تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته

از قدیم به ما گفته اند که دروغگو دشمن خداست ولی امروزه به نظر می رسد برای پیشبرد اهداف سیاسی و سرپوش گذاردن بر خطاها و ناتوانی ها بهتر است دروغ گفته شود تا واقعیتها آشکار نشده و مردم در جریان حقایق قرار نگیرند.

این موضوع این روزها در ارتباط با پرونده هسته ای  ایران صدق می کند زیرا پس از مدت ها دروغپراکنی در باره این پرونده  و دادن وعده های دروغین  به یکباره مشخص شد که نه تنها هیچ گشایشی در این باره حاصل نشده بلکه اوضاع نسبت به قبل به مراتب بد تر و وخیم تر شده است.

نگاهی به برخی اظهار نظر ها در روزهای اخیر در این ارتباط افشاگر واقعتهای انکار ناپذیری است که توسط مسئولین از مردم پنهان مانده است.

چند روز قبل بود که خبر از توافق ایران با آژانس  گفته شد  و به دورغ اعلام گردید که قرار است پرونده ایران قرار است  به آژانس عودت داده شود.ولی نه تنها چنین نشد بلکه وزیر خارجه فرانسه صراحتا اعلام کرد جهان برای جنگ احتمالی با ایران آماده می شود. همچنین البرادعی که گفته شده بود از ایران طرفداری کرده خواستار توقف غنی سازی از ایران و پرهیز ا ز اظهارات جنگ طلبانه از سوی غرب می شود.

در حالی که اگر از ابتدا با مردم روراست بوده و به آنها دروغ نمی گفتیم و یا با جهانیان شفاف سازی می کردیم امروزه در چنین شرایط ناگواری قرار نمی گر فتیم.

 ابعاد بلا یی که دولت احمدی نژاد به بهانه برنامه موشکی بر سر این ملت آورده  هنوز مشخص نشده لذا باید قطعنامه سوم صادر شود تا بیش از این تحت فشار قرار بگیریم  و شرایطی پیش بیاید  تا محرومیت ها افزایش یافته و تحریم ها ما را به سوی فروپاشی و  بدبختی بیشتر سوق دهد.

ایران امروزه با تهدید حمله  از سوی غریی ها مواجه است در  حالی که ادعا ها از سوی مسئولین چنین است که ایران ابر قدرت بوده و کسی قادر به واکنش منفی  علیه آن نیست.

سخنان متکی وزیر خارجه در باره سوخت هسته ای و اعلام این مساله که سوخت بوشهر بزودی ارسال می شود و تکذیب آن توسط روسها گوشه ای از دورغپراکنی ها توسط دست اندرکاران را آشکار می سازد . این است تلاش دولت احمدی نژاد برای استحمار ملت!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:13  توسط حسن فتحی  | 

وزارت نفت را باید مهم ترین و پولسازترین وزارتخانه ایران به حساب آورد ولی این وزارتخانه از زوانی که دولت احمدی نژاد روی کار آمده با بی مهری مواجه شده است. بطوری که وزیری هامانه وزیر نفت که ند هفته قبل وادار به کناره گیری شد ضمن انتقاد از سیا ستهای دولت در قبال این وزارتخانه صراحتا اعلام کرد عده ای در صددند آن را به ویرانه ای تبدیل کنند.

با توجه به روشی که دولت احمدی نژاد در قبال اقتصاد و سیاست کشور در پیش گرفته می توان و باید هشدار وزیری هامانه را جدی گرفت.

یکی از مسایلی که در دولت نهم بارها اعلام شده و بر روی آن تبلیغ گردیده باند بازی در وزارت نفت و وجود مافیای نفتی است . این مساله بارها از طریق روزنامه های کیهان و رسالت ،بزرگنمایی شده و توسط اطرافیان رییس جمهور مورد تاکید قرار گرفته است. به همین دلیل کسانی در این وزارتخانه بکار گمارده شدند که وظیفه آنها زیر و روکردن وزارت نفت و در حقیقت قلع و قمع نیروها و مدیرانش بود.

این مساله که پس از جابجا ییها ی گسترده که لطمه اساسی به وزارت نفت وارد آورد در پی برکناری وزیری هامانه یکبار دیگر مطرح شد.اما این بار سخنگوی دولت بر روی آن پافشاری و تبلیغ کرده و مدعی شده که مافیای حزبی و خانوادگی در این وزارتخانه فعال است.

مواضع سخنگوی دولت را به هیچ وجه نمی توان نفی کرده و یا نادیده  گرفت زیرا آنچه از سوی وی عنوان می شود سندیت داشته و می تواند مورد استناد قرار بگیرد. ولی انتظار می رفت وی مدارک و اسنادی در این رابطه  ارائه کرده و در حقیقت پرده ها را کنار بزند.در حالی که مسایلی که عنوان شده بیشتر به یک نطق انتخاباتی و شعارهای بدون پشتوانه شباهت داشت تا اطلاع رسانی درباره بزرگترین و پولسازترین وزارتخانه کشور.

از همان زمان که احمدی نژاد با مجلس بر سر انتخاب وزیر نفت اختلاف پیدا کرد از محتوای جو سازی ها می شد استنباط کرد که منظور از مافیا و باند و امثالهم خانواده هاشمی است  که در زمان وزارت زنگنه حضوری فعال در این وزارتخانه داشت لذا اولین کاری که در دولت احمدی نژاد صورت گرفت خلع خانواده هاشمی از مسئولیت هایشان بود.  

لذا با توجه به آنچه صورت گرفته این سئوال پیش می آید که منظور از مافیای حزبی و خانوادگی چیست و چه باند و گروهی در وزارت نفت وجود دارد که حتی دولت و مسئولین از برخورد با آنها هراسان هستند؟!

اگر چنین مساله ای واقعیت داشته باشد بیان آن دردی را دوا نمی کند بلکه باید گام اساسی    در جهت مقابله با آن برداشت ولی چنانچه هدف ، جوسازی علیه یک شخصیت و جناح است  بدون ارائه دلیل و مدرک نمی توان آنرا پذیرفت و بر رویش تبلیغ و پافشاری کرد.

یکی از خصوصیات دولت احمدی نژاد برخورد های پوپولیستی و عوامفریبانه با مسایل است تا از طریق جذب عوام ، صاحبان اندیشه و فکر را در انزوا قرار دهند . مساله مافیای حزبی و خانوادگی در نفت هم اگر صحت داشت در مدت ۲ سالی که از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد می گذرد افشا می گردید. ولی از آنجا که این مساله تاکنون در حد شعار باقی مانده نمی توان نسبت به صحت آن اطمینان داشت.

این گونه مسایل نه تنها اوضاع را در جامعه آشفته ساخته و به بدبینی ها دامن می زند ضعف و سستی دولت را نیز آشکار می سازد که برای توجیه ناتوانی خود به این حربه ها متوسل شده و تصور می کند از این طریق می تواند مردم را با خود همراه و هم جهت سازد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 18:9  توسط حسن فتحی  | 

قرار است در اجلاس شهریور ماه مجلس خبرگان

 

درباره جانشینی ایت الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان رهبری تصمیم گیری شود.در همین حال گفته می شود چالش و رقابت اصلی بین هاشمی رفسنجانی و مصباح یزدی است.

سال قبل در چنین روزهایی در پی سفر هاشمی به شهر قم ؛ شاهد فعالیت تخریبی  لباس شخصی ها و تعدادی از روحانیون برای بر هم زدن جلسه سخنرانی بودیم  . اگرچه برخورد خاصی با عاملین اغتشاش مزبور صورت نگرفت ولی مشخص شد که آنها شاگردان و حامیان مصباح یزدی هستند که تمایلی به حضور هاشمی رفسنجانی در شهر قم و ارتباط با علما و در نهایت مجلس خبرگان ندارند.

اختلافات زمانی آشکار شد که زمان انتخابات فرا رسیده و قرار شد این دو نفر در یک لیست مشترکی قرار بگیرند ولی این تصمیم با مخالفت و اعتراض مصباح یزدی همراه بود ه و شاگردانش نیز از ا و تبعیت کردند. اما در نهایت هاشمی توانست ماراتن انتخاباتی را با موفقیت پشت سر گذارده و با کسب بیشترین آرا ، جایگاه خود را  در مجلس خبرگان تثبیت نماید.

وضعیت   آیت الله مشکینی قبل از انتخابات هم مشخص بود زیرا  شرایط جسمانی او بسیار وخیم بوده لذا  به دلیل این وضعیت، از مدتها قبل چالش پنهان بر سر جانشینی او میان کاندیداها که عمدتا شامل هاشمی و مصباح یزدی می شد ،آغاز شده بود.

اهداف  آنچه در قم صورت گرفته بود این روزها آشکارتر می شود و امروزه می توان واضح تر در این ارتباط به تجزیه و تحلیل پرداخت.به همین دلیل آشکار می شود که هدف ، دور کردن هاشمی از مجلس خبرگان بود تا رقابت بر سر جانشینی مشکینی را قبل ا ز انتخابات برنده شوند . ولی رفسنجانی با مات کردن این افراد نشان داد که حاضر نیست چنین جایگاه مهمی را به سادگی از دست بدهد.

امروزه پرده ها بیش از   پیش کنار رفته و ماهیت قضایا و چگونگی رقابت ها آشکارتر شده است زیرا این ذهنیت وجود دارد که رییس مجلس خبرگان می توا ند در آینده رهبر شود. به همین دلیل مصباح یزدی که برای این مساله خود را آماده کرده    از  هر   حربه و امکاناتی برای کنار زدن رقبا  خصوصا هاشمی رفسنجانی بهره گرفته است . جالب توجه است که دولت و دولتی ها نیز با او و شاگردانش همصدا شده و علیه هاشمی و ریاست او همصدا و همراه گردیده اند.

ریاست مصباح یزدی در خبرگان رهبری به منزله ادامه سیاست چالش بی دلیل با جهانیان و غلبه احساسات بر عقل و درایت است که متاسفانه در دولت نهم شاهدیم و سبب گردیده ایران جایگاه خود را که در زمان هاشمی  وخاتمی در منطقه و جهان بدست آورده بود از دست بدهد.  او در حقیقت نقش ملا زعفران در دولت محمود افغان و یا مجلسی را در زمان شاه سلطان حسین ایفا  خواهد کرد. این جناح ایران را به ویرانه ای تبدیل کرده و جمهوریت نظام  را نفی کرده و جامعه را یک بعدی خواهد ساخت.

اگر نگاهی به فعالیت های آخرین سالهای دوران صفویه در زمان شاه سلطان حسین بیندازید می توانید به ماهیت آنچه   که در انتظار ایران تحت سلطه مصباح یزدی و شاگردانش است پی ببرید.

البته ممکن است برای جلوگیری از تشدید اختلافات ، شخص جدیدو بی طرفی کاندیدای ریاست خبرگان شود و یا فرمولی برای ریاست این مجلس ارائه شود تا هاشمی و مصباح یزدی را از ریاست دور سازد.

ولی حتی در این صورت هم نمی توان بر روی رقابت خاموش آنها سرپوش گذارده و آنها را که داعیه رهبری دارند آرام و. خاموش  ساخت . در این شرایط مصباح یزدی در صدد تثبیت موقعیت خود از طریق حوزه علمیه است در حالی که هاشمی در میان سیاسیون به تقویت موضع خود می پردازد.

در هر حال آنچه اهمیت دارد این است که اگر قرار است ایران به قهقرا برود و نابود شود بهتر است مصباح یزدی تقویت گردد اما در صورتی که می خواهیم عقلانیت را  تقویت کنیم بهتر است به سراغ هاشمی برویم . روزهای آتی از اهمیت خا صی در این ارتباط برخوردار است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 18:35  توسط حسن فتحی  | 

هر روزی که می گذرد مجلس و دست اندر کاران نظام از سهمیه بندی بنزین به عنوان یک اقدام شگرف و خارق العاده نام می برند و سعی می کنند این طرح را که نشان از بی کفایتی دولت و نیروهای اجرایی کشور و کوتاهی آنها در ساخت پالایشگاه و بر آوردن نیازهای اساسی مردم به فرآورده های نفتی و سوختی دارد اقدامی در راستای تامین منافع مردم قلمداد کنند.

این تبلیغات کاذب و بی اساس در شرایطی صورت می گیرد که علاوه بر این که خودی ها از سهمیه های خارج ار کارت سوخت استفاده می کنند صراحتا نیز حداد عادل رییس مجلس اعلام کرده که هر نماینده مجلس ۱۰۰ لیتر بنزین اضافی دریافت کرده است!!

اعلام این مساله از سوی رییس مجلس بیانگر این واقعیت است که هدف از این طرح ها فقط محدود کردن مردم و اکثریت جامعه است که یا  از   طریق مسافرکشی امرار معاش می کردند و یا نیازمند  بنزین بودند.

در حالی که اگر قرار است مشکل و محدویتی ایجاد شود باید ابتدا متوجه مسئولین و خودی ها شود تا مردم نیز آنرا پذیرا شوند.اما زمانی که خودی ها  به هر طریق ممکن می توانند خارج از سهمیه استفاده کنند مشخص می شود که دعوا صرفا بر سر لحاف ملا بوده تا سر مردم کلاه بگذارند و آنها  را وادار به تبعیت از سیاست ها ی خام و نپخته ای نمایند که در هیچ حکومت و نظامی قابل پذیرش نیست.

ایران تنها کشوری در جهان است که دولت و مسئولینش نه تنها قدمی در راستای رفاه و امنیت مردم بر نمی دارند بلکه از هر فرصتی برای تحت فشار قرار دادن آنها  استفاده می کنند. زیرا در حالی که قیمت هر بشکه نفت خام صادراتی به ۶۰ و ۷۰ دلار رسیده چرا باید وضعیت معیشتی و اقتصادی نسبت به دوران خاتمی و هاشمی که قیمت نفت ۳۰ دلار بود بدتر شود؟!

دولت احمدی نژاد صندوق ذخیره ارزی را بر باد داد و مشخص نیست چه بلایی بر سر دلارهای اضافی نفت آمده است؟!

 این است معنای عدالت پروری و مهر ورزی که شعار دولت نهم است. البته عدالت پروری و مهرورزی شامل خودی ها شده اما اکثریت مردم نه تنها از آن بی نصیب مانده بلکه روز به روز هم در وضعیت ناگوارتری قرار گرفته است.

اعتراف حداد عادل بر سهمیه اضافی نمایندگان مجلس که در ارتباط با  بقیه خودی ها نیز صدق می کند بزرگترین خیانت به ملتی است که در سرزمینی زندگی می کند که سرتاسرش از شمال تا جنوب مملو از نفت و گاز است.ولی منافع این نفت و گاز باید به جیب لبنانی ها ، فلسطینی ها ، عراقی ها ، افغان ها و دیگران برود اما از آنجا که مردم نامحرم هستند باید حسرت دیگران را خورده و با فقر و نداری دست و پنجه نرم کنند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 16:58  توسط حسن فتحی  | 

از روزی که قرار شد بنزین در کشور سهمیه بندی شود از طریق رسانه های دولتی و وابسته که از طریق بیت المال ارتزاق می کنند و به هیچ قانون و مرجعی نیز پاسخگو نیستند اعلام شد که مردم از سهمیه بندی راضی هستند.

در این رابطه دستور العملی به روزنامه ها داده شد تا در این باره گزارشها ی سراسر دروغ  و کذب منتشر سازند که مردم از پیدایش وضعیت به وجود آمده راضی و خشنود هستند. ولی با وجود تمامی جو سازی ها و تبلیغات کاذبی که در رادیو و تلویزیون  و روزنامه هایی مثل کیهان و رسالت می شد مشخص بود که مردم از این وضعیت ناراضی هستند. دلیل آن نیز اقدامات مردم در روزهای اول اعلام این طرح بود که سبب آشفته شدن اوضاع در کشور گردید.

امروزه یکبار دیگر  دولتی ها برای توجیه این اقدام به دروغ پراکنی روی آورده و از طریق همان رسانه هایی که بر خلاف منافع مردم حرکت می کنند با تهیه و چا پ و پخش گزارش های سراسر کذب در صدد القای این مساله بر آمده اند.

این مساله افشاگر این واقعیت است که دولت نهم در دروغپراکنی گوی سبقت را از همه ربوده و تصور می کند با این ترفند ها می تواند بر روی ناکامی ها و ناتوانی ها سرپوش بگذارد زیرا چگونه است در کشوری که از خزر تا خلیج فارس آن سراسر نفت و گاز است مردم دچار سهمیه بندی شده و اسیر دست کسانی شوند که از مدیریت فقط اعمال فشار و محدود کردن مردم را آموخته اند.؟!

 دروغ بزرگتر هم اینکه از این وضعیت راضی بوده و به جان مسئولین دعا میکنند!!

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 19:21  توسط حسن فتحی  |