ایران درپیش گرفتند اهل سنت و دیگر گروهها را که از حاکمیت طرد شده اند در شرایطی قرار داد که برای بقای خو د دست به اقدامات تروریستی بزنند. لذا آنچه در سامرا و دیگر شهرهای عراق علیه شیعیان و اماکن مقدس آنها شاهدیم واکنش به تحر یکات ایران و دخالتهای این کشور و ایادیش در امور داخلی عراق است. به همین دلیل تا زمانی که دخالتهای ایران و سوریه و حزب الله و القاعده در امور عراق ادامه دارد نباید امیدوار باشیم صلح و آرامش به این کشور بازگردد. صلح و آرامش زمانی به عراق بازخواهد گشت که دخالت ها قطع شده و کشورهای همسایه به خواسته مردم این کشور احترام بگذارند. در غیر این صورت تروریسم استمرار یافته و اوضاع بدتر از پیش خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 17:25 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
وضعیتی که برای افروغ در مجلس پیش آمده بیانگر این واقعیت است که این جمع و گروه که با کمک و مساعدت شورای نگهبان در راستای یکدست کردن حاکمیت و طرد اصلاح طلبان ، کنترل مجلس هفتم را در دست گرفته حتی قادر به تحمل کوچکترین انتقاد ی نیست و معتقد است همه باید در خدمت یکپارچه سازی دولتی و دستوری باشند. حرکت مجلس در راستای خواسته های دولت که در رابطه با مقوله بنزین و حمایت بی چون و چرا از دولت دیده می شود بیانگر این واقعیت است که امروزه هیچ تفاوتی بین نهادهای انتخابی و انتصابی وجود ندارد در حالی که مشکل اصلی خاتمی و مجلس اصلاحات میان این دو دسته نهاد بود که در راس آنها شورای نگهبان و قوه قضاییه قرار داشتند. با روشی که پیش گرفته شد مجلس و دولت از اعتبار افتادند و تک صدایی مطلق در تمامی امور حاکم شد.در صورتی که ایت الله نایینی از علمای مشهور دوران مشروطه معتقد است رایزنی از سنت های پیامبر اسلام و استبداد از خصلتهای شیطانی انسان است. حال با توجه به این گفته این سئوال پیش می آید که مشورت در کجای این نظام قرا ر دارد؟! طالب اف سالها قبل آزادی را به ۶ دسته تقسیم کرده بود که عبارت بودند از ،آزادی هویت ، آزادی عقاید ، آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ، آزا دی اجتماعات و آزادی انتخاب. حال این سئوال مطرح است که به کدامیک از این آزادی ها در ایران توجه و عمل می شود؟! مهندس بازرگان در دادگاه شاه می گفت ، حکومت فرد استبدادگر به معنی بردگی کسانی است که تحت آن حکومت هستند در صورتی که انسان تنها در برابر خدا باید بنده باشد. لذا پذیرش حکومتهای استبدادگرانه برابر با شرک است. در این رابطه همچنین آخونداف در سال ۱۸۶۳ اعلام می کرد ،اگر می توانستید منافع آزادی و حقوق بشر را دریابید هرگز به بردگی و فروتنی تن نمی دادید. نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان از این واقعیت دارد که هرگاه استبداد غالب شده از حربه مذهب و نا آگاهی ملت و توده ها بهره گرفته است . در زمانی که عباس میرزا با روسها در جنگ بود عده ای از روحانیون اصلاحات او را ضد اسلام معرفی می کردند . همین افراد بودند که روسها را برای اشغال تبریز راهنما یی و هدایت کردند. در زمان مشروطه هم چماق داران حامی شیخ فضل الله و روحانیون ضد مشروطه اعلام کرده بودند که مجلس شورای ملی خانه کفر است و مشروطیت ، برابری و آزادی مفاهیمی ملحدانه و زیانبخش بشمار می آیند. انحصار طلبی دولتی با افزایش فشارها به مردم در قالب گرانی و امنیت اجتماعی و امثالهم چهره خود را آشکار ساخته و روز به روز عریانتر می شود. این شرایط را باید از دستاوردهای یکسان سازی حکومتی به حساب آورد که منتقدان خاتمی و مجلس اصلاحات بر روی آن تبلیغ می کردند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 18:49 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
سفر اورتگا رییس جمهور ی نیکارا گوئه به تهران و استقبالی که از او شد این سئوال را به وجود آورده که آیا حد و جایگاه ایران آنگونه است که با چنین افراد و کشورها و رژیم هایی دوست بوده و منافعمان را با منافع آنها گره بزنیم؟! ایران که روزگاری سمبل ادب و هنر و دانش و علم در جهان بشمار رفته و از این نظر در جهان سر آمد بود امروزه باید دست کسانی را بفشارد که هیچ هنری جز تروریسم و دیکتاتوری و استبداد ندارند. یک مثال فارسی می گوید اگر می خواهید کسی را بشناسید سراغ دوستانش بروید. حال اگر کسی به سراغ دوستان ایران امروزی برود مشاهده خواهد کرد که با عده ای دیکتاتور و مستبد و حامی تروریسم دوست و همراه شده ایم. ایران در یک مقطع جهانی ثروتمندترین و پهناورترین کشور جهان بوده و از یونان تا هند را تحت کنترل داشت. اما امر وزه وضعیتی را پیش گرفته ایم که اگر در همسایگی عراق و ترکیه و متحدان آمریکا قرار نداشتیم چندین بار تجزیه شده بودیم. سئوال این است که آیا سزاوار این وضعیت هستیم و یا اینکه چه بلایی سرمان آمده که باید چنین شویم؟! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 18:52 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر نگاهی به تبلیغات دولتی و رسانه های وابسته به حاکمیت بیندازیم مواجه با این مسایل خواهیم شد که اسلام و اسلامیت عامل وحدت و همبستگی ایرانیان بوده و این ملت به دلیل مسلمان بودن در کنار هم زندگی می کنند.
در حالی که واقعیت چیز دیگری است. زیرا در صورتی که واقع بینانه به این مساله نگاه کنیم آشکار خواهد شد عامل وحدت و همبستگی مردم ، ایرانیت بوده و زندگی در این آب و خاک ما را به هم نزدیک کرده است. ایران کشوری چند نژادی است که در آن اقوام و گروه های مختلف سیاسی و مذهبی و نژادی در کنار هم در آسایش زندگی می کنند. ولی متاسفانه این ذهنیت برای حاکمیت به وجود آمده و یا این گروه در صدد ایجاد این ذهنیت است که به مردم این مساله را القا کند که دین اسلام عامل وحدت این ملت است. در حالی که در ایران، شیعه و سنی و زردشتی و یهودی و مسیحی و حتی بهایی و اسماعیلیه و شیطان پرست و بی دین بدون توجه به دیدگاه های سیاسی و مسلکی با هم زندگی می کنند و هیچ مشکلی نیز با یکدیگر ندارند. ولی ار آنجا که سیاست حاکمیت ،همان سیاست پیشین انگلیس یعنی تفرقه بینداز و حکومت کن است ، سعی شده با تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، به تقویت دوستان و ایادی خودی بپردازند و غیر خودی ها را دفع کنند. این سیاست در دوران شاه سلطان حسین صفوی نیز اعمال می شد که در نهایت به اشغال کشور توسط افغان ها انجامید. همان زمان سیاستی که بانی و عامل آن مجلسی بود بلایی بر سر این کشور آورد که به تجزیه ایران توسط روسها و عثمانی ها منجر شد.اگر نادر شاه قد علم نمی کرد مشخص نبود امروزه در چه وضعیتی قرار داشتیم. امروزه نیزاسلاف مجلسی ها و روحانیون درباری در حالی که شعار وحدت سر می دهند در خفا آن می کنند که برای ایران سم است در حالی که اگر شرایط منطقه به گونه دیگری بود مطمئنا با انواع و اقسام آسیب ها مواجه می شدیم..سئوال این است که آیا در زمان انقلاب و جنگ ، فقط حزب اللهی ها و خودی ها حضور داشتند؟! آیا در دوران مبارزه فقط روحانیون و طلاب با رژیم درگیر بودندو بقیه مردم و یا گروه ها ، نظاره گر بشمار می رفتند؟! این سیاست انحصار گرایانه فقط قادر است در میان ملت اختلاف و جدایی ایجاد کرده و راه را برای نفوذ دشمن هموار سازد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 18:48 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
در حالی که آمریکا و روسیه بر سر سپر موشکی در حال چالش هستند به یکباره پوتین رئیس جمهوری روسیه صراحتا خواستار استقرار این سپر در جمهوری آذربایجان می شود.
سپر موشکی پیشین قرار بود در لهستان و جمهوری چک استقراریابد . آمریکا در پاسخ به اعتراض مسکو اعلام کرده بود که هدف از استقرار سپر موشکی، مقابله با موشکهای ایران و کره شمالی است . به همین دلیل پوتین اعلام می دارد اگرهدف، رویارویی با ایران و کره شمالی است بهتر است این سیستم در جمهوری آذربایجان مستقر شود. زیرا این جمهوری در مجاورت ایران قرار داشته و از این طریق دستیابی به موشکهای پرتاب شده از این کشور آسانتر است. روسها در طول تاریخ نشان داده اند که قابل اعتماد نیستند و هر گاه فرصت داشته اند از پشت به ایران خنجر زده اند. در این رابطه باید به جنگهای ایران و روسیه اشاره کرد که به از دست رفتن ماورا ی خزر از ایران انجامید. روسها در راستای وصیت نامه پطر کبیر و دستیابی به آبهای آزاد، اقدام به اشغال بخشهای شمالی ایران کردند. اگر نگاهی به کتابهای خاطرات آقابکف و کا .گ.ب. در ایران بیندازیم به خوبی در جریان برنامه های مسکو درباره ایران قرار خواهیم گرفت. با این سوابق هنوز هم عده ای در این کشور خواستار اتحاد با روسیه و ادامه وابستگی به این کشور هستند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 19:57 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
قسمت دوم
اطلاعات غلط که در طول این سال ها درباره روابط ایران و آمریکا به مردم داده شده و عنوان این مساله که آمریکا دشمن اصلی ماست و در صدد نابودی جمهوری اسلامی می باشد برای دو کشور مشکل ساز شد. در حالی که اگر نگاهی به روابط دو کشور از زمانی که فریزر اولین سفیر آمریکا در زمان ناصر الدین شاه قدم به ایران گذا رد تا کنون بیندازیم مشخض خواهد شد به استثنای کودتای ۲۸ مرداد که نقطه سیاهی در پرونده این کشور در ایران می باشد دو کشور همواره رابطه مطلوبی با هم داشته اند. در این ارتباط ذکر دو مساله ضروری می باشد - مساله اول را از قول شاه نقل می کنیم . شاه در کتاب ماموریتی برای وطنم می نویسد ؛ آمریکا بر خلاف امپراتوریهای سابق ،هیچ گاه در اندیشه تصرف کشور و تسلط بر ما نبوده است. در همین رابطه این سخنان جورج آلن سفیر آمریکا در ایران در ۱۱ سپتامبر ۱۹۴۷ جالب است . وی می گوید ؛ روابط ملل مستقل نباید بر اساس تهدید و ارعاب باشد و تصمیم دولت آمریکا در مورد ادامه سیاست خود مبنی بر حمایت از ایران در برابر هر گونه تجاوزی خلل ناپذیر است و به این هدف که با خواسته های ملت ایران درباره دفاع از استقلال خود مطابقت دارد نایل خواهیم شد. میهن پرستان ایرانی می توانند مطمئن باشند که ملت آمریکا از آزادی و استقلال آنها دفاع خواهند کرد. - مساله دوم حمایت عملی از استقلال و تمامیت ارضی ایران است. در حالی که همسایه شمالی همواره در صدد تجزیه این کشور بوده و از هر فرصتی که به دست آورده برای تحقق این خواسته بهره گرفته است. در این مورد باید به دوران پس از جنگ دوم جهانی که ایران در اشغال دشمن بود اشاره کرد که شوروی با کمک ارتش سرخ تلاش می کرد آذربایجان و کردستان را از ایران جدا سازد. ولی در همان زمان در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۴۶ ترومن رییس جمهوری آمریکا اولتیماتومی به استالین رهبر شوروی فرستاد که دولت آمریکا توقع دارد ارتش شوروی طبق پیمان ۳ جانبه تا یک هفته دیگر شروع به تخلیه ایران نماید و تا ۶ هفته دیگر کلیه ارتش ۳۰ هزار نفری خود را از ایران خارج سازد در غیر این صورت به ارتش آمریکا دستور داده خواهد شد به ایران باز گردد. پس از این اولتیماتوم ارتش شوروی از ایران خارج شده و بحران تجزیه از بین رفت. اما در بهمن ۵۷ با حمایت از کمونیست ها و سیاست های مارکسیستی ، ضدیت با آمریکا پیش گرفته شد. احسان نراقی می گوید در تاریخ معاصر ایران هیچ ایدئولوژی به اندازه مارکسیسم ، روشنفکران ما را اسیر ، درمانده و خالی از اندیشه و عمل به خصوص بیگانه پرست نکرد. در طول همین سالها نیز هر گاه ایران در تنگنا قرار گرفته آمریکا به صورت آشکار و نهان به یاری ایران بر خاسته است. سفر مک فارلین مشاور امنیت ملی ریگان رییس جمهوری آمریکا به ایران و ارسال سلاح در طول جنگ نشان از علاقه این کشور به ایران دارد اما جو سازی ها مانع حل و فصل اختلافات بی حاصل شد. جیمز بیل از کارشناسان امور ایران در آمریکا می گوید ؛ دولتهای ایران و آمریکا سیاست خارجی خود را در جوی از کج اندیشی ، انزجار ، ناآگاهی و احساسات تند تدوین می کنند. چند سال قبل نشریات انگلیسی نوشتند که اگر سیاست ایران به همین منوال باشد و فدای منافع دیگران بشود مصایبی به ایران وارد خواهد شد که جبران آن ممکن نخواهد بود و باید بخش هایی از این کشور به ضمیمه شدن به آذزبایجان و قفقاز و ترکستان تن بدهند. در این سالها متاسفانه هر گاه در تنگنا قرار گرفته ایم سیاست منفی خود را تغییر داده ایم . در جنگ که شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان را می دادیم ، در نهایت جام زهر را نوشیدیم. امروزه هم در حالی که دخالتمان در امور عراق شرایط را به ضررمان رقم زده خواستار مذاکرات مخفی می شویم . سئوال این است از چه چیزی هراسان هستیم که نمی خواهیم مفاد مذاکرات با آمریکا افشا شود؟! این یک واقعیت است هرگاه تن به مذاکرات مخفی داده ایم امتیاز از دست داده ایم و به قولی سرمان کلاه رفته است . همانگونه که در خزر بلایی به سرمان آمد که از ترکمن چای و گلستان بد تر بود اما صدایش را در نیاوردند زیرا به ضررشان یود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 18:11 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
از بهمن سال ۵۷ تاکنون اطلاعات و اخبار و گزارشات سراسر کذب درباره آمریکا به مردم ایران تحمیل کرده و چنین وانمود کرده اند که آمریکا دشمن ایران است و مخالف انقلاب اسلامی و ...
در همین ارتباط عنوان شد که آمریکا شیطان بزرگ است و مردم هر چه فریاد دارند باید بر سر آمریکا بکشند. ولی در طول همین سال ها که آمریکا شیطان بزرگ بود کمپانی های آمریکایی بهترین مشتری نفت ما بودند و در زمان جنگ هر گاه در تنگنا قرار می گرفت سلاح های آمریکایی بود که به این کشور سرازیر می شد. در این رابطه می توان به ماجرای سفر مشاور امنیت ملی ریگان رییس جمهوری پیشین آمریکا به ایران و ایران کنترا اشاره کرد. ولی از آنجا که شعار های چپگرایانه و توده ای در جامعه مطرح بود مقامات ایران هم که اسیر جوسازی ها قرار گرفته بودند به ضدیت با آمریکا برخاسته و سیاست نه شرقی و نه غربی به سیاست ضدیت با آمریکا تبدیل شده و آمریکا شیطان بزرگ شد تا مردم هر چه فریاد دارند بر سر آمریکا بکشند. در همان حال شوروی از طریق ایادی خود در ارگانهای مختلف نفوذ کرده و جاسوسی می کرد. این بحث ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 19:44 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
استیضاح های فرمایشی در مجلس که همگی با رای اعتماد همراه است بر این واقعیت صحه می گذارد که در راستای یکدست شدن نظام ، همه نهاد ها و ارگانها خاصیت خود را از دست داده و به سوی فرمایشی شدن قدم بر می دارند. بطوریکه می توان ادعا کرد بلایی که بر سر مجلس مشروطه آمد قرار است بر سر این مجلس هم بیاید.
راسل فیلسوف معروف انگلیسی می گوید هر جا اقلیت، قدرت سیاسی را با اطمینان منحصر به خود کرده باشد به ظن قوی دیر یا زود اکثریت در بردگی فرو خواهد رفت.در این شرایط که همه امور تحت کنترل است به قول مهندس بازرگان گفتمان همه با هم به همه با من تغییر یافته است. در چنین زمانی سخن گفتن از جامعه مدنی و حتی مردمسالاری دینی خریداری ندارد و قابل اعتنا نیست. زیرا در سرزمین ناشنوایان از سخن گفتن چه کاری بر می آید؟!به این دلیل که ذغال هر اندازه خوب باشد باز هم سیاه است. مشخص نیست آنچه در ایران در جریان است را باید چه نامی بر آن بگذاریم؟! به این دلیل که در این سیستم فقط رقابت در اطاعت تبلیغ و ترویج می شو د. مقایسه این وضعیت با آنچه در مجلس ششم و دولت خاتمی رواج داشت می تواند واقعیت های انکار ناپذیری را بر همگان آشکار سازد. می گویند نقد آزاد ،ویژگی بزرگ مردمسالاری است .ولی چه کسی می تواند مدعی آزادی در مطبوعات و رسانه ها و ...... باشد . هانتینگتون معتقد است فرجام اصلاحات ،دموکراسی است. اما در این جامعه که مجلس به سوی فرمایشی شدن گام بر می دارد و ظاهرا شاهد دموکراسی هدایت شده هستیم به گفته ملک عبدالله اولین پادشاه اردن ، پارلمان جز یک کلاس تمرین سخنرانی نیست!! دلیل پیدایش این وضعیت در کشور، فقدان احزاب راستین و مردمی است که ریشه در میان مردم داشته باشند. زیرا در رژیمی که احزاب سختگیر وجود داشته باشد حکومت ها با ثبات ولی نا توان خواهند بود. اما در رژیمی که احزاب معتدل باشند ناتوانی حکومت ها کمتر و استقرار آنها نیز سست تر و تشتت آرا زیادتر خواهد بود. ولی سئوال این است در جامعه ای که فاقد احزاب باشد اوضاع چگونه خواهد بود؟! در کشوری که چند نفر انگشت شمار مصالح همه را تعیین و برای دنیا و آخرت آنها تصمیم گیری می کنند می توان از دموکراسی و مردمسالاری سخن گفت؟! در جامعه ای که بیش از ۷۰ درصدش بیسواد هستند و هدایت رسانه ها و فرهنگ به دست بیسواد ها و دشمنان آزادی است چه انتظاری می توان داشت؟! در این جامعه همه تیشه برداشته و به ریشه ها میزنند به این دلیل که می خواهند زودتر خلاص شوند. چرا وقتی افغان ها اصفهان را محاصره کردند ایرانی ها در صدد دفاع بر نیا مدند؟! ولی همین ملت در زمان نادر شاه دنیا را فتح کردند؟! بررسی همین مساله می تواند چشمهای ما را به روی حقایق بسیاری بگشاید. اگر چشمی باقی مانده باشد.!!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 18:47 توسط حسن فتحی
|
|
||