|
|
|
|
|
انتخابات دهم در بسیاری از زمینه ها دارای تفاوت های چشمگیری با 9 انتخابات پیشین ریاست جمهوری است . در این انتخابات بر خلاف قبلی ها در عوض این که شاهد پیشرفت و رشد مشارکت ها و کاهش دخالت دولتی ها به نفع کاندیدای خاصی باشیم متاسفانه جانبداری آشکار و بی محابا بر این واقعیت صحه گذارده که عده ای تمایلی به رقابت برابر و دموکراتیک ندارند بلکه می خواهند با بکار گرفتن انواع و اقسام حربه ها و فشارها ، افکار عمومی را متوجه یک فرد یا جناح خاص کنند . این وضعیت اعتراض بسیاری از سیماسیون و حتی مردم را در پی داشت بطوری که محسن آرمین صراحتاً بر این مساله تاکید ورزید که صدا و سیما زمان انتخابات را با هفته دولت اشتباه گرفته است . روندی که صدا و سیما و برخی نهادهای دولتی در پیش گرفته اند این ذهنیت را به وجود آوردن که ماموریت آنها تغییر یافته و یا این که معانی واژه ها دگرگون شده و این اسامی و واژه ها را باید مجدداً تعریف کرد . زیرا کارکرد آنها با ماموریتی که بر عهده شان گذارده شده تفاوت اساسی دارد . اصولاً برای این که ماهیت یک جریان یا مجموعه آشکار شود باید شرایط خاص پدید آید به این دلیل که در این شرایط است که این سازمان ها و یا جریان ها به قولی پوست انداخته و ماهیت واقعی خود را برملا می سازند . بطور مثال صدا و سیما که طبق قانون اساسی یک سازمان انحصاری و یگانه در نوع خود می باشد تنها رسانه در این راستاست که وظیفه تبلیغ و اطلاع رسانی را بر عهده داشته و به عنوان رسانه ای تاثیر گذار و مهم باید ایفای نقش کند . شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که این رسانه بر خلاف نام و عنوانی که یدک می کشند تنها نتوانسته به رسالت واقعی خود عمل کند بلکه در جایگاهی قرار گرفته که از رسانه ملی به رسانه خصوصی و شخصی در خدمت دولت نهم تبدیل شده است . رسانه های فراگیر خصوصاً رادیو و تلویزیون با توجه به وسعت و دامنه نفوذ و فعالیتشان ، می توانند به افکار عمومی جهت داده و مردم را در مسیری که مورد نظرشان است هدایت کنند . این رسانه ها در جامعه ای که مردم علاقه چندانی به کتاب و مطالعه ندارند و رادیو و تلویزیون فراگیر هستند قادرند به راحتی دیدگاهها و نظریاتشان را به مردم القا کنند . این وضعیت و جایگاه رادیو و تلویزیون سبب گردیده در چنین مقاطعی که جامعه در حال حرکت به سوی آینده و نیاز به جذب اطلاعات صحیح و به روز است تشکیلات اطلاع رسان از یک دیدگاه ، یا بطور منطقی تر ، از بخش کوچکی از یک جناح اجتماعی خط می گیرد و تابع آن می باشد ، به رسانه جناحی یا حزبی تبدیل شده و مروج و مبلغ آن جناح تبدیل می شود . لذا چنین دستگاه عریض و طویلی که بودجه ای معادل بودجه چند وزارتخانه را می بلعد و هزینه گزافی را بر بیت المال تحمیل کرده و از مالیات های مردم ارتزاق می کند نمی تواند و نباید در حد اداره کل روابط عمومی یک وزارتخانه یا سازمان عمل کرده و در انحصار یک گروه خاصی باشد . مردم یعنی صاحبان اصلی این سازمان و تشکیلات بسیار گسترده ، نمی توانند از اطلاعات موجود در آرشیوهای این سازمان بهره مند شوند هم چنین این سازمان قادر نیست دیدگاههایی در جامعه را که جملگی دیدگاههای در داخل نظام و سیستم و مورد تایید هستند را در اختیار مردم و مشتاقان قرار بدهد تا آنها قادر باشند انتخاب نمایند ، قضاوت کنند و پس از مقایسه خوب و خوب تر یابد و بدتر را از هم تمیز دهند . مهم این است که مدیران دستگاه صدا و سیما می خواهند هم به سبک تشکیلات بسته و محدود کلیسای قرون وسطا که کانون تفتیش عقاید بود عمل کنند و مردم را وادار سازند هر آنچه را که آنها می خواهند و یا تبلیغ می کنند را پذیرفته و به شخص و جناح مورد نظر گردانند گان این سازمان رای بدهند و یا به قولی اصلاً انتخاب نکنند و در منزل بنشینند و صرفاً برنامه های مورد نظر شبکه های مختلف تلویزیون را تماشا کنند . ظاهراً هدف آنها حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای نیست بلکه آنها در راستای اهداف خود و جناح مورد حمایتشان از حضور حداقلی مردم در انتخابات خرسندمی شوند و در پی تحقق آن هستند به این دلیل که جناح دولتی آرای خاص خود را داشته و به صورت دستوری یا از روی عادت حامیانش در انتخابات حضور می یابند در حالی که جناح مقابل که باید آرای اکثریت خاموش را جذب کند نیاز به تبلیغ و ارائه برنامه و اطلاع رسانی دارد زیرا کسانی که اکثریت خاموش را تشکیل می دهند افرادی دارای فکر و اندیشه هستند که نمی توانند فقط به شعارها رای داده و یا فریب ادا و اطوار دوستی ها را بخورند. پس از پیروزی انقلاب ، که انقلاب همه مردم و تجمع گرایشات در نفی سیستم و نظام پیشین بود عده ای که انتظار و توقع کسب مدیریت های کلان داشته و بدون پشتوانه ی مردمی خواهان قدرت نامحدود و اداره کشور بودند سرخورده شدند زیرا به این واقعیت پی بردند که نمی توانند به خواسته های خود و گروههایشان جامه عمل بپوشانند . این سرخوردگی با واکنش های متفاوت و گاه ضد و نقیض همراه بود که رادیکالیسم آنها ، نبرد و جنگ مسلحانه را برگزید که در نهایت نابودی خود را رقم زد . در آن سال ها ، گروهها و جناح ها برای جلب افکار عمومی به صورت پراکنده حرکت هایی را سازماندهی کرده بودند مثل فروش کتاب در خیابان ، پخش نشریات در کوچه و خیابان ، توزیع سرود در نوارهای کاست که اقدامی طبیعی به نظر می رسید اما در کنار این حرکات به ظاهر فرهنگی برای جلب افکار عمومی از تاکتیک و شیوه ای استفاده می کردند که در تاریخ فعالیت های سیاسی پر سابقه است . این شیوه و تاکتیک ، مظلوم نمایی سازمان یافته با هدف جلب ترحم و افکار عمومی در راستای ایجاد کشش در مردم برای همکاری و هم دردی می باشد . زمانی که بساط کتاب فروشی و یا روزنامه پهن شده و نگاهها به سوی آنها جلب می شد به یکباره عده ای تحت عنوان گروهها و یا افراد مخالف که عمدتاً شبیه نیروهای انقلابی و به قولی حزب اللهی بودند در محل حضور یافته و به جر و بحث و مناظره و گفت و گو می پرداختند که نتیجه آنها در نهایت ایجاد درگیری ساختگی همراه با حمله به بساط کتاب فروشی و روزنامه ها و زد خوردی بود که همواره با مغلوب شدن و مظلوم نمایی افراد گروهها و پیروزی و غلبه انقلابی نمایان خاتمه می یافت . به این ترتیب از یک سو افکار عمومی به نفع گروه مزبور تحریک شده و به جانبداری از آنها بر می خاست و از سوی دیگر این ذهنیت منفی علیه نیروهای انقلابی به وجود می آمد که این عده افرادی زورگو و فاقد منطق و گفت و گو هستند . در این شرایط که ایران خود را آماده انتخاب دهم برای ریاست جمهوری می نماید و صدا و سیما همراه با رسانه های دولتی که از بیت المال تغذیه می کنند یکصدا و هماهنگ از شخص خاصی جانبداری می کنند عده ای در صددند با بهره گیری از همان روش های منسوخ و نخ نمای گروهک های پیشین به تشنج آفرینی پرداخته و با حمله به ستادها و تجمع های کاندیداها اوضاع را نا آرام سازند . از آنجا که صدا و سیما ، روزنامه ها و تریبون های دولتی در صدد القای این مساله هستند که جامعه از کاندیداتوری مهندس موسوی جانبداری نمی کنند در صدد هستند با رویاروی قرار دادن کاندیداها و حامیانشان اوضاع را آشفته کرده و برای مردم و جامعه مشکل آفرینی کنند . آنچه در این شرایط اهمیت دارد و حامیان کاندیدها باید مورد توجه قرار بدهند هوشیاری در مقابل تحریکات دولتی ها می باشد . عده ای در صدد هستند با آشفته سازی ، زمینه را برای موفقیت کاندیدای مورد نظر خود فراهم سازند . این روشی است که صدا و سیمای دولتی و شخصی و روزنامه های وابسته پیش گرفته اند ، که استراتژی رسمی و اعلام شدن نیست ، اما اخبار درونی اوضاع ، حاکی از آن است : سمپاتیزان های جناح دولتی ، تصمیم گرفته اند به هر نحو ممکن مرد نا محبوب کنونی مردم را که بی حساب و بدون مجوز در حال دست اندازی به بیت امال مسلمین است را تثبیت نمایند یا با ایجاد تشنج ، جامعه را متشنج نمایند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:4 توسط حسن فتحی
|
|
||