|
|
|
|
|
یکی از خصوصیات مسئلین ایرانی در تمامی رده هاغ این است که توجهی به مشادر و کارشناس و دیدگاه ها و نظریات کارشناسی ندارند و اگا افرادی با چنین عناوینی در چارت تشکیلاتی وزارتخانه ها و سازمانها قرار دارد نه برای استفاده از دیدگاه ها و توصیه های این افراد است بلکه به کارگماردن دوستان و آشنایان در این مسئولیتهاست تا حقوقی دریافت کرده و در حقیقت منبع درآمدی داشته باشند.
همین مساله سبب گردیده طرح ها و برنامه هایی که ارائه می شود خصوصا در حیطه دولت فاقد کار و نظریات کارشناسی بوده و ناشی از خاست و تمایل رییس جمهور و وزیر مربوطه و یا سازمان و ارگان مورد نظر است به همین دلیل پس از مدتیئ این طرح ها و برنامه ها کا رآیی و پویایی خود را از دست می دهندو ضد ارزش می شوند که در این رابطه می توان به سهمیه بندی بنزین و زوج و فرد کردن تردد خودروها در تهران و دهها طرح و قانون اشاره کرد . بی توجهی به کارکارشناسی افشاگر این واقعیت است که چرا وزرا یکی پس از دیگری جای خود را به چهره های جدید می دهند و یا همواره در آستانه تغییر و برکناری قرار دارند. پس از برکناری وزرای کشور و اقتصاد نوبت به رییس بانک مرکزی و وزرای ارشاد و خارجه رسیده است. اگرچه ممکن است ظاهرا این مساله نفی شود اما این واقفعیت آشکار شده که احمدی نژاد وزیر نمی خواهد بلکه امر بر و نوکر می خواهد. البته بسیاری از کسانی که در دولت احمدی نژاد فعالیت دارند دارای همین ماهیت و جایگاه هستند و نباید انتظار بیشتری از آنها داشت. در کشوری که کارشناس و مشاور اهمیتی ندارد و وزیر نقش امربر و نوکر را ایفا می کند نباید امیدوار بود به بن بست نرسیده و هر روزی که می گذرد با مشکل جدیدی دست به گریبان نشود. این عده دیدگاه ها و نظریات ارتجاعی و عقب مانده خود را به مردم تحمیل کرده و با هلهله و هیاهوی گوسفندان جامعه را به فهفرا می برند .ابنها دستاورد دولت نهم و احمدی نژاد است که گویا ماموریت دارد این کشور باستانی و تاریخی را به ویرانه تبدیل کرده و از بین ببرد. ایران در میان کشورهای خلیج فارس از همه عقب تر بوده و از نظر تورم جهانی نیز در میان ۱۸۰ کشور جهان فقط بالاتر از اریتره و گینه و میانمار و زیمبابوه ایستاده است. این بلایی است که این آقایان در طول این سال ها بر سر این کشور آورده اند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:12 توسط حسن فتحی
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرهایی که درباره مسعود رفیعی طالقانی به گوش می رسدچندان امیدوارکننده نیست زیرا او در بازداشت بوده و باید پاسخگوی مسایلی باشد که نوشته است.
بنده نمی دانم چه مساله ای سبب گردیده مسعود عزیز سر از زندان و بازداشت در بیاورد ولی امیدوارم هر چه زودتر بار دیگر اورا در صحنه مطبوعات و نشریات ببینم. بنده مدتها با او در هفته نامه امید جوان همکار بودم و اگرچه مدت این همکاری چندان زیاد نبود اما بسیار پربار بود و من استفاده بسیاری از این همکاری بردم . مطبوعات ما روز بروز از محتوا و قلم بدستان مستقل و با دانش تهی می شود و این عده ترجیح می دهند عطای مطبوعات دولتی و وابسته را به لقایش ببخشند. به همین دلیل روزنامه ها بیش از پیش به روزی نامه شباهت پیدا می کنند و کار آیی خود را از دست می دهند.به جرئت می توان گفت در طول تاریخ از زمان امیر کبیر تا کنون مطبوعات ایران چنین بی هویت و فاقد ارزش نبوده اند. مطبوعاتی که از پستان وزارت ارشاد ارتزاق کند باید هم در چنین وضعیتی باشد . اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم. در چنین بلبشو بازاری یا باید خانه نشین شد و یا باید همچون گنجی ها و بهنود ها و دیگران راهی خارج شده و در غربت سکنی گزید یا اینکه تن به همکاری با نشریاتی داد که فاقد هویت و محتوا هستند. بهر حال امید وارم یکبار دیگر مسعود عزیز را سالم و سرحال و سرشار از امید و انرژی در میان روزنامه نگاران مستقل و صاحب اندیشه ببینم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 18:49 توسط حسن فتحی
|
|
||