تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته
از روزی که خاتمی جای خود را به احمدی نژاد داد در تمامی زمینه ها ،دیالوگ ها تغییر یافته و برخوردها و گفتمان آمرانه جای روابط دوستانه را گرفت تا حدی که با توجه به موج جدیدی که علیه مطبوعات و متفکران به راه افتاده این ذهنیت ایجاد شده که به دورا ن قتلهای زنجیره ای و سعید امامی رجعت کرده ایم .

برنامه ای که از سوی رسانه های دولتی که  مخالف آزادی هستند با بوق و کرنا مورد حمایت قرار گرفته و از طریق  شبکه خطبا و ا ئمه جمعه به شدت پشتیبانی شد   انسان را به یاد  برنامه های چراغ  و شوهایی می اندازد که پس از کنفرانس برلین  شاهد بودیم.

اگرچه قبلا از سیامک پورزند و چند ورشکسته مطبوعاتی  در این ارتباط بهره گرفته شد اما این بار یه سراغ کسانی رفتند که جایی در جامعه مطبوعاتی و روشنفکری ایران ندارند.

هدف از این جو سازی ها ، احیای همان مسایلی است که  صفار هرندی و شریعتمداری در کیهان و مصباح یزدی در نماز جمعه مطرح می کردند. در حالی که این ادعا ها هیچ جایی در افکار عمومی و میان  مردم نداشته و به هیچوجه  مورد قبول نیست.

اینبار کسانی به جای مصباح یزدی و صفار هرندی ایفای نقش می کنند که همچون آنها بی اعتبار هستند. زیرا پخش شوهای تکراری ،بیش از پیش رسانه های ایران را از اعتبار انداخته و بر این واقعیت صحه می گذارد که آزادی ،جایی در مطبوعات و رسانه های ایران ندارد.

چند روز قبل از پخش شو ی سه نفره ، از کودتای خزنده توسط مطبوعات سخن گفته شد و جو سازی ها علیه این رسانه ها آغاز شد. به همین دلیل باید در انتظار اقدامات حاد درباره مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل بود.

جالب است که در این  شرایط ،ادعای آزادی داشته و می خواهیم جهانیان را جذب کنیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:18  توسط حسن فتحی  | 

 چند روزی است که حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان که از بیت المال ارتزاق کرده و زیر نظر ولی فقیه فعالیت می کند سیاست غیر معقولانه ای را علیه کشورهای همسایه از جمله بحرین آغاز کرده که اعتراض این  کشور را در پی داشته است  به گونه ای که متکی وزیر امور خارجه  برای عذر خواهی و دست بوس مقامات بحرین راهی منامه می شود.

در این میان رسانه های دولتی و حامیان دولت  برای توجیه آنچه از جانب شریعتمداری و کیهان  صورت گرفته و لطمه ای اساسی در این شرایط بحرانی به ایران وارد آورده ، به توجیه ماجرا پرداخته و سعی در بی اثر کردن این قضایا  دا رند  در صورتی که اگر روزنامه دیگری غیر از کیهان بود و یا شخص دیگری به جز شریعتمداری نماینده ولی فقیه در پشت ماجرا قرار داشت از زندان اوین و وزا رت اطلاعات و صد ها مکا ن آشکار و نهان دیگر  سر  در می آورد  با این بهانه که  روابط تهران را با همسایه ها دچار بحران کرده است.

جنگ افروزی حسین شریعتمداری علیه همسایه ها مساله جدیدی نیست همچنین چشم پو.شی و اغماض مسئولین امنیتی و قضایی در قبال این آتش افروزی ها نیز  تعجب بر انگیز نمی باشد زیرا آنها از حاشیه امنیتی اهنین در قبال  آنچه می گویند و می نویسند  بر خوردار بوده و می توانند همه را مورد باز خواست قرار داده و یا با انواع و اقسام اتهامات مواجه سازند بدون اینکه  به کسی پاسخگو باشند.

روشی که در قبال امثال کیهان و شریعتمداری در پیش گرفته شده و تازگی  هم ندارد  از  نمونه های بارز عدالت اسلامی است که  توسط دولت احمدی نژاد تبلیغ و ترویج می شود.

جالب است که چند  روز قبل روزنامه هم میهن  به بهانه ای  واهی توقیف شده و کارکنانش ناچار به خانه نشینی شدند زیرا  گفته می شد سخنان رییس جمهوری را تحریف کرده اند!!

این واقعیت را باید پذیرفت که بسیاری از مشکلاتی که ایران در جهان و منطقه با آنها دست به گریبان است ناشی از همین  سخن پرا کنی ها و مقاله نویسی های  امثال کیهان ، رسالت ، شریعتمداری ، جنتی ، ذوالقدر و دار و دسته ای است که از حاشیه امنیتی آهنین بر خوردارند و آنچه مایلند می نویسند و یا بر زبان جاری  می سازند.

همچنین  مطمئن باشید اگر روز ی ایران ناگزیر به جنگ شود و یا بیش از امروز در تنگنا قرار بگیرد  کسانی که دشمنی ایجاد می کنند و تمایلی به برقراری آرامش میان ایران  و جهانیان خصوصا همسایه ها ندارند آتش بیار معرکه بوده و همانگونه  که سا لها قبل سبب آغاز جنگ با عراق شدند  اینبار نیز ایران را وارد جنگی ناخواسته خواهند کرد که برای آنها منافع داشته ولی دودش به چشم ملت خواهد رفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 18:17  توسط حسن فتحی  | 

چند روزی است که عوامل دولت به همراه وزیر ارشاد که سالها در روزنامه کیهان به توطئه چینی علیه روزنامه نگاران و نویسندگان مستقل  می پرداخت با بوق و کرنا از کودتای خزنده مطبوعات علیه دولت سخن گفته و در این رابطه به قلم فرسایی  پرداخته اند.

آنها با در اختیار داشتن تریبون های مختلف ؛از آنجا که قادر به پاسخگویی به انتقاد ها و نارساییها نیستند در صددند اینگونه؛آن تعداد روزنامه نگار و روزنامه مستقل و غیر وابسته  را که هنوز انتقاد می کنند را تحت فشار قرار داده و خانه نشین کنند.

نگاهی به فعالیت دولت احمدی نژاد، بیانگر این واقعیت است که این دولت که شامل یک مشت افراد نا کارآمد و ناوارد می شود  آنچنان ناتوان است که  در عوض پاسخگویی به انتقادها و نارسایی ها ،به حربه تهدید و ارعاب و زندان روی آورده و با عنوان کردن مسایلی نظیر کودتای مطبوعات ، در صدد است آخرین رگه های استقلال و عدم وابستگی را نیز از بین ببرد.

این یک واقعیت غیر قابل انکار است که وضعیت کنونی مطبوعات در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده و هیچ مقطعی را نمی توان یافت که روزنامه ها و روزنامه نگاران ا یرانی در چنین وضعیت ناگواری قرار گرفته باشند. این وضعیت نامساعد حکایت از هراس دولت احمدی نژاد از استقلال فکری و تفکر آزاد در کشور ی دارد که مدعی رویارویی با جهانیان است.

آنچه این روزها از سوی دولتی ها درباره مطبوعات و روزنامه نگاران عنوان می شود  بیشتر به جوک شبیه است تا واقعیت. به این دلیل که اگر کسی اطلاعی درباره مطبوعات ایران در این مقطع  داشته باشد  به خوبی به غیر واقعی  بودن این جو سازی ها پی برده و به کوتاه فکری و عدم درک صحیح آنها از شرایط واقف خواهد شد.

البته با توجه به ماهیت و عملکرد  این  افراد  در دوران قبل ،نباید بیش از این از آنها انتظار داشت . به این دلیل که این افراد نشان داده اند آنچه برایشان اهمیت ندارد آزادی مطبوعات و اندیشه  و استقلال است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 17:15  توسط حسن فتحی  | 

چه بلایی دارند بر سر این مملکت می آورند که باید به دوستان و متحدان تروریستها و دیکتاتورها تبدیل شده و پایگاه و جایگاه اینگونه افراد باشد.

روزگاری امثال حکمتیار و ایادی بن لادن و تروریستها ی آواره در این کشور لانه گزیده بودند امروزه هم کسانی که دستانشان تا مرفق به خون هموطانشان در عراق آلوده است به ایران رفت و آمد کرده و این سرزمین را به جولانگه خود تبدیل کرده اند.

مقتدا صدر  را همگان می شناسند. او کسی است که در ترور پسر آیت الله خویی دست داشت و  حتی گفته می شود  ترور آیت الله حکیم نیز کار او و دار و دسته صدر بوده است.

این روزها در حالی که فشارها بر او و گروهش افزایش یافته اعلام شده که بازهم راهی ایران شده تا از گزند پیگیریها و تعقیب و مراقبتها در امان بماند . به این ترتیب ایران که ما من  اندیشمندان  و متفکران و صاحب نظران بوده  متاسفانه به مامن و پناهگاه تروریستها تبدیل شده تا  وقتی تحت فشار قرار می گیرند  در خفا با خیالی آسوده  به زندگی انگلی خود در این سرزمین  ادامه دهند.

جالب است که در مقابل اطلاعات و گزارشهای مستند جهانی ، خود را به  قولی به کوچه علی چپ زده و آنها را متهم به جو سازی و دشمنی با ایران می کنیم . در حالی که روشی که ما در پیش گرفته ایم در حقیقت دهن کجی به جامعه جهانی و تمامی کسانی است که در حال مبارزه با تروریسم جهانی هستند.

در این شرایط است که می توان به دلایل ناکامی جهانی در مبارزه با تروریسم بین المللی پی برد. ولی یک واقعیت را نباید نادیده گرفت که این وضعیت  ادامه نیافته و  نمی تواند استمرار یابد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 17:53  توسط حسن فتحی  | 

ایران کشوری چند نژادی است که اقوام و گروههای مختلف قومی و مسلکی و نژادی در کنار هم در این کشور زندگی می کنند.

ولی از آنجا که شعارهای حاکمیت با این واقعیت همخوانی ندارد  و یک بعدی و یک طرفه است وحدت و همبستگی قومی و نژادی که حول محور ایران وایرانیت وجود داشته ،خدشه دار شده و در حال از بین رفتن است. زیرا بر خلاف آنچه عنوان می شود مذهب ، عامل وحدت و نزدیکی اقوام به هم نبوده است.

البته با نگاهی به وضعیت ایران در طول تاریخ این واقعیت آشکار می شود که هیچگاه ایرانی ها به دلیل مذهب در کنار همدیگر قرار نداشته اند. ولی امروزه این واقعیت نادیده گرفته می شود زیرا هیات  حاکمه تمایلی ندارد عنصر  ایرانیت و ملیت در میان ایرانی ها رشد کرده و بارور شود.

بی توجهی به ایرانیت وملیت ایرانی، مشکلاتی را در مناطقی که فارس زبانها و شیعیان در اقلیت قرار دارند  به وجود آورده است تا حدی که می توان اعتراف کرد کشور از یک بحران قومی و نژادی در رنج است.

اگر این وضعیت ادامه یابد باید اعتراف کرد که کشور به سوی برخورد اقوام و مسلک ها و رویارویی ملیتها پیش رفته و اوضاع بحرانی خواهد شد.

این وضعیت در تاریخ ایران بیسابقه نیست زیرا هرگاه حکومت مرکزی ضعیف بوده و یا قادر به اعمال حاکمیت در میان اقوام و ملیتهای گوناگون نبوده شاهد پیدایش چنین وضعیتی بوده ایم که از دستاوردهای آن، تجزیه کشور و یا برخوردها ی شدید قومی بوده است.

حال سئوال این است که احمدی نژاد و حامیانش که ایران را فقط به خودی ها و تهران و قم محدود کرده اند چگونه می توانند با این بحران مقابله کرده و مانع رشد و گسترش این تفکر شوند؟!

آیا با این شعارهای محدود کننده می توان کشور پهناوری مثل ایران را اداره کرده و مانع رشد اندیشه های تجزیه طلبانه شد؟!

آیا دولت قادر به اعمال حاکمیت در تمامی زوایای این کشور است؟!

آیا تمامی مردم ما شیعه حزب اللهی و طرفدار ولی فقیه و دوستدار ولایت هستند یا اینکه در میان آنها  غیر مسلمان و غیر حزب اللهی و غیر شیعه هم دیده می شوند؟!

بیایید زاویه دیدمان را اندکی گسترده تر کرده و اجازه ندهیم تنگ نظری ها، ایرانمان را به سوی کوچکتر شدن سوق دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 18:38  توسط حسن فتحی  | 

زمانی که احمدی نژاد اعلام کرد به دوران رجایی باز می گردیم  این سئوال به وجود  آمد که رجایی چه شق القمری کرده که قرار است پس از ۲ دهه کسی از او تبعیت کند؟!

کسانی که در جریان تحولات کشور قرار دارند می دانند که دوران این شعار ها گذشته است . ولی از آنجا که قرار نیست کار مملکت به دست افراد مستقل و کارآمد سپرده شود  لذا باید همواره کسانی روی کار بیایند که تابع باشند.

اگر دوران کوتاه مدت رجایی مورد بررسی قرار بگیرد آشکار خواهد شد که در آن زمان فقط شاهد درگیری و کمبود و دادن شعارهای غیر قابل اجرا بودیم . حال چگونه است که پس از سالها کسی پیدا می شود و می خواهد ایران را به آن سالهای  نه چندان امیدوار کننده ببرد جای سئوال دارد. اما جالب است که این شعار از جانب دولتی  ها استقبال می شود و مورد توجه قرار می گیرد.

به همین دلیل باید شاهد کمبود ها ، سهمیه بندی ها و افزایش فشارها و اختناق باشیم به گونه ای که باید با جرئت اعلام کرد آنچه این روزها در کشور شاهدیم در  هیچ مقطعی در ایران دیده نشده است!!

زیرا در کشوری که سرتاسرش نفت و گاز است باید سهمیه بندی را شاهد باشیم و در انتظار کوپنی شدن  دقیقه شماری کنیم.

همان هایی که می گفتند کوپنیسم به منزله کمونیسم است ا مروزه  برای مهار مردم  به   سهمیه بندی  متوسل میشوند. زیرا آنها تصور می کنند  با افزایش فشارها می توانند مردم را بیش از پیش  مهار و وابسته کرد!!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 18:17  توسط حسن فتحی  |