|
|
|
|
|
در یک ماه گذشته خصوصا در مدتی که سریال های میوه ممنوعه که توسط حسن فتحی کارگردانی شده از سیما پخش می شد این ذهنیت برای برخی از هموطنان به وحود آمده بود که بنده کارگردان و نویسنده سریال های مزبور هستم به همین دلیل تعدادی از دوستان از طریق این سایت و یا ای میل نسبت یه بنده و یا در حقیقت آقای حسن فتحی فرزند مجتبی ابراز محبت کرده بودند. این مساله سبب گردید بنده از طریق این سایت به اصلاح اشتباهی که پیش آمده بپردازم. بنده صرفا با آقای حسن فتحی کار گردان و نویسنده معروف و بزرگ سیما هم نام هستم و تشابه اسمی دارم . اقای حسن فتحی فرزند مجتبی در زمینه سینما و تلویزیون فعال بوده و با ساخت و تولید سریال ها با مردم ارتباط برقرار می سازد ولی بنده از همان ابتدا به عنوان مترجم و نویسنده وارد عرصه مطبوعات و صدا و سیما شده و در این زمینه فعالیت کرده ام. هدف از این نوشته ابهام زدایی برای برخی دوستان است که تشابه اسمی بنده و آقای حسن فتحی فرزند مجتبی آنها را دچار اشتباه کرده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 18:21 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
با وجود اینکه بارها گفته شده روسیه قابل اعتماد نیست و تاریخ معاصر آنرا تایید کرده اما هنوز هم در ایران عده ای در صدد ند چنین وانمود سازند که روسیه متحد ماست . آنها با سرپوش گذاردن بر روی مقوله نیروگاه بوشهر و همراهی روسیه با گروه ۵ تلاش می کنند همکاری و اتلاف سرمایه ای که در این رابطه صورت گرفته را توجیه کنند. در این شرایط سفر پوتین به تهران و سخنان دیپلماتیکی که میان او و ایرانی ها رد و بدل شد را ابزاری برای توجیه ارتباطاتشان با مسکو و کوتاهی روسیه در بر آوردن تعهداتش عنوان می کنند. ولی در حالی که هنوز رسانه های ایرانی مملو از تمجید و تعریف از پوتین و سفر او به تهران است بیکباره ماجرای سفر اولمرت نخست وزیر اسراییل به مسکو و ملاقاتش با پوتین پیش می آید. اولمرت از حمایت پوتین ار دیدگاه های ضد ایرانی اسراییل سخن گفته و اعلام کرده که از دیدار با پوتین دلگرم شده است. پوتین قبل از سفر به تهران با مرکل صدراعظم آلمان و سارکوزی رییس جمهور فرانسه و رایس وزیر خارجه آمریکا ملاقات و مذاکره داشته است . لذا از سخنان پوتین در تهران و مسکو و برلین چنین می توان استنباط کرد که او هر کجا می رود باب میل آنها سخن می گوید و آنچه در تهران عنوان کرده نه تنها مواضع اصلی روسیه نبوده بلکه برای خوشایند ایرانی ها چنین گفته است . به این می گویند دیپلمات !!٬ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 18:14 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
سران ۵ کشور حاشیه دریای خزر به تهران آمدند تا درباره وضعیت این دریا به تبادل نظر بپردازند ولی با وجود صدور یک قطعنامه ۲۵ ماده ای آنچه بلا تکلیف ماند سهمیه ایران در خزر بود در حالی که چهار کشور دیگر نفت و گاز این دریا را به یغما می برند و به هیچ وجه تمایلی به رعایت سهمیه ایران و یا پذیرش خواسته های این کشور ندارند. تاحدی که سهمیه ایران از ۵۰ درصد دوران قبل از انقلاب به ۱۱ در صد کاهش یافته است. در سالهای قبل از انقلاب خزر بین ایران و شوروی تقسیم شده و قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ موقعیت دو کشور را تعیین کرده بود در حالی که پس از فروپاشی شوروی در حالی که ایران باید سهمیه خود را حفظ می کرد نتوانست خواسته خود را محقق گرداند. آنچه بر سر ایران آمد به مراتب بدتر از قراردادهای ترکمن چای و گلستان بود که توسط روسها به ایران تحمیل شده بود. این است دستاورد حکومت کسانی که خود را مستقل می دانند و قبلی ها را وابسته؟! حال مردم باید قضاوت کنند که کدامیک در راه حفظ منافع ابران تلاش کرده اند؟!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 19:30 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از اصولی که در د ولت احمدی نژاد مورد تاکید قرار گرفته رقابت در اطاعت است . بدین معنا که هیچ کس حق انتقاد و افشای نارساییها و ناتوانی دولت را نداشته باشدو همه باید دست به دست هم بدهند تا وانمود سازند دولت احمدی نژاد موفق بوده است.
دولت که بر سپاه و وزارت اطلاعات متکی است و ماهیتی امنیتی دارد هر گونه انتقاد را کارشکنی و توطئه ویا کودتای مطبوعاتی تفسیر کرده و خواستار مقابله با مخالفین و منتقدین می شود. تاحدی که سخنگوی دولت از دادستان تهران می خواهد با این افراد برخورد قضایی شود. برخورد آمرانه و نادیده گرفتن حقوق شهروندی مردم از سوی مسئولین این ذهنیت را برای آنها به وجود آورده که می توانند با جهانیان نیز این گونه برخورد کنند و آنها نیز باید تابع باشند. در این رابطه باید به موضع منفی علیه فرانسه پس از سخنان وزیر خارجه این کشور علیه ایران اشاره کرد . این آقایان تصور می کنند جهانیان هم جیره خوارشان بوده و ناگزیر هستند در مقابلشان سر تعظیم فرود بیاورند. این مواضع را قبلا در ارتباط با هند و کره جنوبی هم اتخاذ کردند که به ضرر خودشان تمام شد زیرا جهانیان چارچوب و مشی خاصی دارند که با خواسته آقایان مغایرت دارد و نمی توان از آنها خواست تابع و وابسته باشند. فرانسه امروزه نقشی را ایفا می کند که قبلا تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلیس در قبال آمریکا بازی می کرد . این کشور مامور تهیه و تدوین قطعنامه سوم علیه ایران است . در این شرایط آقایان در عوض اینکه در صدد جلب رضایت و دوستی پاریس بر آیند علیه این کشور موضع گیری کرده و تصور می کنند قادرند آنها را وادار به تجدید نظر در سیاستهایشان نمایند. در حالی که روشی که پیش گرفته اند تهران را بیش از پیش منزوی کرده و این واقعیت را آشکار خواهد کرد که این آقایان فاقد منطق و درایت و عقلانیت هستند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 17:54 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه ها قبل عنوان شد بهتر است از ایرانی هایی نظیر هاشمی رفسنجانی ، خاتمی و روحانی که وجهه قابل قبولی در میان جهانیان دارند برای باز کردن برخی گره ها از جمله پرونده هسته ای بهره گرفت. بیان این مساله به مذاق تنگ نظرانی که خود را مالک جان و مال مردم و ایران می دانند خوش نیامد بطوری که این مساله به فراموشی سپرده شد. در حالی که شواهد حکایت از این واقعیت دارد که وضعیت ایران در منطقه و جهان در زمان خاتمی و رفسنجانی به مراتب بهتر از ۲ سا ل حکومت احمدی نژاد بوده است. در این ۲ سال همیشه ایران در مقابله با جهانیان و همسایه در موضع ضعف قرار داشته و اعتباری را که قبلا بدست آورده بود به تدریج از دست داده است بطوری که پرونده هسته ای ایران از آژانس به شورای امنیت ارسال شده که تحریم هایی را برای تهران در پی داشته است. در این شرایط اعلام شد که قرار است حسن روحانی رییس پیشین هیات مذاکره کننده ایرانی با سولانا رییس روابط خارجی اتحادیه اروپا گفتگو کند ولی در عوض اینکه همه دست به دست بدهند تا این مذاکرات با موفقیت همراه باشد به یکباره سخنگوی دولت صراحتا به نفی آن پرداخته و روحانی را تخطئه می کند. آنها چنین وانمود می سازند که گویا روحانی از دشمنان و اجانب بوده و هدفش تضعیف ایران و دولت احمدی نژاد است در حالی که شواهد امر و واقعیت ها نشان از این مساله دارد که قبلی ها به مراتب دلسوز تر و کارآمدتر از امثال لاریجانی و متکی بودند. هدف بنده طرفداری از قبلی ها نیست بلکه آنچه اهمیت دارد منافع ملی ایران است که متاسفانه از سوی امروزی ها نادیده گرفته شده است. زیرا آنچه اهمیت دارد منافع ملی ماست که در داخل مرزهایمان قرار دارد. برای ایران و ایرانی باید حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی برتر و بالاتر از هر چیزی باشد و همه در راه پاسداری از آن تلاش کنند. این یک واقعیت انکار ناپذیر است که منافع ملی ایران در میان حزب الله لبنان ، حماس فلسطین ، گروههای شیعی عراق و افغانها که از بیت المال ایران و ایرانی ارتزاق می کنند نیست و آنها نمی توانند حافظ و پاسدار منافع ملی ما باشند. هم چنین منافع ملی ایران در جنوب لبنان ، فلسطین ، افغانستان و عراق قرار ندارد بلکه این منافع در چارچوب مرزهای ماست و باید توسط ایرانی ها پاسداری شود. این سئوال مطرح است که چرا برخی در کشورمان ، ایران و ایرانی را نادیده گرفته و غریبه ها را به هموطنانشان ترجیح می دهند؟! تجربه نشان داده این احزاب و گروهها و افراد هیچ گاه به درد ایرانی نخورده و در شرایط حساس ،پشت ایرانی را خالی کرده اند. همین فلسطینی ها بودند که در جنگ به صورت تک تیر انداز مزدور عراقی رزمندگان ما را هدف قرار می دادند و یا عراقی ها همان کسانی هستند که هزاران نفر از مردمان ما را به شهادت رسانده و نوامیس این ملت را مورد تجاوز قرار دادند. چگونه است که این افراد و احزاب و گروهها می توانند حافظ منافع ملی ما باشند ؟! آیا خاتمی ، هاشمی و حسن روحانی و امثالهم بی اعتبار تر و بی ارزش تر از سید حسن نصرالله و خالد مشعل و حکیم و غیرو هستند و یا این که دولت و مسئولین ما منافع ملی را نشناخته و قادر به حفظ آن نیستند؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:17 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی در تاریخ معاصر ایران جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. این جنگ که آثارش را در قالب خرابی ها در مناصق جنگی و یا جانبازان و معلول ها مشاهده می کنیم با اهداف خاصی آغاز و نا خواسته به پایان رسید. هدف این نیست که دلایل و چگونگی آغاز جنگ و یا خاتمه غیر منتظره آن را مورد بحث و بررسی قرار بدهم زیرا دلایل و شواهد بسیاری را می توان بر شمرد ولی مساله این است که رزمندگان با چه اهدافی به جنگ و جبهه رفته و چه خواسته ای داشتند؟! آیا هدف آنها اعتلای روحانیت و حفظ و تقویت ریاست و اقتدار آنها بود یا حفظ یکپارچگی کشو ر ، بیرون راندن دشمن و در نهایت پاسداری از اسلام و ایران؟! آنچه در طول سالهای پس از جنگ از سوی بلندگوهای دولتی به غلط عنهوان و بر روی آن تبلیغ می شود و در صدد القای آن هستند این است که هدف شهدا و رزمندگان ،حفظ روحانیت و مقابله با دشمنان این صنف و گروه بوده است. در حالی که در جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس ،همه مردم و ایرانیان داخل و خارج کشور ایفای نقش کرده و به هیچ وجه در صدد کسب منافع نبوده اند. ولی از آنجا که عده ای در راه بهره برداری از چنین حوادث ناگواری صرفا به فکر بدست آوردن منافع شخصی ، صنفی و گروهی خود هستند جنگ و شهدا را مصادره کرده و وانمود می سازند که مردم ،شهید داده و مشکلات را تحمل کرده اند تا موقعیت و جایگاه این گروه و افراد تقویت و تثبیت شود. اگر نگاهی به ماهیت و وضعیت شهدا ، آزادگان و جانبازان و وصیت نامه ها ی آنها بیندازیم با این واقعیت مواجه خواهیم شد که تمامی اقشار مردم،جدای از دین و مسلک و عقیده ای که داشتند به مقابله با دشمن بر خاستند . به همین دلیل و با توجه به این واقعیت همه شهدا و رزمندگان و آزادگان را حزب اللهی و مسلمان نامیدن در حقیقت تحرین حقایق و سرپو ش گذاردن بر این واقعیت است که ایران و ایرانی به صورت یکپارچه در صحنه حضور داشته است. مصادره واقعیت های غیر قابل انکار و تقسیم بندی مردم به مسلمان و غیر مسلمان و حزب اللهی و غیر حزب اللهی و در نهایت خودی و غیر خودی ممکن است امروزه امکان پذیر باشد اما در آن دوران و در زمان جنگ اقدامی ناجوانمردانه و نابخردانه است. آنچه متاسفانه این روزها پر رنگ شده نه تنها نفعی برای کشور ندارد بلکه سبب دلسردی و ناامیدی مردم از نظام و هیات حاکمه می شود. زیرا چه بسیار جانبازان و یا خانواده های شهدا که مورد غضب هستند و با انواع مشکلات و محدودیتها دست و پنجه نرم می کنند زیرا خودی محسوب نشده و از آقایان تبعیت نمی کنند!! آیا در زمان جنگ از کسانی که در جبهه ها حضور می یافتند امتحان گزینش شده و درباره عقاید سیاسی و دیدگاه هایشان پرس و جو می شد؟! آیا درباره مسلک و مذهب و دیدگاه هایشان درباره مسایل سیاسی پرسیده می شد؟! و در نها یت باید پرسید آیا جنگ ما فقط جنگ ایران با دشمن بود یا جنگ حزب الله با حزب بعث؟! مصادره شهدا و جنگ به نفع روحانیت ، نادیده گرفتن تلاشها و زحمات تمامی کسانی است که در راه حفظ ایران و تمامیت ارضی آن جان و هستی خود را فدا کردند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 17:35 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
با وجود سپری شدن حدود ۳۰ سال از پیروزی انقلاب هنوز هم دایناسورهای سیاسی که از نخود و لوبیا فروشی و توبه نامه نوشتن در زندانهای شاه به دکتری فرمایشی و استادی دانشگاه رسیده اند دست ار سر این ملت و مملکت برنداشته و هر از چندگاهی با فرمایشات خود به فضل فروشی می پردازند . آنها تصور می کنند دارای وجهه و پایگاه مردمی بوده و از نفوذ در میان مردم برخوردارند . در حالی که در انتخابات مجلس هفتم که شورای نگهبان عملا راه را به روی این جناح باز گذارد اصول گرایان آنها را به میان خود راه نداده و از ائتلافشان بیرون کردند که همین مساله سبب کناره گیریشان ار انتخا بات شد. اسد الله بادامچیا ن که امروزه عنوان دکتری و استادی دانشگاه را یدک می کشد از جمله این دایناسورهای سیاسی است که با نوشتن توبه نامه در پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی و حضور در برنامه تلویزیونی سپاس شاهنشاها از زندان آزاد شد. او و همفکرانش که وابسته به سیاستمداران ورشکسته و وابسته نظیر مظفر بقایی و ایت الله کاشانی بودند هر از چندگاهی علیه سیاستمداران و افراد مقبول که مخالف دیدگاه های آنها هستند موضع گیری کرده و سعی می کنند چنین وانمود سازند که صاحب مملکت و کشور هستند و اجازه دارند با هر لحنی درباره دیگران سخن بگویند. وی چندی قبل در ادامه همان جو سازی ها که به هیچ وجه قابل پذیرش نیست اعلام کرده که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مشروعیت ندارد.البته بنده حامی و طرفدار این سازمان نیستم ولی اگر سوابق آنها با اعضای حزب موتلفه و بادامچیان و عسگراولادی مورد مقایسه قرار بگیرد این واقعیت آشکار خواهد شد زمانی که اکثر اعضای این سازمان تحت شکنجه های ساواک در زندان قرار داشتند امثال بادامچیا ن و عسکر اولادی و همفکرانشان توبه نامه نوشته و از زندان رهایی یافتند. گفته می شود ذغال هر اندازه خوب باشد باز هم سیاه است . این مساله درباره این عده صدق می کند که آنها هر چه بخواهند سنگ انقلاب و اسلام و مردم را به سینه بزنند نمی توانند توبه نوشتن و حضور در جلسه تلویزیونی سپاس شاهنشا ه را توجیه کرده و از اذهان بزدایند. این عده همان کسانی هستند که چند سال قبل در زمان خاتمی از رهبر خواسته بودند جمهوری را منحل کرده و همچون رژیم طالبان در ایران نیز حکومت اسلامی مستقر ساخته و خود در نقش امیر المومنان کنترل امور را در دست بگیرد. با توجه به این مسایل این سئوال پیش می آید که این دایناسورها ی سیاسی چگونه میتوانند مشفق مردم و دلسوز آنها باشند؟! آنها عناصری هستند که معتقدند مردم باید فرمانبردار و مطیع باشند. در سال ۱۳۲۴ در کرمانشاه حزبی به نام حزب خران تاسیس شد که شعار آن چنین بود که ؛ ما بار می بریم ولی سواری نمی دهیم؛ این شعار باید آویزه گوش امثال بادامچیان قرار بگیرد تا بدانند این ملت هوشیار یوده و نمی خواهد تابع چنین افرادی باشد که طرفدار حزب باد هستند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 18:1 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد ولی قبل از آغاز این سفر مشاوران رییس جمهور که هدفی جز جو سازی و وارونه جلوه دادن حقایق ندارند در تحلیل های آبکی و پوچ در صدد القای این مساله بر آمدند که واشنگتن از حضور احمدی نژاد در سازمان ملل ترسیده و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. در این ارتباط عنوان کرده اند که آمریکا در موضع انفعالی قرار گرفته و از ترس سخنان احمدی نژاد در صدد کار شکنی بر آمده است . آنها برای توجیه سخنان و مواضع خود مخالفت واشنگتن با اعطای ویزا به تنی چند از اعضای هیات همراه را عنوان کرده اند. بیان این مسایل که در پی سفر ناکام قبل احمدی نژاد نیز عنوان می شد موضوعی تکراری است که پوچی آن بر همگان آشکار شده است. زیرا در زمانی که شورای امنیت قرار بود درباره قطعنامه دوم علیه ایران رای گیری نماید احمدی نژاد اعلام کرد در جلسه شورا حضور یافته و با سخنان خود آنها را تحت الشعاع قرار خواهد داد اما نه تنها سفری صورت نگرفت بلکه قطعنامه دوم با اجماع تصویب شد. این گونه جو سازی ها ی بی پایه و اساس که از سوی طرفداران و مشاوران احمدی نژاد صو رت می گیرد بیش از پیش ماهیت این افراد را آشکار می سازد و بر این واقعیت صحه می گذارد که عده ای بی سواد و هوچی اطراف رییس جمهوری گرد آمده و تصور می کنند از طریق این تریبون ها قادرند افکار عمومی ایران و جهان را به نفع خود تغییر داده و به موفقیت برسند. در حالی که بارها ثابت شده که این سفرها و ادعاها بی حاصل بوده و دارای هیچ پایه و اساسی نیست . زیرا چگونه آمریکا از سفر احمدی نژاد ترسیده که او را به خاک خود راه می دهد و اجازه داده هر چه دل تنگش می خواهد در سازمان ملل و با استفاده از رسانه ها ی بین المللی بیان کند؟! این اقدام آمریکا نشانه ترس و هراس نیست بلکه نشاندهنده قدرت و صلابت آن است که از این سخنان و جو سازی ها ترسی به خود راه نمی دهد. اگر آمریکایی ها از این سخنان و مخالفت ها به لرزه می افتاد ند مانع تظاهرات بیش از یکصد هزار مخالف جنگ در مقابل کاخ سفید نمی شدند؟! البته ممکن است در سازمان ملل همان هاله سبز رنگ یکبار دیگر به فریاد احمدی نژاد و همراهانش رسیده و حضار را مسخ کند منوط به این که اینبار رییس جمهور به نفی هاله مزبور نپرداخته و پس از مدتی ادعا و سخنان خود را پس نگیرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 17:0 توسط حسن فتحی
|
|
||