تبليغاتX
یادداشت های حسن فتحی
روزنامه نگاری از نسلی فراموش شده و سوخته
انتخابات دهم به دلیل حضور مردم خصوصا جوانان از اهمیت بسیاری برخوردار  بود.در جریان این انتخابات مسایل مهمی دیده شد که پرده را کنار زده و  چهره بسیاری را آشکار ساخت.

هدف بنده حمایت از مهندس موسوی یا دیگران نیست بلکه افشای واقعیات در باره بسیاری است که هم خود را قیم مردم می دانند و هم اینکه می خواهند خواسته و دیدگاه های خود را به مردم و جامعه تحمیل نمایند.

در این مدت افراد و گروه های گوناگونی از احمدی نژاد جا نبداری کردند ولی برای تحقق خواسته های خود و حامیانشان به هر وسیله ای متوسل شدند  تا خود را موجه جلوه دهند.

یکی از گروه هایی که با بزرگنمایی خود در صدد نا دیده گرفتن  دیگران شده موتلفه  می باشد که امروزه نام حزب را یدک می کشد. حزب موتلفه توسط عده ای دایناسور سیاسی اداره می شود که اگر نگاهی به سوابق سیاسی و مبارزاتی آنها بشود این واقعیت آشکار خواهد شد که بسیاری ار آنها ادعایی بیش نیست.

سردمداران موتلفه   گروهی هستند که سالها سابقه فعالیت سیاسی دارند اما این عده بر خلاف آنچه عنوان می کنند پاک و شفاف و بی شیله و پیله نیستند .

برای پی بردن به  بخشی از سابقه آنها باید روزنامه ها ی سال ۵۶ را مطالعه کرد. در این سال ها روزنامه های سال های قبل از انقلاب  انتشار یافته  که در آنها حقایق بسیاری نهفته است اما اگر روزنامه های سال ۵۶ چاپ می شد چهره تعدادی از کسانی آشکار می شد که امروزه داعیه انقلاب و اسلام دارند.

در میان آنها سران موتلفه نظیر بادامچیان و عسگر اولادی و لاجوردی و حاج مهدی عراقی دیده می شوند که اسناد غیر قابل انکاری درباره آنها در روزنامه های سال ۵۶ دیده می شود . متاسفانه در کتاب هایی که باره این  گروه و حزب و دسته چاپ شده درباره حقایق و واقعیت های غیر قابل انکار زندگی و مبارزات  این افراد سکوت شده است .

این عده که زنده هایشان نقش فسیل را ایفا می کنند در سال هایی که بسیاری در زیر شکنجه بودند به مناسبت پنجاهمین سال سلطنت پهلوی توبه نامه نوشته و با حضور در برنامه سپاس شاهنشاها در تلویزیون که توسط پرویز ثابتی مقام  امنیتی اداره  می شد  حضور یافتند ولی جالب است که توابین دوران شاهنشاهی این روزها  می خواهند برای مردم تعیین تکلیف نمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 18:10  توسط حسن فتحی  | 

خیلی ها ده نمکی را از طریق فیلمهای اخراجی ها شنا خته اند و تصور میکنند که او یک مخملباف یا روشنفکر است که  نسبت به وضع نامساعد موجود انتقاد دارد در حالی که او هم یکی از همان عمله های استبداد و دیکتاتوری است که در خدمت ا حمدی نژاد در آمده و علیه کسانی فحاشی می کند که  بقای خود را مدیون آنها هستند.

 ده نمکی در فیلمهای خود از کسانی  استفاده کرده که سالها آنها را یا فاحشه می نامید و یا منحرف.

در حالی که امروزه همان کسانی که به زعم خود او منحرف یا فاحشه بودند برای ده نمکی پولسازی می کنند و او را به افتخار و ثروت رسانده اند. ولی او متاسفانه به رویارویی با کسانی پرداخته که او را از خفت به عزت رسانده اند. لذا بهتر بود با این مردم در نمی افتاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:38  توسط حسن فتحی  | 

بر خلاف بسیاری که رضا زاده را پهلوان   می نامند بنده سال هاست که نمی توانم اورا باعث افتخار ایران و پهلوان بدانم به این دلیل که او با ۲ بار دوپینگ و لطمه ای که به اعتبار ایران در مجامع آسیا یی و جهانی وارد آورده  نشان داده که فقط به فکر جیب خود و در آمدی است که از راه ورزش نصیبش می شود.

آخرین باری که دوپینگ او آشگار شد برای همیشه ناگزیر گردید از دنیای قهرمانی کناره گیری کند. ولی لز روزی که احمدی نژادرا یک آذربایجانی اصیل و باعث افتخار آذربایجان نامید مشخص گردید که رضا زاده حتی به زادگاه خود نیز پشت کرده و با آذری ها به دشمنی برخاسته است. زیرا چگونه می شود یک کسی که ایرانی الاصل هم نیست و در حقیقت پاکستانی می باشد را آذری و باعث افتخار این ملت به حساب آورد؟!

آقای رضا زاده با دریافت پول از عربها در ایران تبلیغ کرد که مردم  پولهایشان را در امارات سرمایه گذاری کنند. او امروزه هم با دریافت پول از احمدی نژاد  به دروغ در صدد القای این مساله است که احمدی نژاد که خود را گرمساری می داند  یک آذری است!!

مقایسه امثال رضا زاده ها با تختی ها به خوبی دلایل ماندگاری  یکی و نا مندگاری دیگری را آشکار می سازد . آقای رضا زاده شما در عوض اینکه حامی کسی مثل احمدی نژاد باشید بهتر است به فکر ترمیم پرونده خود باشید تا یک دوپینگی صحنه ورزش ایران را در جهان و آسیا آ لوده نسازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:12  توسط حسن فتحی  | 

 

انتخابات دهم ریاست جمهوری پرده از روی حقایق بسیاری کنار زد و بر این واقعیت صحه گذارد که حق و باطل رویاروی هم صف آرایی کرده و به صحنه آمده بودند.

در یک سو احمدی نژاد که در ایرانی بودنش شک و تردید وجود دارد در مقابل کسی قرار گرفته بود که  صداقت و پاکدامنی او بر کسی پوشیده نیست.

ولی در این میان افرادی پیرامون احمدی نژاد گرد آمده بودند که  نشان دادند عمله استبداد و دیکتاتوری بوده و برای تحکیم و تقویت کسی فریاد بر می آوردند که  در 30 سال گذشته بزرگترین لطمه را به ایران و ایرانی وارد آورده و این ملت را با تروریست ها و دزدان جهانی هم جهت کرده بود.

این عده که نام مداح اهل بیت را  یدک می کشند از تریبون مقدس مساجد و منابر و هیات  به فحاشی پرداخته و به حمایت از نا حق در برابر حق و مردم بر خاستند. این عده در سالهای گذشته نشان داده اند که نه تنها  مداح اهل بیت نیستند بلکه عمله استبداد و دیکتاتوری بوده و در مقابل مردم ایستادگی کرده اند  .

این اقدام جانبداری از یزید و یزیدیان در برابر امام حسین است. جانبداری از معاویه در برابر  مظلومان است. حیف که دهانی که نام حضرت زهرا از آن بیرون می آید آلوده به فحاشی به فرزند او شود. چه فرقی بین شعبان بی مخ با امثال حدادیان و طاهری و ارضی  و دیگر عمله های استبداد و  دیکتاتوری وجود دارد؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:58  توسط حسن فتحی  | 

کسانی که تاریخ معاصر ایران را مطالعه کرده اند خصوصا مقطع ۲۸ مرداد و دوران دکتر مصدق را در کتاب ها خوانده اند  می دانند که ۲ گروه در پیروزی این کودتا و موفقیت شاه و دربار نقش ایفا کرده اند که شامل شعبان بی مخ و دار و دسته اش  همراه با ملکه اعتضادی و فواحش  می شدند.

هیچ کسی که اندک اطلاعی از تاریخ این دوران دارند  نمی توانند نقش این دو گروه را نفی کنند. امروز پس از سال ها که از پیروزی انقلاب می گذرد یکبار دیگر این دو گروه  دست به دست هم داده اند تا کودتای دیگری را علیه مردم ایران به پیروزی برسانند.

در سال ۱۳۳۲ آمریکا و انگلیس همراه با شعبان بی مخ و ملکه اعتضادی و عواملشان دست به دست هم دادند تا شاه را حفظ کنند اما امروز این دار و دسته با شکل و شمایل جدید و ظاهرا اسلامی از کسی وجریانی جانبداری می کنند که  مدعی اسلامیت  داشته و از مراجع و علمایی  دستور می گیرند  که حامی انجمن حجتیه  می باشند.

اگر خاطرات  شعبان بی مخ را  مطالعه کرده باشید    با این واقعیت مواجه خواهید شد که او در حمایت از ایت الله  کاشانی و  ضدیت با حزب توده  به کودتا چی ها پیوسته است . امروزه نیز شعبان بی مخ های اسلامی و ملکه اعتضادی ها   جدید دوستدار احمدی نژاد و یاران او شده اند. این است اسلامی که امثال احمدی نژاد و  دار و دسته اش حامی آن هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 19:23  توسط حسن فتحی  | 

 

 

 

«ولتر» معتقد است خرابی کشور از دو چیز است. نخست نداشتن مردان شایسته و دوم نبودن آنها بر سرکارهای بزرگ.

امروزه که قدم به مبارزات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذارده ایم این سوال پیش می آید که آیا نظر و دیدگاه «ولتر» درباره ایران کنونی صدق می کند یا این که بدبینانه است؟

اگر نگاهی اصولی یا منطقی به رویدادها و تحولات در زمان ریاست جمهوری نهم بیندازیم با این واقعیت تلخ و انکار ناپذیر مواجه خواهیم شد که گفته و نظریه «ولتر» درباره ایران در مقطع کنونی صادق بوده و آثار و دستاوردهای تلخ و ناگوارش را نمی توان نفی کرد.

یکی از دلایل تصمیم مهندس موسوی و سید محمد خاتمی برای قدم گذاردن به صحنه انتخابات ریاست جمهوری همین مسئله بوده اما از آنجا که قرار نبود هر دوی آنها هم زمان به صحنه بیایند تا آرای طرفداران عقلانیت سیاسی و مردم سالاری دینی خدشه دار شود سید محمد خاتمی به نفع مهندس میرحسین موسوی کنار کشیده و به حمایت و جانبداری از او می پردازد تا پس از 4 سال، آب رفته مجدداً به جوی بازگشته و شرایط مساعدی برای حاکمیت مردم و کسانی که عقل را بر قانون گریزی ار حج می دانند، مهیا گردد.

ایران در این سال ها متأسفانه جایگاه واقعی خود را در زمینه مختلف از دست داده و از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جایگاه حقوق بشر به شدت نزول کرده و در نقطه ای قرار گرفته که شایسته ملتی با 2500 سال قدمت فرهنگی نیست.

بررسی آمار واقعی و حقایق غیرقابل انکار و راستین که متأسفانه در اختیار مردم، جامعه و رسانه ها قرار نگرفته و با انحرافات و دست کاری های بسیاری به خورد توده ها حتی مسئولین داده می شود واقعیت های تلخی را فراروی ملتی قرار می دهد که در این سال ها از اسب افتاده ولی از اصل نیفتاده و دور نشده است . به همین دلیل در مدت اندکی که از حضور پر قدرت و تازه نفس مهندس موسوی در صحنه مبارزات انتخاباتی می گذرد از یک سو ، مردم قاطعانه از او جانبداری کرده و در موردش کنجکاوی به خرج می دهند و از سوی دیگر رقیب و یا رقبا ، که جای خود را تنگ می بینند به تکاپو افتاده و در تلاش هستند با به کار گرفتن ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، مهندس موسوی را بی اعتبار کرده و از نفوذ و اقتدارش بکاهند .

پدیده موسوی در صحنه سیاسی ایران پدیده جدیدی نیست که تازگی داشته و از پیشینه برخوردار نباشد زیرا او خود سال ها در مسئولیت های اجرایی ، فرهنگی و سیاسی کشور فعال بوده و روش را در این کشور پایه ریزی کرده که هم قابل احترام است و هم قابل اتکا . تجربه نشان داده آنهایی که خواستار ایرانی قابل احترام و قابل قبول در منطقه و جهان هستند به دنبال افرادی مثل مهندس موسوی ها و سید محمد خاتمی ها می باشند .

ایران در طول تاریخ به دلیل جایگاه ژئوپلیتیک خود با تهاجمات بسیار و فراز و نشیب هایی مواجه بوده که گاهی اوقات حتی استقلال و تمامیت ارضی خدشه دار شده و از بین رفته است . بطور مثال ایران چنگیزها ، اسکندرها ، محمود خان افغان ها ، عرب ها ، تیمورها و در عصر حاضر اشغال توسط متفقین را به خود دیده اما توانسته سربلند بیرون آمده و اصالت و فرهنگ خود را احیا کند . در این رابطه می توان این واقعیت را آشکارا بیان داشت که ایران تنها کشوری بود که مسلمان شد اما عرب نشد . یعنی ایران ، اسلام را پذیرفت وآن را با فرهنگ غنی خود عجین کرده و نقش اساسی و محوری در راه اعتلای آن ایفا کرد . در این رابطه می توان به کتاب پر ازش " خدمات متقابل ایران و اسلام " به قلم استاد شهید مطهری مراجعه کرد . حال چگونه است در کشوری با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی ، جای افرادی که در این زمینه ها کارآمد هستند خالی بوده و کسانی نبض حکومت را در دست دارند که تصور می کنند با سیاست های پوپولیستی می توانند دیدگاهها و در حقیقت سلیقه و ذائقه مردم را نیز تغییر دهند .

هر کشور و جامعه ای ، دارای ویژگی هایی است که اگر این ویژگی ها ریشه دار و پردامنه باشند به راحتی دچار تغییر و دگرگونی نشده و نمی توان آنها را دست خوش نوسانات رو بنایی نمود . بطور مثال در ایران که مردم سالاری مورد توجه و خواسته مردم بوده و ضامن پیشرفت کشور به سوی توسعه و ترقی است چگونه می توان با سیاه نمایی تلاش ها و روند تحولات را از مسیر واقعی منحرف کرده و به جهتی سوق داد که در آن مردم و آرای آنها نقش زینت المجالس را ایفا کرده و با ایجاد حساسیت های کاذب ، توسعه آمرانه جای مشارکت و چند صدایی را بگیرد . در این شرایط به گفته ژرار شوار تنرنبرگ از اندیشمندان غربی ، سیاست ، حالت نمایشی یک نفره به خود می گیرد .

ایران کشوری کثیرالهویه و چند نژادی است که راه خروج آن از بن بست ، در صورت همراهی و حضور مردم بسیار آسان و راحت است در غیر این صورت ، شرایط سخت می شود زیرا بازیگری را که می تواند به دوست و متحد تبدیل شود نباید با موضع گیری منفی به صف دشمنان راند .

در جامعه ای که مردم به خودی و غیر خودی تقسیم می شوند و سیاست حقیقت محور جای خود را به توهم توطئه و سخنان و مواضع مصرف داخلی می دهد اثری از دمکراسی ، پیشرفت ، اصلاحات و مردم سالاری دیده نمی شود . زیرا در سرزمین ناشنوایان از سخن گفتن چه کاری بر می آید ؟ یک سیاستمدار معتقد است تا زمانی که تضادهای اساسی زندگی انسان حل نشود فاجعه مردم آزاری وجود خواهد داشت و خانه ظلم ویران نخواهد شد و یا به قول ادیب شیشکلی رئیس جمهوری پیشین سوریه ، اگر مانند فرد ساده ای در میان ملتی آزاد زندگی کنم بهتر است فرمانروای ملتی زبون و محروم از آزادی باشم .

ایران این شانس را بدست آورده تا از پوسته ای که در 4 سال اخیر برای آن تنیده اند خارج شده و یکبار دیگر قدم در عرصه جدیدی از سیاست و اقتصاد و فرهنگ گذارده و خود را با جهان هماهنگ سازد .

یکی از مشکلاتی که در این سالها گریبان ایران و ایرانی را گرفته غلبه شعارهای غیر واقعی و تحریک آمیز بر واقعیت هایی است که به وضوح مشاهده می شوند . در حالی که با بهره گیری از شعار و تحریک توده ها ، می توان در اندک مدت به موفقیت نسبی رسیدولی همین شعارها و روش ها در طولانی مدت سبب جدایی ملت از مسئولین و بی اعتبار شدن شعارها می شود که به نمونه هایی از آنها می توان اشاره کرد .

این شعارها که عمدتاً با شعور همراه و هم جهت نیستند هم چون مسکنی هستند که قادرند تسکین آنی بدهند در حالی که برای درمان نیاز به مراقبت و پی گیری می باشد .

غلبه شعار بر واقعیت ها و برخوردهای احساسی در سالهای اخیر شدت گرفته و به ابزار و شیوه برتر در دولت نهم تبدیل شده تا از این طریق توده ها را بسیج کرده و به حرکت در آورد . جامعه ای که شعاری بار آمده و از نظر دانش و بینش فاقد عمق و ژرفا باشد به راحتی فریب خورده و به بیراهه کشیده می شود . البته در جوامعی که نظارت احزاب و مردم سخت و تاثیرگذار است شعارهای یکبار مصرف جایی ندارد و در صورت عنوان شدن نیز شعار دهندگان مورد بازخواست قرار می گیرند . وجود احزاب قدرتمند و مردمی همراه با رسانه های مستقل و آزاد در جوامع دموکراتیک و مردم سالار برای جلوگیری از انحراف مسئولین و یا مهار آن بسیار ضروری است . اما در جهان سوم و کشورهایی که دارای رژیم های سلطه گرا و توتالیتر هستند شرایط متفاوت است . لیندون جانسون رئیس جمهوری پیشین آمریکا معتقد بود ، سرمقاله های روزنامه واشنگتن پست به اندازه 10 لشکر برای من ارزش دارند و یا آندره مالرو نویسنده و متفکر معروف فرانسه می گوید ، روزنامه ، دفتر خاطرات روزانه یک ملت است .

یکی از اقدامات مهندس موسوی که در صورت موفقیت می تواند همراه با عقلانیت در جامعه حاکم شده و در این مدت بارها از سوی او مورد تاکید قرار گرفته رعایت آزادی ها در چارچوب قانون اساسی است به گونه ای که این آزادی ها نتواند لطمه ای به آزادی دیگران وارد آورده و یا آزادی دیگران را محدود سازد . ویل دورانت نویسنده مجموعه با ارزش " تاریخ تمدن " می گوید " اخلاقیات احکامی هستند که جامعه به کمک آن افراد و جماعات خود را ترغیب به رفتار موافق نظم ، امنیت و تعالی خویش می کند " .

اخلاقیات و رعایت آن در رفتار و برخوردهای سیاسی و اجتماعی از اصولی است که در رفتار و منش مهندس موسوی نهفته و به وضوح دیده می شود . او نشان داده که در این موارد به هیچ وجه شعار نداده و نمی خواهد با شعارهای تحریک آمیز و بی محتوا ، خود را به مردم تحمیل کند . یعنی آنچه در رفتار و منش موسوی دیده می شود تظاهر و برخوردهای پوپولیستی برای جلب آرا و تمایل مردم نیست بلکه از اعتقادات و باورهای قلبی او ناشی می شود .

کسانی که از تقلب در انتخابات و یا کسب آرای مردم به هر قیمتی جانبداری کرده و با بکار گرفتن شیوه های غیر معقول یا ناجوانمردانه در صدد تحمیل خود به جامعه هستند در مسیر غیر واقعی حرکت کرده و چهره ای از خود به نمایش می گذارند که با نهاد و سرشت آنها در تضاد است . " اوتانت " دبیرکل پیشین سازمان ملل که از برمه بود درباره ماهیت این جوامع و سیاسیون می گوید " در روزهای انتخابات ، مرده ها زنده می شوند و رای می دهند . غایب ها حاضر می شوند و رای می دهند و یک نفر چند نفر می شود و رای می دهد . "

این گفته اوتانت ، انسان را به یاد دعوای چند هفته قبل وزارت کشور و مرکز آمار درباره تعداد واجدین شرایط رای دادن در ایران می اندازد . اختلاف چند میلیون نفری که یکبار هم در زمان مجلس ششم از سوی نمایندگان به بحث گذارده شد ، مساله ای است که باید تکلیف آن روشن شده و با شفاف سازی ابهام زدایی گردد. زیرا آنچه در یک انتخاب از اهمیت برخوردار می باشد اعتماد سازی و جلب اعتماد عمومی است . اگر مردم به این واقعیت واقف شوند که آرا و نظریاتشان در سرنوشت کشور موثر است با دلگرمی بیشتر و گسترده تر در صحنه حضور یافته و به کاندیدای مورد نظر خود رای می دهند . در این میان این وظیفه نهادها و ارگانهای مدنی است که به اعتماد سازی و شفاف سازی پرداخته و مردم را با مسئولین همراه سازند .

در یک جامعه دموکراتیک که مردم نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری ها دارند نهادهای مدنی به عنوان رابط مردم و تصمیم گیرندگان و مسئولین قادرند در اعتماد سازی بسیار فعال و تاثیر گذار باشند . نقش نهادهای مدنی از جمله NGO ها را نمی توان نفی کرده و نادیده گرفت . اما فعالیت و یا محدود سازی این نهادها بستگی به نگاه مسئولین هر جامعه دارد . اگر دیدگاه مردم سالارانه حاکم شود ، آزادی همراه با توسعه شکل می گیرد به قول پطروس غالی دبیر کل پیشین سازمان ملل ، اگر توسعه بدون دموکراسی وجود ندارد ، دمکراسی هم بدون توسعه تحقق نمی یابد . ولی درصورتی که آزادی ها ، کنترل شده و محدود باشد همه امور در مسیر استبداد حرکت خواهد کرد . به گفته سید محمد خاتمی ، نتیجه سیاست یک طرفه توجیهی، حاکمیت امنیت پارلمانی است.

استالین معتقد است، هیچ اتحادی بین دموکراسی و فاشیسم نمی تواند وجود داشته باشد. این نظر استالین چارچوب ها را مشخص می سازد. زیرا انتظاری که از یک مستبد می رود با یک دموکرات تفاوت اساسی دارد. در ذهن کسی که دوستدار رقابت در اطاعت است آزادی و خواسته مردم جایی ندارد در عوض در میان حامیان آزادی، اثری از توتالیتاریسم دیده نمی شود

طالب اوف آزادی را به 6 دسته تقسیم می کند که شامل آزادی هویت، آزادی عقاید، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی تجمع و اجتماعات و آزادی انتخاب می شود.

کسانی که می توانند این آزادی ها را تضمین کنند باید خود به آن اعتقاد داشته باشد.

لذا مهندس موسوی چه در طول 8 سال نخست وزیری،چه در زمانی که سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی بوده و یا در 20 سال گذشته نشان داده که آزادی را باور کرده و به آن اعتقاد داشته و درباره آن شعار و وعده نمی دهد. رژیم های سیاسی 2 دسته هستند.

1-  رژیم هایی که از تمایل به آزادی سرچشمه می گیرند. در این رژیم ها از اقتدار زمامداران به نفع آزادی مردم کاسته می شود.

2-  رژیم هایی که به استبداد تمایل دارند برعکس دسته اول، نتیجه آنها تقویت اقتدار زمامداران و تضعیف آزادی مردم است. اگر می خواهیم به عنوان شهروندان ایران و کسانی که در این سرزمین با پیشینه تاریخی، فرهنگی که حافظ ها، سعدی ها و هزاران اندیشمند و دانشمند را به جهان علم و هنر و اندیشه عرضه کرده سربلند زندگی کرده و در جهان نیز اعتبار و جایگاه خود را مجدداً بدست بیاوریم نیاز است کسی را به ریاست جمهوری انتخاب کنیم که سمبل اندیشه و درایت و عقلانیت باشد. به همین دلیل کسانی که در ایران این گونه فکر می کنند پیرامون مهندس موسوی گرد آمده و از او جانبداری میکنند تا بی قانونی و قانون گریزی جای خود را به عقلانیت بدهد. عقلانیت مبتنی بر شعور و عشق به میهن که متأسفانه در سال های گذشته یا کم رنگ شده و یا تحت الشعاع حرکت ها و اقدامات پوپولیستی و شعاری قرار گرفته است.

بسیاری از مشکلاتی که برای ایران به وجود آمده ناشی از فقدان عقلانیت سیاسی است. بطوری که می توان ادعا کرد انزوای سیاسی در منطقه و جهان، تحریم های بین المللی و صدور پی در پی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، جوسازی های اعضای شورای همکاری خلیج فارس، مشکل آفرینی کشورهای همسایه رابطه تنگاتنگی با تهی بودن سیستم اجرایی کشور از عقلانیت سیاسی و فرهنگی دارد.

در کنار آنها باید اعلام کرد بسیاری از مشکلات اقتصادی که کشور با آنها دست به گریبان است نیز به همین مقوله ارتباط پیدا می کند. زیرا ایران در سالهای حاکمیت دولت نهم نتوانسته رابطه قابل قبولی با نهادهای پولی و مالی جهان و منطقه برقرار سازد. بطور مثال ایران قادر به احقاق حق در اوپک نبوده و از جایگاه والایی برای ایجاد تشکل گازی برخوردار نیست.

در حالی که در سال های نه چندان دور هم دارای موقعیت قابل قبولی در آژانس بین المللی انرژی اتمی بودیم و هم این که کشورهای عرب منطقه رابطه مثبتی با تهران داشتند. که قرارداد امنیتی، ریاض از آن جمله می باشد.

اما فقدان عقلانیت سیاسی و پیش گرفتن سیاست آمرانه همراه با مشت های گره کرده و برخوردهای غیراصولی شرایطی را فراهم ساخته که در انزوا قرار گرفته و قادر به دفاع از حقوق خود در مجامع جهانی و منطقه ای نباشیم.

اگر قرار بود با فحاشی و تندگویی در عرصه جهانی و در میان همسایگان به حقوق حق خود دست بیابیم که نیازی به دیپلماسی و مذاکره نبوده و در عوض به روش های غیرمعقول متوسل می شدیم.

روش رییس دولت نهم این گفته بر ژنف رهبر پیشین شوروی را در اذهان زنده می کند که یا به خواسته من عمل کنید یا منتظر آدم بدتری به جای من باشید؟!در حالی که مائو رهبر چین می گفت «زمان به سرعت می گذرد و جهان به پیش می رود. کارهایی است که باید به سرعت انجام گیرد. فرصت را از دست ندهید. "

در حالی که دولت نهم با بهره گیری از شیوه بر ژنف درصدد راهگشایی در جامعه و جهان است ولی عقلا و کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی می سوزد به توصیه مائو عمل می کنند.

عقلانیت سیاسی در تهدید و توهین نیست بلکه می توان دارای نزاکت دیپلماتیک بوده و لحن ملایمی داشت اما دشمن را به هراس انداخت. به گفته ریچارد نیکسون رییس جمهور پیشین آمریکا، اولین وظیفه ما تمیز دادن بین منافع حیاتی، منافع جانبی و منافع ملی است هیچ کشوری برای دفاع از همه این منافع ،کافی در اختیار ندارد. همان طور که فردریک کبیر گفته کسی که سعی کند از همه جا دفاع کند از هیچ چیز نمی تواند دفاع کند.

امروزه آشکار شده که سیاست ها و روشی که دولت نهم در سالهای گذشته پیش گرفته از محبوبیت ایران کاسته و این کشور را که می خواهد در پایان برنامه 20 ساله چشم انداز به قدرت برتر منطقه ای از نظر علمی و اقتصادی و سیاسی تبدیل شود به قهقرا برده است. زیرا لازمه پیشرفت، دوستی با همسایگان و جهانیان و تعامل با آنهاست.

تجربه نشان داده کسانی که از تئوری دیکتاتوری توسعه پیروی می کنند کشورشان را به بیراهه سوق داده و به انزوا می کشانند. آیا دولت نهم قدرتمندتر از هیتلر یا موسولینی است که آلمان و ایتالیا را به خاک سیاه نشاندند؟

امروزه شرایطی پیش آمده تا مردم ایران دست در دست یکدیگر به اصلاح روش ها پرداخته و قدرت را به دست کسانی بسپارند که از تعامل و عقلانیت سیاسی پیروی و طرفداری می کند.

برخوردهای آمرانه و بی نزاکتی دیپلماتیک حتی در قرون وسطا باب نبوده که امروزه در قرن بیست و یکم از جانب کشوری که در طول قرون و اعصار مروج و مبلغ فرهنگ و تمدن و ادب بوده سرلوحه برخوردها و اقداماتش قرار بگیرد.

ایران برای بازگشت به دورانی که عقلانیت سیاسی را حاکم ساخته و در مسیر قانونی حرکت کند نیاز به اصلاح روش ها و تغییر دست اندرکاران دارد. با رأی دادن به مهندس موسوی می توانیم علاوه بر این که از انزوای سیاسی خارج می شویم اعتبار و جایگاه والای خود در میان همسایگان  جهانیان را نیز باز می یابیم.

لذا این وظیفه یکایک ماست که برای اعتلای ایران و قدرتمند ساختن این کشور کسی را در رأس نیروی اجرایی قرار بدهیم که به زبان دیپلماسی آشنا بوده و کشور را از ورطه فلاکت و درماندگی رهایی سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:17  توسط حسن فتحی  | 

 

 

انتخابات دهم در بسیاری از زمینه ها دارای تفاوت های چشمگیری با 9  انتخابات پیشین ریاست جمهوری است . در این انتخابات بر خلاف قبلی ها در عوض این که شاهد پیشرفت و رشد مشارکت ها و کاهش دخالت دولتی ها به نفع کاندیدای خاصی باشیم متاسفانه جانبداری آشکار و بی محابا بر این واقعیت صحه گذارده که عده ای تمایلی به رقابت برابر و دموکراتیک ندارند بلکه می خواهند با بکار گرفتن انواع و اقسام حربه ها و فشارها ، افکار عمومی را متوجه یک فرد یا جناح خاص کنند . این وضعیت اعتراض بسیاری از سیماسیون و حتی مردم را در پی داشت بطوری که محسن آرمین صراحتاً بر این مساله تاکید ورزید که صدا و سیما زمان انتخابات را با هفته دولت اشتباه گرفته است .

روندی که صدا و سیما و برخی نهادهای دولتی در پیش گرفته اند این ذهنیت را به وجود آوردن که ماموریت آنها تغییر یافته و یا این که معانی واژه ها دگرگون شده و این اسامی و واژه ها را باید مجدداً تعریف کرد . زیرا کارکرد آنها با ماموریتی که بر عهده شان گذارده شده تفاوت اساسی دارد .

اصولاً برای این که ماهیت یک جریان یا مجموعه آشکار شود باید شرایط خاص پدید آید به این دلیل که در این شرایط است که این سازمان ها و یا جریان ها به قولی پوست انداخته و ماهیت واقعی خود را برملا می سازند .

بطور مثال صدا و سیما که طبق قانون اساسی یک سازمان انحصاری و یگانه در نوع خود می باشد تنها رسانه در این راستاست که وظیفه تبلیغ و اطلاع رسانی را بر عهده داشته و به عنوان رسانه ای تاثیر گذار و مهم باید ایفای نقش کند . شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که این رسانه بر خلاف نام و عنوانی که یدک می کشند تنها نتوانسته به رسالت واقعی خود عمل کند بلکه در جایگاهی قرار گرفته که از رسانه ملی به رسانه خصوصی و شخصی در خدمت دولت نهم تبدیل شده است .

رسانه های فراگیر خصوصاً رادیو و تلویزیون با توجه به وسعت و دامنه نفوذ و فعالیتشان ، می توانند به افکار عمومی جهت داده و مردم را در مسیری که مورد نظرشان است هدایت کنند . این رسانه ها در جامعه ای که مردم علاقه چندانی به کتاب و مطالعه ندارند و رادیو و تلویزیون فراگیر هستند قادرند به راحتی دیدگاهها و نظریاتشان را به مردم القا کنند . این وضعیت و جایگاه رادیو و تلویزیون سبب گردیده در چنین مقاطعی که جامعه در حال حرکت به سوی آینده و نیاز به جذب اطلاعات صحیح و به روز است تشکیلات اطلاع رسان از یک دیدگاه ، یا بطور منطقی تر ، از بخش کوچکی از یک جناح اجتماعی خط می گیرد و تابع آن می باشد ، به رسانه جناحی یا حزبی تبدیل شده و مروج و مبلغ  آن جناح تبدیل می شود . لذا چنین دستگاه عریض و طویلی که بودجه ای معادل بودجه چند وزارتخانه را می بلعد و هزینه گزافی را بر بیت المال تحمیل کرده و از مالیات های مردم ارتزاق می کند نمی تواند و نباید در حد اداره کل روابط عمومی یک وزارتخانه یا سازمان عمل کرده و در انحصار یک گروه خاصی باشد .

مردم یعنی صاحبان اصلی این سازمان و تشکیلات بسیار گسترده ، نمی توانند از اطلاعات موجود در آرشیوهای این سازمان بهره مند شوند هم چنین این سازمان قادر نیست دیدگاههایی در جامعه را که جملگی دیدگاههای در داخل نظام و سیستم و مورد تایید هستند را در اختیار مردم و مشتاقان قرار بدهد تا آنها قادر باشند انتخاب نمایند ، قضاوت کنند و پس از مقایسه خوب و خوب تر یابد و بدتر را از هم تمیز دهند .

مهم این است که مدیران دستگاه صدا و سیما می خواهند هم به سبک تشکیلات بسته و محدود کلیسای قرون وسطا که کانون تفتیش عقاید بود عمل کنند و مردم را وادار سازند هر آنچه را که آنها می خواهند و یا تبلیغ می کنند را پذیرفته و به شخص و جناح مورد نظر گردانند گان این سازمان رای بدهند و یا به قولی اصلاً انتخاب نکنند و در منزل بنشینند و صرفاً برنامه های مورد نظر شبکه های مختلف تلویزیون را تماشا کنند . ظاهراً هدف آنها حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای نیست بلکه آنها در راستای اهداف خود و جناح مورد حمایتشان از حضور حداقلی مردم در انتخابات خرسندمی شوند و در پی تحقق آن هستند به این دلیل که جناح دولتی آرای خاص خود را داشته و به صورت دستوری یا از روی عادت حامیانش در انتخابات حضور می یابند در حالی که جناح مقابل که باید آرای اکثریت خاموش را جذب کند نیاز به تبلیغ و ارائه برنامه و اطلاع رسانی دارد زیرا کسانی که اکثریت خاموش را تشکیل می دهند افرادی دارای فکر و اندیشه هستند که نمی توانند فقط به شعارها رای داده و یا فریب ادا و اطوار دوستی ها را بخورند.

پس از پیروزی انقلاب ، که انقلاب  همه مردم و تجمع گرایشات در نفی سیستم و نظام پیشین بود عده ای که انتظار و توقع کسب مدیریت های کلان داشته و بدون پشتوانه ی مردمی خواهان قدرت نامحدود و اداره کشور بودند سرخورده شدند زیرا به این واقعیت پی بردند که نمی توانند به خواسته های خود و گروههایشان جامه عمل بپوشانند . این سرخوردگی با واکنش های متفاوت و گاه ضد و نقیض همراه بود که رادیکالیسم آنها ، نبرد و جنگ مسلحانه را برگزید که در نهایت نابودی خود را رقم زد .

در آن سال ها ، گروهها و جناح ها برای جلب افکار عمومی به صورت پراکنده حرکت هایی را سازماندهی کرده بودند مثل فروش کتاب در خیابان ، پخش نشریات در کوچه و خیابان ، توزیع سرود در نوارهای کاست که اقدامی طبیعی به نظر می رسید اما در کنار این حرکات به ظاهر فرهنگی برای جلب افکار عمومی از تاکتیک و شیوه ای استفاده می کردند که در تاریخ فعالیت های سیاسی پر سابقه است .

این شیوه و تاکتیک ، مظلوم نمایی سازمان یافته با هدف جلب ترحم و افکار عمومی در راستای ایجاد کشش در مردم برای همکاری و هم دردی می باشد . زمانی که بساط کتاب فروشی و یا روزنامه پهن شده و نگاهها به سوی آنها جلب می شد به یکباره عده ای تحت عنوان گروهها و یا افراد مخالف که عمدتاً شبیه نیروهای انقلابی و به قولی حزب اللهی بودند در محل حضور یافته و به جر و بحث و مناظره و گفت و گو می پرداختند که نتیجه آنها در نهایت ایجاد درگیری ساختگی همراه با حمله به بساط کتاب فروشی و روزنامه ها و زد خوردی بود که همواره با مغلوب شدن و مظلوم نمایی افراد گروهها و پیروزی و غلبه انقلابی نمایان خاتمه می یافت . به این ترتیب از یک سو افکار عمومی به نفع گروه مزبور تحریک شده و به جانبداری از آنها بر می خاست و از سوی دیگر این ذهنیت منفی علیه نیروهای انقلابی به وجود می آمد که این عده افرادی زورگو و فاقد منطق و گفت و گو هستند . در این شرایط که ایران خود را آماده انتخاب دهم برای ریاست جمهوری می نماید و صدا و سیما همراه با رسانه های دولتی که از بیت المال تغذیه می کنند یکصدا و  هماهنگ از شخص خاصی جانبداری می کنند عده ای در صددند با بهره گیری از همان روش های منسوخ و نخ نمای گروهک های پیشین به تشنج آفرینی پرداخته و با حمله به ستادها و تجمع های کاندیداها اوضاع را نا آرام سازند . از آنجا که صدا و سیما ، روزنامه ها و تریبون های دولتی در صدد القای این مساله هستند که جامعه از کاندیداتوری مهندس موسوی جانبداری نمی کنند در صدد هستند با رویاروی قرار دادن کاندیداها و حامیانشان اوضاع را آشفته کرده و برای مردم و جامعه مشکل آفرینی کنند .

آنچه در این شرایط اهمیت دارد و حامیان کاندیدها باید مورد توجه قرار بدهند هوشیاری در مقابل تحریکات دولتی ها می باشد . عده ای در صدد هستند با آشفته سازی ، زمینه را برای موفقیت کاندیدای مورد نظر خود فراهم سازند . این روشی است که صدا و سیمای دولتی و شخصی و روزنامه های وابسته پیش گرفته اند ، که استراتژی رسمی و اعلام شدن نیست ، اما اخبار درونی اوضاع ، حاکی از آن است : سمپاتیزان های جناح دولتی ، تصمیم گرفته اند به هر نحو ممکن مرد نا محبوب کنونی مردم را که بی حساب و بدون مجوز در حال دست اندازی به بیت امال مسلمین است را تثبیت نمایند یا با ایجاد تشنج ، جامعه را متشنج نمایند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:4  توسط حسن فتحی  |