تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته

                                                                                         مسئولین ایران یا کمونیست شده  و شیوه های اعمال شده در شوروی و رژیم های کمونیستی را پیش گرفته و اعمال می کنند یا اینکه رهبران شوروی مسلمان بوده و روش هایی که در کشورشان اعمال می کردند اسلامی بوده ولی انگ کمونیستی و مارکسیستی به آنها زده شده بود. به این دلیل که انطباق این شیوه ها با همدیگر بسیار شگفت و تعجب آور است به گونه ای که نمی توان تفاوت چندانی میان روش های استالین و برخی از دست اندر کاران جمهوری اسلامی  پیدا کرد.

شوروی پیشین به گورستان اندیشه ها تبدیل شده و هر کسی که بر خلاف خواسته و اوامر حزب کمونیست و دفتر سیاسی.آن فکر می کرد یا می نوشت به اردوگاه های کار اجباری تبعید شده و یا خانه نشین می گردید در نهایت سر از خارج در می آورد که ساخاروف و سولژنیتسین از آن جمله بودند.

در ایران هم چنین شرایطی فراهم گردیده و صاحبان اندیشه در صورت بیان نظریاتشان از ناکجا آباد سر در می آوردند. به همین دلیل ایران در راس کشورهایی قرار دارد که با فرار مغزها مواجه هستند و صاحبان اندیشه ترجیح می دهند در خارج سکونت کرده  و غربت را به زندگی در ایران ارجح می دانند.

شواهد امر گویای این واقعیت است که همه مسئولین  فرهنگی و شبه فرهنگی کشور دست به دست هم داده اند تا ایران را  از مغز و اندیشه و اندیشمند تهی کرده و آن را به گورستان اندیشه ها تبدیل کنند.زیرا عده ای در راس قدرت به جای همه فکر می کنند و برای آنها تصمیم گرفته و اعمال نظر می کنند.

نگاهی به مطبوعات و آنچه در صدا و سیما می گذرد گویای این واقعیت است که حرکت ایران به سوی استحمار ملت  و سوق دادن فرهنگ و اندیشه ها در این کشور به سوی همان چیزی است که امثال مصباح یزدی و دنباله رو هایش می خواهند  یعنی در صددند ایران را به سرزمینی تبدیل کنند که در آن همه امور فرمایشی و دیکته شده از سوی حکام یاشد.

قرائت دولتی از دین و اندیشه  حتی فکر کردن  سرانجامی جز همان وضعیتی را دارد که در شوروس شاهد بودیم.البته برای کسانی که نفت صادر می کنند و دلارهای نفتی را خرج خود و اطرافیانشان می کنند و یا حساب و جیب هایشان را از آنها انباشته می سازند مغر و اندیشه و تفکر اهمیتی ندارد بلکه آنچه مهم است دلار است و ادامه صادرات نفتی. به همین دلیل مرگ اندیشه ها در ایران شدت گرفته و قوانین محدود کننده سبب خواهند شد این کشور هر چه سریع تر به

گورستان اندیشه ها تبدیل شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 18:23  توسط حسن فتحی  | 

 

در سالروز پیروزی انقلاب یکی از مسایلی که از طریق رسانه های دولتی بر روی آن تاکید می شود استقلال و

آزادی ملت ایران است در حالی که اگر اوضاع امروز با گذشته ها مورد مقایسه قرار بگیرد این واقعیت آشکار خواهد شد که وضعیت در مقطع کنونی به مراتب یدتر از قبل است.

این شعار نیست که اوضاع قبلا بهتر بود بلکه اگر مقایسه ای صورت بگیرد این واقعیت آشکار خواهدشد.به همین دلیل بنده معتقدم استقلال ایران در مقطع کنونی شعاری بیش نیست.

تعطیلی روزنامه کارگزاران که چند هفته پس از توقیف هفته نامه شهروند صورت گرفت ضربه دیگری بر آزادی های مدنی و آزادی اندیشه و بیان می باشد که حتی در قانون اساسی

و اسلام مورد تاکید قرار گرفته است.

ولی از آنجا که برای هیات حاکمه مسایلی نظیر قانون اساسی و اسلام وسیله ای برای سرپوش گذا ردن بر واقعیت ها و سرکوب آزادی ها می باشد هر گاه که صلاح بدانند آن را زیر

پا گذارده و سرکوب ها را شدت می بخشند. بطوری که می توان اعلام کرد در طول یکصد سالی که از استقرار قانون و پارلمان در ایران می گذرد آنچه این روزها در کشور جریان دارد سابقه نداشته است.

بهانه ای که برای سرکوب اندیشه و مطبوعات آورده شده یک واقعیت دیگررا آشکار می سازد که بر خلاف تمامی شعارهایی که درباره استقلال و عدم وابستگی داده می شود نه تنها از یک حکومت مردمی

به یک حکومت وابسته و غیر مستقل تبدیل شده ایم بلکه از کسانی تبعیت می کنیم که چهره هایی منفور و غیر مردمی بوده و هیچ گاه نخواسته یا نتوانسته اند به خواسته ملت ها احترام بگذارند.

روزی با خواسته حکمتیار از مردم می خواهیم به خیابان ها ریخته و شعار مرگ بر آمریکا سر بدهند .پس از آن هم باید به دستور سید حسن نصرالله علیه اسراییل شعار بدهیم . هر کسی هم مخالفت

کند یا دلایل این همراهی را بپرسد باید سرکوب شده و مجازات شود.

در زمان شاه اگر وابسته بودیم تابع بزرگترین و برترین قدرت جهان بود ه و ژاندارم خلیج فارس بشمار می رفتیم در حالی که امروزه کسانی به ما دستور می دهند که یا تروریست هستند یا این که قادر

نیستند بدون محافظ و خدم و حشم در میان مردم ظاهر شوند.

این است آنچه تحت عنوان استقلال و آزادی عنوان کرده و دیگر مسلمانان را نیز دعوت به تبعیت از آن می کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 19:54  توسط حسن فتحی  | 

همه مسايل كشور تحت الشعاع مساله غزه قرارگرفته است در حالي كه نه اين مساله ارتباطي به مادارد ونه اينكه اعراب و فلسطيني ها مايلند پاي مابه اين منطقه باز شود امااز انجا كه دوست داريم نخودهر آشي بشويم  ما هم خودزا قاطي اين بازي كرده ايم.

در نهايت هم به دروغ فريادبر اورده ايم كه  غزه پيروز شد واسراييل شكست خورد. در حالي كه پيروزي يا شكست هيچ يك از آنهاارتباطي به ايران ندارد. فقط در اين ميان سرمايه هاي بيشتري به جيب همان هايي رفت كه اين جنگ را آغاز كرده بودند.

مردم غزه قرباني ما شدند و تا وقتي كه امثال خالدمشعل واسما ييل هنيه وجوددارند بايدمردم اين سرزمين قرباني ايراني ها شوند. اين است آخر وعاقبت رهبراني كه مزدورديگران هستند وپول مي گيرند تابراي ديگران جنگ راه بيندازند.

ولي وقتي مشاهده مي كنم كه پول و ثروت ما بي محابا به جيب حماس سرازير مي شود در حالي كه مردم ايران بيكار و گرسنه و آواره هستند از خدامي خواستم اي كاش من هم  غزه اي بودم تا كمي هم از سرمايه هاي ايران نصيب بنده مي شد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:38  توسط حسن فتحی  |