تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته

این روزها بیش از همه مساله انتخابات مجلس هشتم افکار عمومی را به خود جلب کرده   تا حدی که مقوله  گاز و گرانی و کمبود سوخت را تحت الشعاع قرار داده است. زیرا  اگرچه همگان به این واقعیت معترف هستند که اثری و خبری از آزادی و دموکراسی در انتخاباتی که در ایران بر گزار می شود یافت نمی شود اما رقابت شدید  از سوی جناح ها و احزابی که با اسامی و عناوین گوناگون فعالیت می کنند افکار عمومی را به خود جلب کرده است.

در این شرایط دو جناح به جو سازی علیه هم پرداخته و اتهاماتی را به یکدیگر نسبت می دهند. در حالی که اگر به صورت اصولی دید گاه ها و عملکرد و فعالیت آنها مورد بررسی قرار بگیرد این واقعیت آشکار خواهد شد که تفاوت چندانی میان دو جناح وجود ندارد و در حقیقت انها در یک مسیر حرکت می کنند به همین دلیل بنده معتقدم  افراد  ی  که خود را اصلاح طلب می نامند اصلاح طلبان دروغینی هستند که صرفا عنوان اصلاح طلب را یدک می کشند.

ممکن است در این میان عده ای بنده را متهم به گرایش به جناح راست و بریدن از اصلاح طلبان بنمایند در حالی که بنده معتقدم اگر قرار است انتخابات آزاد و راستین در ایران برگزار شود باید حتما زیر نظر سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی باشد تا نمایندگان واقعی ملت به مجلس راه بیابند.

کسانی که امروزه خود را اصلاح طلب معرفی می کنند نه تنها اصلاح طلب نیستند بلکه در برخی زمینه ها مرتجع تر از رقبا هستند . بطور مثال نگاهی به فعالیت مجلس ششم می اندازیم که به مجلس اصلاحات معروف شد. بزرگترین لطمه را  به این مجلس امثال کروبی و محتشمی و کسانی وارد آوردند که در جناح اصلاحات قرار داشتند.

در حالی که اگر این افراد اصلاح طلب بودند  خواسته مردم را اجابت کرده و  در  راستای خواسته های هیات حاکمه حرکت نمی کردند. به همین دلیل امثال کروبی و محتشمی و همفکرانشان را باید اصلاح طلبان دروغین نامید که از این عنوان سو استفاده کرده و   به نوایی رسیده اند.

این سئوال مطرح است  مگر می شود درون یک  هیات حاکمه انحصار طلب بود و اقدامات و عملکرد آنها را  تایید کرد اما خواستار اصلاحات شد؟!

اکبر گنجی در مانیفست جمهوریخواهی این مساله را نقد کرده است . کسانی که به داخل هیات حاکمه راه می یابند یا مثل آنها هستند و یا اینکه قول می دهند مشابه آنها بشوند و در همان راستا حرکت کنند

این افراد اگر واقعا تلاش کرده و اصلاحاتی انجام بدهند اصلاحاتشان مشابه انقلاب سفید شاه خواهد بود که در جهت خواسته های حاکمیت شکل خواهد گرفت .در حالی که امثال کروبی و محتشمی و همفکرانشان از کسانی هستند که نقش به سزایی در پیدایش وضعیت کنونی و  سوق دادن مجلس به سوی فرمایشی شدن این نهاد ایفا کرده اند.

کسانی که با طناب این افراد به چاه می روند باید به این مساله توجه کنند   اصلاحاتی که این آقایان از آن سخن می گویند مشابه همان اصولی است که امثال حسین شریعتمداری و ضرغامی و لاریجانی و احمدی نژاد طرفدارش هستند. زیرا این اصلاحات به ترکستان ختم می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 16:42  توسط حسن فتحی  | 

شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که قرار است همان بلایی که بر سر انتخابات مجلس هفتم آمد تا گروه خاصی راهی مجلس شوند و مجلسی فرمایشی  شکل بگیرد بر سر انتخابات و مجلس هشتم هم بیاید .

حذف چهره های مردمی و اصلاح طلبان واقعی و ایجاد ممنوعیت برای غیر خودی ها که روز به روز جدی تر می شود حکایت از این مساله دارد که در سایه تلاش های وزیر کشور و دوستانش که سپاهی و اطلاعاتی هستند قرار نیست مردم آزادانه در پای صندوق های رای حضور یافته و به کسانی که مایل هستند رای بدهند.

البته این وضعیت جدیدی نیست که به تازگی اتفاق افتاده باشد بلکه از ابتدا بنای جمهوری اسلامی بر حذف عده ای به نفع عده دیگری بوده است ولی این شرایط  در سال های اخیر به  شکل آشکاری تشدید شده است.

آنچه در قالب انتخابات در ایران صورت می گیرد صرفا اقدامی برای توجیه قدرت حاکمیت است تا انحصار ها تقویت شده و کسانی که  حاکمیت مایل است  در مجلس حضور یافته و یا  در راس قوای سه گانه قرار بگیرند .

برای جلوگیری از این انحصا ر طلبی  تا کنون اعتراض های بسیاری صورت گرفته اما متاسفانه هیچ گوش شنوایی وجود نداشته است. زیرا حاکمیت که در انحصار گروه خاصی قرار دارد  تمایلی به مشارکت حداکثری نداشته و  از مردم هراسان است.

برای پایان دادن به این وضعیت ناگوار بهترین راه نظارت جهانی بر انتخابات است تا از این طریق راه برای تشکیل مجلس واقعی و مردمی و حضور  نمایندگان راستین مردم در پارلمان فراهم گردد.

حاکمیت  سال هاست توجهی به آرای مردم و خواسته های آنها نداشته و هر صدای مخالفی را به شدت سرکوب می کند به همین دلیل اگر سازمان های بین المللی و حقوق بشر بر انتخابات نظارت داشته باشند هم راه به روی انحصارات مسدود می شود و هم نمایندگان راستین مردم به مجلس راه  پیدا می کنند. این خواسته و آرزوی واقعی تمامی کسانی است که دلشان برای ایران می تپد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:42  توسط حسن فتحی  | 

چند هفته قبل ۳۰ ساله شد  و برایش جشن گرفتند. اما امروز در عزایش سوگواریم. مهران قاسمی روزنامه نا مه نگار  کار آمدی بود که با وجود جوانی توانسته بود موفق باشد. اگرچه هنوز راه درازی پیش روی داشت ولی با توجه به جوانی و توانش قادر بود به خوبی رشد کند.

از روزی که در روزنامه توسعه همکار شدیم تا وقتی که در سایت آفتاب نیوز جانشین او شدم همواره به دلیل توانایی هایش تحسینش می کردم .

او امروز در بین ما نیست و ما را عزادار کرده است. برای خانواده گرانقدرش و همسر ش سارا معصومی آرزوی صبر دارم. یاد مهران قاسمی را نمی توان به این سادگی ها فراموش کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 20:39  توسط حسن فتحی  | 

یکی از دوستان در پاسخ به مطلبی که درباره چاوز و تبعیت از چنین عنصری نوشته شده بود بنده را متهم به حمایت از سرمایه داری کرده بود. البته این دوست عزیز شرح نداده بود که بنده چگونه از سرمایه داری پشتیبانی کرده و   انتقاد از همراهی دیوانه ای به نام چاوز چه ارتباطی به سرمایه داری دارد؟!

هدف بنده صرفا تشریح این مساله بود که چرا باید مقامات ایران نسخه هایی را بپیچند که در دیگر کشورها با مخالفت مواجه شده و نتوانسته باری از دوش بانیانش بردارد.

 سئوال این است که آیا انتقاد از چاوز که می خواهد در ونزوئلا ریا ست جمهوری مادام العمر راه بیندازد و یا با حذف ۳ صفر از پول ملی به تقویت موقعیتش در این کشور اقدام کند پشتیبانی از سرمایه داری است؟!

آیا با حذف ۳ صفر از ریال  می توان اقتصاد ایران را احیا کرد؟!

اگر اینکار شدنی بود که بسیار راحت و آسان  اقتصاد ایران احیا شده و مشکلات برطرف می گردید. در حالی که  باید به این واقعیت توجه کرد که این نسخه ها برای اقتصاد ایران کارآیی نداشته و نمی تواند راهگشا باشد زیرا مشکل اقتصاد ایران در روابط ناسالم حاکم بر بازار است که سرنخ آن دردست کسانی می باشد که رابطه مطلوبی با ر وحانیون و مراجع دارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 17:59  توسط حسن فتحی  | 

باید فاتحه این کشور را خواند که با بارش ۳۰ سانت برف فلج شده و به مدت یک هفته تعطیل می شود.

در حالی که ایران کشوری است دارای منابع غنی نفت و گاز  که از صادر کنندگان بشمار می رود اما قادر نیست نیازهای داخلی را برطرف سازد.  اگر کشور به بهانه برف و یخبندان تعطیل می شود  فقط به دلیل فقدان سوخت است ودیگر مسایلی که عنوان می شود صرفا بهانه ای بیش نیست.

زمانی که قدرت در دست کسی است که بزرگترین و مهمترین  وظیفه اش دست بوسی فلان مرجع تقلید یا روحانی و رهبر است و خواسته و نیازهای مردم برایش هیچ است چگونه می توان انتظار داشت توجهی به مشکلات مردم بشود و یا باری از دوش مردم برداشته شود؟!

در کجای دنیا چنین اوضاع بلبشویی را سراغ دارید؟! برای این آقایان آنچه مهم است رضایت فلانه مرجع و روحانی و رهبر است . کشوری که مسئولینش اینگونه فکر می کنند  باید  با مشکلاتی به مراتب بدتر و  ناگوارتر از اینها مواجه گردد.

در کشورهای اسکاندیناوی و روسیه درجه هوا معمولا به ۳۰ و ۴۰ درجه زیر صفر می رسد اما هیچگاه اثری از تعطیلی و بحران نیست  اما در کشوری که به گفته چاپلوسان دولتی و کسانی که منافعشان در تملق گویی و مجیز گفتن است سر آمد کشورهای مسلمان می باشد  کوچکترین نوسان هوا مشکل ساز شده و  همه امور به حال تعطیل در می آید. زیرا کسانی که در این کشور در راس امور هستند نه به مردم پاسخگو می باشند و نه سواد و درک مسایل را داشته و دارند. آنها  فقط دست بوسی را فرا گرفته و توانسته اند از این طریق مسئولیت ها را به دست بیا ورند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 16:47  توسط حسن فتحی  | 

یک مثال فارسی می گوید  اگر می خواهید کسی را  بشناسید  ببینید با چه کسی دوست است. این مثال امروزه با توجه به دوستی مسئولین با چند تروریست و دیکتاتور و دیوانه و مستبد عینیت یافته است به  گونه ای که  این واقعیت آشکار می شود که چرا به بیراهه می رویم و به چه دلیل با این همه ثروت و در آمد نفتی باید در جا بزنیم؟!

یکی از کسانی که بر روی مقامات ایرانی تاثیر بسیار دارد چاوز رییس جمهوری ونزوئلاست که کم عقلی و دیوانگی او بر همگان آشکار است. او توانیته در مدتی که قدرت را در دست داشته بلایی بر سر کشورش بیاورد که کاسترو با بیش از ۵۰ سال نتوانسته است.

ولی در این کشور مردم با رد اصلاحات دولتی که می توانست چاوز به یک رییس جمهوری مادام العمر تبدیل کند نشان دادند تابع او نبوده به منافع ملی کشورشان احترام می گذارند.

اما در ایران ما که سابقه ای چند هزار ساله در فرهنگ و ادب دارد باید احمدی نژاد و یارانش افتخار کنند که با چنین آدمی دوست  هستند که آرزو  و آ مالش تبدیل شدن به کسی مثل پینوشه است که سال ها شیلی را به  خاک و خون کشید.

چند هفته قبل اعلاغم شد که قرار است ۳ صفر از پول ایران حذف شود . توجیهاتی هم که ارائه شد چندان قانع کننده نبود . در همین حال چاوز هم دستور حذف ۳ صفر را زا پول کشورش صادر می کند و نام پول کشورش را به بولیوار قدرتمند تغییر می دهد. او تصور می کند با قدرتمند نامیدن پول جدید کشورش ،این پول قدرتمند می شود.

این خصلت دیکتاتورهاست که تصور می کنند آنچه در ذهنشان می گذرد از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید همگان از آن تیعیت کنند. این وضعیت را به نوع دیگری در ایران خودمان هم شاهدیم. دلیل آن نیز وابستگی فکری به دیوانگان و تروریستهایی مثل چاوز و قذافی و نصرالله و  عمر البشیر و امثال آنهاست.

اگر ایران امروزی جایگاه خود را به عنوان  یک کشور  مقتدر و با فرهنگ از دست داده و هم ردیف تروریست ها و دشمنان حقوق بشر و حامی سرکوبگران شده به دلیل دوستی با همین افراد بی فکر و یا سپردن زمام امور به کسانی است که برای حفظ قدرت حاضرند ملت خود را فدا کنند.آیا این است حکومت اسلامی که به مردم وعده داده بودیم؟! آیا استقلال و آزادی که برای تحقق آن هزاران کشته دادیم همین است که امروزه شاهدیم؟!آیا تبدیل ایران به کوبا ی ثانی و یا تبعیت از تروریست ها و دیکتاتور ها  روشی اسلامی و مثبت است؟!

کسانی که ایران را به این وضعیت ناگوار انداختند باید پاسخگوی مردم و نسل های آتی باشند که چگونه آرزوهای ملتی را بازیچه ندانم کاری های خود و دوستانشان قرار دادند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 14:4  توسط حسن فتحی  | 

شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که به دلیل بی توجهی مسئولین و ناتوانی آنها در پاسداری از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران  این کشور پهناور به سوی تجزیه و انحطاط پیش می رود به گونه ای که اگر آمریکا و اسراییل به ایران و ایرانی ها علاقه نداشته و می خواستند همچون اعراب با ایران برخورد کنند امروزه ایران به گفته محمد رضا پهلوی به ایرانستان تبدیل شده بود.

آمریکا در زمان پیشه وری که در صدد تجزیه آذربایجان بود  با تهدید استالین و شوروی مانع تجزیه ایران شده و تمامیت ارضی این کشور  را تضمین کرد . ولی صدام حسین و طارق عزیز در زمان جنگ بارها اعلام کردند که ایران را به پنج ایران کوچک تقسیم خواهند کرد. اگرچه آنها در تحقق این خواسته ناتوان بودند و یا آمریکا و اسراییل به دلیل علاقه ای که به ایران دارند تمایلی به خدشه دار شدن این سرزمین ندارند ولی فقدان شعور سیاسی و درایت و عقلانیت در میان مسئولین و دست اندر کاران به خودی خود زمینه ساز تجزیه ایران و از بین رفتن تمامیت ارضی این کشور شده است.

سخنان چند روز پیش متکی وزیر خارجه که حتی با اعتراض سخنگوی وزارت خارجه مواجه شد و یا آنچه درباره قرارداد ۱۹۷۵ عنوان می شود و در نهایت مساله ۳ جزیره ایرانی در خلیج فارس نشان از این واقعیت دارد که مسئولین ایرانی هیچ توجهی به تمامیت ارضی ایران ندارند و فقط در فکر پر کردن جیبهای خو د از بیت المال و  حفظ پست و مقامشان هستند.

متکی صراحتا سهم ایرا ن را  در خزر  ۳/۱۱ درصد اعلام داشته و سهم ۵۰ درصدی را رسما رد می کند. در حالی که این دریا در زمان  قاجار و پهلوی به دو نیم تقسیم شده بود. در همین حال احمدی نژاد در اجلاسی شرکت می کند که در آن خلیج فارس خلیج عربی نامیده شده و بر تجزیه ۳ جزیره تاکید شده بود. اما مساله دیگر که بسیار اهمیت دارد قرارداد ۱۹۷۵ است که عراق آن را باز  هم رد کرده  است. کسانی که امروزه بر عراق حکومت می کنند دارای پاسپورت ایرانی بوده و در حقیقت حقوق بگیر ایران بوده اند ولی  به دلیل اینکه نمی دانستیم پول های باد آورده نفتی را کجا هزینه کنیم  به جیب کسانی ریخته ایم که امروزه به دشمن ما تبدیل شده اند.  در این حال یک مقام عراقی مدعی می شود که ایران قرار است در قرارداد ۱۹۷۵ تجدید نظر کند . قراردادی که باید آن را شاهکار محمد رضا پهلوی به حساب آورد . همان  کسی که امثال احمدی نژاد او را وطن فروش می دانند در حالی که این احمدی نژاد ها هستند که مشکل دارند و کشور را به سوی سقوط کشانده اند.

زمانی که وزیر خارجه از حق ایران در خزر چشم پوشی می کند و یا رییس جمهور  در قبال تحریف نام خلیج فارس و ۳ جزیره سکوت اختیار می کند نباید انتظار داشت  دشمنان آرام نشسته و به فکر تجزیه ایران نباشند . با توجه به فقدان درایت و عقلانیت در بین مدیران کشور. باید خدا را شکر کنیم که  لااقل در ایران امثال شا ه سلطان  حسین و فتحعلیشاه ها را داشتیم تا با این آقایان مقایسه کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 20:1  توسط حسن فتحی  | 

دولت احمد ی نژاد را باید ضعیف ترین و ناتوان ترین دولت ایران به حساب آورد که در مدتی که قدرت را در دست داشته لطمه ای اساسی به اقتصاد و سیاست کشور وارد آورده است. ولی این دولت در عوض اینکه به فکر حل مشکلات کشور باشد از طریق جو سازی های مطبوعاتی در صدد است مخالفین را متهم به بی اعتبار کردن دولت نماید. در حالی که بر هیچ شخص منصفی پوشیده نیست که دولت احمدی نژاد از نظر سیاست و اقتصاد ؛ ایران را دهها سال به عقب برده و در سراشیب نابودی قرار داده است. تورم فزاینده و گرانی روز افزون نشان از ناتوانی اقتصادی دولت دارد . در این میان ممکن است عده ای با این نظر موافق نباشند ولی شواهد امر و آمار و ارقام نشان از این واقعیت دارد که دولت احمدی نژاد نتوانسته شعارهایش را عملی سازد. دلیل آن نیز ضعف وزرا و مجلسی است که تصور می کند چشم بستن به روی واقعیت ها به منزله حمایت از دولت است در حالی که همین مجلس چه بلایی بر سر دولت خاتمی نیاورده و با استیضاح و کارشکنی عملا دولت خاتمی را در آخرین ماه های فعالیت با هزاران مشکل مواجه ساخت. مقایسه در آمد دولت از نفت در زمان خاتمی و احمدی نژاد و وضعیت قیمت ها به خوبی از ناتوانی دولت خبر می دهد که با وجود حیف و میل کردن صندوق ذخیره ارزی نتوانسته قدم مثبتی در راه سر و سامان دادن به وضعیت معیشت مردم بردارد . در چنین شرایطی چگونه می توان مدعی شد که دولت احمدی نژاد موفق بوده و قادر است بر مشکلات غلبه کرده و ایران را به جایگاه واقعی خود در منطقه برساند؟! جالب است که او و رسانه های وابسته به دولت فریاد بر آورده اند که دولت های قبلی بی کفایت بوده و فقط احمدی نژاد موفق عمل کرده است. البته منظور از موفق عمل کردن ؛ ورشکستگی سیاسی و اقتصادی کشور است که دولت کاملا موفق بوده در غیر این صورت باید اعتراف کرد که این دولت در ناتوانی و بی برنامگی سر آمد دولت های ایران در طول تاریخ بوده تا حدی که انسان حتی به دوران فتحعلیشاه قاجار و شاه سلطان حسین صفوی باید غبطه به خورد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:7  توسط حسن فتحی  |