تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته

چند روز قبل، سالگرد کودتای ۲۸ مرداد  بود که در سال ۱۳۳۲ علیه دولت ملی دکتر مصدق به راه افتاد و به سقوط آن  انجامید.

عاملین این کودتا، سازمانهای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا  بودند ولی اگر عوامل داخلی نمی توانستند جامعه را دچار تشتت و تفرقه سازند خارجی ها در تحقق خواسته های خود موفق نمی شدند. زیرا مردمی که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سکوت اختیار کرده  و در مقابل یک عده اوباش و چاقو کش و فاحشه  ایستادگی نکردند یک سال قبل در تیر ۱۳۳۱ قوام و دربار را با شکست مواجه ساختند.

برای پی بردن به عوامل سکوت مردم و کسانی که جامعه را دچار تشتت کردند با ید دوران پس ار کودتا را مورد بررسی قرار داد زیرا در دوران ملی شدن صنعت نفت چه بسیار افرادی که خود را با این نهضت همراه و هم صدا کردند اما زمانی که قیام مردم قرار بود به ثمر نشسته و پیروزی قطعی شود علیه دکتر مصدق و دولت او به فعالیت پرداخته و آن را تضعیف کردند.

ولی جالب توجه است که همین افراد امروزه دکتر مصدق و یارانش را خائن دانسته و خود و دوستانشان را که جاده صاف کن کودتاگران بودند خادم معرفی می کنند . از جمله آنها باید به عبد خدایی از اعضای فداییان اسلام  اشاره کرد که عامل ترور دکتر فاطمی وزیر خارجه مصدق است.

در راس کسانی که جاده صاف کن کودتا بودند باید از آیت الله کاشانی نام برد که نقش بسزایی در این تفرقه و جدایی داشته و از طریق شبکه مساجد و  روحانیون  ،علیه دولت و دکتر مصدق دست به فعالیت زده بود. در کنار کاشانی که دوست و متحد رضا شاه بوده و از عوامل تثبیت پادشاهی او بشمار می رفت باید از فلسفی و شمس قنات آبادی و امثالهم نام برد که پس از کودتا به دوستان دربار و سپهبد زاهدی تبدیل شدند. آنها همان بلایی را بر سر نهضت ملی و مردم آوردند که در زمان مشروطه ،شیخ فضل الله نوری و چاقو کشانش نظیر صنیع حضرت بر سر انقلاب و مشروطه خواهان آوردند.

اگر شیخ فضل الله در باغ شاه با محمد علی شاه هم پیاله شد کاشانی نیز با زا هدی دست دوستی داده و مصدق و یارانش را به مسلخ فرستادند.

نگاهی به تاریخ معاصر ایران از نهضت تنباکو  تا کنون این واقعیت را آشکار می سازد که اگر بخش کوچکی از روحانیون با مردم همراه بودند ولی اکثر آنها با مستبد ها و دربار ها ارتباط داشته و در استحمار مردم نقش داشتند. چه کسانی سالها بر روی منبر ها می گفتند که شاه سایه خدا در روی زمین است !!

چه کسانی نهضت تنباکو را به شکست کشیده و بر روی منبر قلیان دود می کردند  تا آثار فتوای میرزای بزرگ را بی اثر سازند؟!

چه کسانی در باغ شاه ،مشروطه خواهان و آزادیخواهان را محاکمه کرده و به اعدام محکوم کردند؟!

چه کسانی نهضت ملی شدن صنعت نفت را به شکست کشانده و با کودتاگران همراهی کرده و مردم را خانه نشین کردند؟!

جالب توجه است که عاملان کودتا ،خادم می شوند و لی کسانی که زندان  رفته و با انواع و اقسام شکنجه ها مواجه شدند خائن معرفی می شوند !!

زمانی که قرار است تاریخ وارونه نوشته شود  باید هم چنین اتفاقاتی بیفتد  و کاشانی و امثالهم در جایگاهی قرار بگیرند که استحقاقش را ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 16:46  توسط حسن فتحی  | 

متاسفم که از این عنوان  برای این نوشته استفاده می کنم.زیرا معتقد نیستم  ملت با هوش و بادرایت ما بر خلاف دیدگاهها و نظریات اقلیت حاکم بر جامعه ، همچون  گوسفندان بوده و تابع هستند.

سالها قبل یک نویسنده آمریکایی به نام ویلیام لدرر با بررسی جامعه این کشور به این نتیجه رسیده بود که آمریکایی ها همچون گوسفند هستند. اما امروزه این ذهنیت برای عده ای به وجود آمده که می توانند از مردم به گونه ای بهره برداری کنند که آ نها را در موضع گوسفندان و افراد صد در صد تابع قرار دهند.

این طرز تفکر و القای آن به جامعه  ،نتیجه و دستاورد یکدست و یکپارچه شدن حاکمیت است که مجلس و دولت را بدون اراده و سست و ضعیف ساخته و وادار به تبعیت از سیاستها و دیدگاه هایی نموده که چندان کار ساز نیستند.

در دولت خاتمی ؛ شاهد تقابل و رویارویی نهادها و ارگانها ی انتخابی با انتصابی بودیم به همین دلیل هر روزه نهادها ی انتصابی نظیر شورای نگهبان ، قوه قضاییه ، صدا و سیما ، روزنامه های دولتی و امثالهم گه از پشتوانه آهنین برخوردار بوده و به راحتی هر قانو ن و مصوبه و لایحه ای را وتو می کردند در راه بلا اراده و بی اعتبار کردن نهادهای انتخابی خصوصا مجلس تلاش کرده و سعی داشتند اراده خود را به آنها تحمیل نمایند که دستاورد آن، سوق دادن مجلس و دولت به سوی بن بست و عدم کارآیی بود.

ولی امروزه چنین فاصله و شکافی را بین انتصابی ها و انتخابی ها مشاهده نمی کنیم بلکه آنها هماهنگ گردیده و در یک راستا حرکت می کنند که نتیجه این هماهنگی و همدستی را در قالب  مجلس بی خاصیت، دولت بی اراده و وزرا و نمایندگان تابع، شاهدیم.

بلایی که بر سر بنزین آوردند همراه با برکناری بدون دلیل وزرای  نفت و صنایع ، انحلال شوراهای عالی بانکها و پول و اعتبار ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وعده های دروغین و بی حاصل  در جریان  سفرهای استانی ، جملگی نشان از بی خاصیتی مجلس، تابع بودن شورای نگهبان ،فرمایشی بودن صدا و سیما و در نهایت بی توجهی به افکار عمومی دارد که سبب گردیده این ذ هنیت به وجود بیاید که عده ای ملت را گوسفند تصور می کنند.

نگاهی به رمان مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول می تواند به خوبی نقش گوسفند ها را آشکار سازد که رقابت در اطاعت ،وظیفه اصلی آنها را تشکیل می داد.

جالب توجه است که با وجود تمامی تلاش هایی که  صورت گرفته تا مردم از متن جامعه حذف شده و خودی ها نقش ملت را ایفا کنند نتوانسته اند مانع شکل گیری و رشد اختلافات شوند به گونه ای که امروزه لاریجانی با متکی ، کمیسیون سیاست خارجی مجلس با شورای امنیت ملی ، مجلس با دولت بر  سر    جابجایی ها و صدا و سیما با قوه مجریه اختلاف دارند . زیرا هر یک خود را مدعی دانسته و از آنجا که فاقد ظرفیت  انتقاد پذیری و توانایی کار کردن هستند هیچ انتقاد و یا اعتراضی را نپذیرفته و با  سرکوب و نفی آزا دی ها ، تعطیلی مطبوعات و یا برکناری مجریان صدا و سیما تصور می کنند می توانند بر روی واقعیتها سرپوش گذارده و خود را موفق و کارآمد جلوه دهند. ولی سئوال ا ین است آنها  در شرایطی که جامعه را د چار بحران کرد ه اند چگونه می توانند از موفقیت سخن بگویند و اصولا آنها موفقیت را چگونه معنا و توجیه می کنند و به چه چیزی موفقیت می گویند؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط حسن فتحی  | 

خبرنگاران محرومترین و بی پناه ترین گروه را در ایران تشکیل می دهند. بارها اعلام شده که این گروه از کوچکترین امکانات مالی ، امنیتی، شغلی و انسانی بر خوردار نیستند . به همین دلیل با انواع و اقسا م تهدیدها ، فشارها و  اتهامات مواجه هستند.

مدتی است که دولتی ها خبر از کودتای خزنده مطبوعات می دهند در حالی که در طول چند سالی که در این رابطه سخن پراکنی می کنند  نتوانسته اند کوچکترین سند و مدرکی ارائه بدهند.

امسال در آستانه روز خبرنگار ، دولت و جناح های امنیتی که کنترل دولت و کشور را در دست دارند با تعطیل کردن  روزنامه شرق به  بهانه واهی  در حقیقت به روزنامه نگاران عیدی و پاداش دادند.

رسانه ها در ایران ، محرومترین گروه را تشکیل می دهند ولی در میان آنها، روزنامه ها و روزنامه نگاران را باید مظلومترین گروهها در میان اصحاب رسا نه به حساب آورد که از هر سو  تحت فشار قرار دارند. این افراد از امنیت ، آزادی و استقلال بر خوردار نیستند.

این گروه با هر بهانه ای شغل خود را از دست داده و سر از جایی در می آورد که نمی توان درباره اش ذهنیت مثبت داشت. زیرا  در کشوری که آزادی ها نادیده گرفته می شود و هر روزه در رسانه های دولتی از سوی مقامات رسمی علیه روزنامه نگاران جو سازی و سخن پراکنی می شود چگونه می توان از امنیت و آزا دی سخن گفت؟!

تعطیل و توقیف روزنامه  شرق در آستانه روز خبرنگار، افشاگر این واقعیت است که در ایران اسلامی ، روزنامه نگاری و روزنامه هیچ جایگاهی نداشته و روزنامه نگار یا باید تابع و مطیع باشد یا خانه نشین و آواره گردد!!

هنوز دوره تعطیلی فله ای مطبوعات را فراموش نکرده ایم که چگونه با کوچکترین بهانه ای ،صدها نفر بیکار شده و برای امرار معاش به شغل هایی روی آوردند که بسیار دور از ذهن و سخیف بود. امروزه نیز با بیا ن

مسایل واهی مثل کودتای خزنده  توسط مطبوعات در آستانه انتخابات  مجلس می خواهند آخرین کور سوهای امید را نیز از بین برده و قدرت و توانمندی امنیتی و انتظامی خود را به رخ اندک روزنامه نگارانی بکشند که توانسته اند با وجود ارعاب و تهدید ، خود را سر پا نگه دارند.  به همین دلیل مطمئن با شید در آینده نه چندان دور ، این روزنامه ها نیز تعطیل شده و روزنامه نگاران مستقل خانه نشین خواهند شد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 19:19  توسط حسن فتحی  | 

دولت احمدی نژاد را باید دولت کوتوله های سیاسی به حساب آورد که در آن افراد و عناصری به کار گرفته شده اند که به استثنای چند تن ، بقیه هیچ سابقه مدیریتی ندارند.

این وضعیت سبب گردیده وزرا در حد مدیران کل نزول کرده و دست به کارهایی بزنند که در حد و اندازه آنها نیست.

در این رابطه باید به وزیر ارشاد اشاره کرد که سر مقاله نویس روزنامه کیهان بوده و در این روزنامه  علیه آزادیها و آزادمردان و کسانی که درد ایران و ایرانی   داشتند قلمفرسایی می کرد.

حال ، چنین کسی مسئولیت هدایت فرهنگ کشوری را در دست می گیرد که سرزمین حافظ ها و سعدی ها و فردوسی ها بوده و هنوز هم با وجود تمامی تلاشهایی که امثا ل حسین شریعتمداری و صفار هرندی و سعید اسلامی در راستای نابودی آزاداندیشان انجام دادند می توان افرادی را یافت که دست از رسالت خود برای آگاه سازی مردم بر نداشته و در این را ستا حرکت می کنند.

دخالت وزیر ارشاد در امور مطبوعات و رسانه ها بر هیچ کسی پوشیده نیست. هشدار او به مطبوعات درباره برخورد غیر منطقی نیروی انتظامی با زنان و دختران و  بخشنامه های گوناگونی که هر روزه به روزنامه ها ارسال می شود نشانه های بارزی از گماردن افراد کوچک بر سر کارهای بزرگ است. 

در همین حال است که او دستور توقیف فیلم سنتوری را میدهد. به این ترتیب صفار هرندی از مقام وزارت نزول کرده و به یک سانسورچی و عامل ضد فرهنگ تبدیل می شود.

این سئوال مطرح است که در چنین وزارتخانه ای معاونت سینمایی چه نقشی ایفا می کند و چه جایگاهی دارد؟!

زمانی که یک کوتوله را در راس یک وزارتخانه استراتژیک قرار می دهیم نباید انتظار کار عاقلانه از او و مجموعه اش داشته باشیم .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 18:36  توسط حسن فتحی  | 

مدتی است که تعدادی از علما و روحانیون وهابی در فتوایی خواستار انهدام عتبات عالیات در کربلا ، نجف و دمشق شده اند.

در این ارتباط تعدادی از روحانیون ایرانی که نقش به سزایی در پیدایش این وضعیت و دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی دارند به واکنش پرداخته و با فحاشی علیه علما  وهابی ،در صدد تحریک افکار عمومی بر آمدند . ولی واقعیت این است که این جو سازی ها از سوی مردم عادی نادیده گرفته شده و آنها واکنشی از خود نشان ندادند.  

نگاهی به چالش های مذهبی بین شیعیان و اهل سنت گویای این واقعیت است در حدود یکصد سال اخیر این اماکن بارها مورد حمله قرار گرفته و تخریب شده اند. حتی وهابی ها در صدد تخریب قبر پیامیر اسلام بودند که با اعتراض جهان اسلام مواجه شدند.

از روزی که اعلام شد اسلام ما ایرانی ها و شیعیان ؛ناب محمدی است و بقیه اسلام ها انحرافی و آمریکایی ، تخم کینه و اختلاف بین آنها پاشیده شده و فاصله ها عمیق تر گردید. در این میان شیعیان با روشی که پیش گرفتند اهل سنت را وادار به واکنش کرده و حوادثی را باعث شدند که در مزار شریف ، سامرا ، مشهد،عراق و کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم.

ادامه سیاستهای روحانیون و حکومت ایران سبب تشدید اختلافات و عمیق تر شدن فاصله ها می شود که در آن صورت بیش از همه شیعه ها صدمه خواهند دید به این دلیل که ما شیعه ها در جهان اسلام در اقلیت قرار داریم و با این گفتمان و موضعگیریها ،خود را از جهان اسلام جدا و دور می سازیم. مقصر اصلی در این میان روحانیونی هستند که بر خلاف شعار وحدت اسلامی تخم نفاق و جدایی را در بین مسلمانان می پراکنند.  آنها نه به فکر شیعه هستند و نه به فکر  جهان اسلام. این گروه فقط می خواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 19:28  توسط حسن فتحی  | 

یکی از مشکلات اصلی جامعه ما پر گویی و در حقیقت وراجی مسئولین ایرانی است که  تصور میکنند جامعه هم منبر است و باید  از این طریق  مرد م را  به راه راست هدایت کرد در حالی که آنها آنقدر سخنان بی ارزش  به خورد ملت داده اند که هیچ یک از این ادعا هایشان در داخل و خارج خریداری ندارد.

مردم ما هر روزه شاهد وراجی و حرافی مسئولین درباره مسایل گوناگون هستیند که فاقد ارزش می باشندبه همین دلیل اظهار نظرها و فضل فروشی های آقایان با بی اعتنایی و گاه نگاههای عاقل اندر سفیه مردم مواجه می شود.

یک مثل فارسی اشت که می گوید ؛کم گوی گزیده گوی؛  . ولی مسئولین و مقامات ایران خلاف این توصیه عمل کرده و وراجی را نقطه قوت خود می دانند و تصور می کنند ایرانیان و جهانیان شیفته این سخنان بی ارزش و بی بها هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 18:35  توسط حسن فتحی  |