|
|
|
|
|
«ولتر» معتقد است خرابی کشور از دو چیز است. نخست نداشتن مردان شایسته و دوم نبودن آنها بر سرکارهای بزرگ. امروزه که قدم به مبارزات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذارده ایم این سوال پیش می آید که آیا نظر و دیدگاه «ولتر» درباره ایران کنونی صدق می کند یا این که بدبینانه است؟ اگر نگاهی اصولی یا منطقی به رویدادها و تحولات در زمان ریاست جمهوری نهم بیندازیم با این واقعیت تلخ و انکار ناپذیر مواجه خواهیم شد که گفته و نظریه «ولتر» درباره ایران در مقطع کنونی صادق بوده و آثار و دستاوردهای تلخ و ناگوارش را نمی توان نفی کرد. یکی از دلایل تصمیم مهندس موسوی و سید محمد خاتمی برای قدم گذاردن به صحنه انتخابات ریاست جمهوری همین مسئله بوده اما از آنجا که قرار نبود هر دوی آنها هم زمان به صحنه بیایند تا آرای طرفداران عقلانیت سیاسی و مردم سالاری دینی خدشه دار شود سید محمد خاتمی به نفع مهندس میرحسین موسوی کنار کشیده و به حمایت و جانبداری از او می پردازد تا پس از 4 سال، آب رفته مجدداً به جوی بازگشته و شرایط مساعدی برای حاکمیت مردم و کسانی که عقل را بر قانون گریزی ار حج می دانند، مهیا گردد. ایران در این سال ها متأسفانه جایگاه واقعی خود را در زمینه مختلف از دست داده و از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جایگاه حقوق بشر به شدت نزول کرده و در نقطه ای قرار گرفته که شایسته ملتی با 2500 سال قدمت فرهنگی نیست. بررسی آمار واقعی و حقایق غیرقابل انکار و راستین که متأسفانه در اختیار مردم، جامعه و رسانه ها قرار نگرفته و با انحرافات و دست کاری های بسیاری به خورد توده ها حتی مسئولین داده می شود واقعیت های تلخی را فراروی ملتی قرار می دهد که در این سال ها از اسب افتاده ولی از اصل نیفتاده و دور نشده است . به همین دلیل در مدت اندکی که از حضور پر قدرت و تازه نفس مهندس موسوی در صحنه مبارزات انتخاباتی می گذرد از یک سو ، مردم قاطعانه از او جانبداری کرده و در موردش کنجکاوی به خرج می دهند و از سوی دیگر رقیب و یا رقبا ، که جای خود را تنگ می بینند به تکاپو افتاده و در تلاش هستند با به کار گرفتن ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، مهندس موسوی را بی اعتبار کرده و از نفوذ و اقتدارش بکاهند . پدیده موسوی در صحنه سیاسی ایران پدیده جدیدی نیست که تازگی داشته و از پیشینه برخوردار نباشد زیرا او خود سال ها در مسئولیت های اجرایی ، فرهنگی و سیاسی کشور فعال بوده و روش را در این کشور پایه ریزی کرده که هم قابل احترام است و هم قابل اتکا . تجربه نشان داده آنهایی که خواستار ایرانی قابل احترام و قابل قبول در منطقه و جهان هستند به دنبال افرادی مثل مهندس موسوی ها و سید محمد خاتمی ها می باشند . ایران در طول تاریخ به دلیل جایگاه ژئوپلیتیک خود با تهاجمات بسیار و فراز و نشیب هایی مواجه بوده که گاهی اوقات حتی استقلال و تمامیت ارضی خدشه دار شده و از بین رفته است . بطور مثال ایران چنگیزها ، اسکندرها ، محمود خان افغان ها ، عرب ها ، تیمورها و در عصر حاضر اشغال توسط متفقین را به خود دیده اما توانسته سربلند بیرون آمده و اصالت و فرهنگ خود را احیا کند . در این رابطه می توان این واقعیت را آشکارا بیان داشت که ایران تنها کشوری بود که مسلمان شد اما عرب نشد . یعنی ایران ، اسلام را پذیرفت وآن را با فرهنگ غنی خود عجین کرده و نقش اساسی و محوری در راه اعتلای آن ایفا کرد . در این رابطه می توان به کتاب پر ازش " خدمات متقابل ایران و اسلام " به قلم استاد شهید مطهری مراجعه کرد . حال چگونه است در کشوری با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی ، جای افرادی که در این زمینه ها کارآمد هستند خالی بوده و کسانی نبض حکومت را در دست دارند که تصور می کنند با سیاست های پوپولیستی می توانند دیدگاهها و در حقیقت سلیقه و ذائقه مردم را نیز تغییر دهند . هر کشور و جامعه ای ، دارای ویژگی هایی است که اگر این ویژگی ها ریشه دار و پردامنه باشند به راحتی دچار تغییر و دگرگونی نشده و نمی توان آنها را دست خوش نوسانات رو بنایی نمود . بطور مثال در ایران که مردم سالاری مورد توجه و خواسته مردم بوده و ضامن پیشرفت کشور به سوی توسعه و ترقی است چگونه می توان با سیاه نمایی تلاش ها و روند تحولات را از مسیر واقعی منحرف کرده و به جهتی سوق داد که در آن مردم و آرای آنها نقش زینت المجالس را ایفا کرده و با ایجاد حساسیت های کاذب ، توسعه آمرانه جای مشارکت و چند صدایی را بگیرد . در این شرایط به گفته ژرار شوار تنرنبرگ از اندیشمندان غربی ، سیاست ، حالت نمایشی یک نفره به خود می گیرد . ایران کشوری کثیرالهویه و چند نژادی است که راه خروج آن از بن بست ، در صورت همراهی و حضور مردم بسیار آسان و راحت است در غیر این صورت ، شرایط سخت می شود زیرا بازیگری را که می تواند به دوست و متحد تبدیل شود نباید با موضع گیری منفی به صف دشمنان راند . در جامعه ای که مردم به خودی و غیر خودی تقسیم می شوند و سیاست حقیقت محور جای خود را به توهم توطئه و سخنان و مواضع مصرف داخلی می دهد اثری از دمکراسی ، پیشرفت ، اصلاحات و مردم سالاری دیده نمی شود . زیرا در سرزمین ناشنوایان از سخن گفتن چه کاری بر می آید ؟ یک سیاستمدار معتقد است تا زمانی که تضادهای اساسی زندگی انسان حل نشود فاجعه مردم آزاری وجود خواهد داشت و خانه ظلم ویران نخواهد شد و یا به قول ادیب شیشکلی رئیس جمهوری پیشین سوریه ، اگر مانند فرد ساده ای در میان ملتی آزاد زندگی کنم بهتر است فرمانروای ملتی زبون و محروم از آزادی باشم . ایران این شانس را بدست آورده تا از پوسته ای که در 4 سال اخیر برای آن تنیده اند خارج شده و یکبار دیگر قدم در عرصه جدیدی از سیاست و اقتصاد و فرهنگ گذارده و خود را با جهان هماهنگ سازد . یکی از مشکلاتی که در این سالها گریبان ایران و ایرانی را گرفته غلبه شعارهای غیر واقعی و تحریک آمیز بر واقعیت هایی است که به وضوح مشاهده می شوند . در حالی که با بهره گیری از شعار و تحریک توده ها ، می توان در اندک مدت به موفقیت نسبی رسیدولی همین شعارها و روش ها در طولانی مدت سبب جدایی ملت از مسئولین و بی اعتبار شدن شعارها می شود که به نمونه هایی از آنها می توان اشاره کرد . این شعارها که عمدتاً با شعور همراه و هم جهت نیستند هم چون مسکنی هستند که قادرند تسکین آنی بدهند در حالی که برای درمان نیاز به مراقبت و پی گیری می باشد . غلبه شعار بر واقعیت ها و برخوردهای احساسی در سالهای اخیر شدت گرفته و به ابزار و شیوه برتر در دولت نهم تبدیل شده تا از این طریق توده ها را بسیج کرده و به حرکت در آورد . جامعه ای که شعاری بار آمده و از نظر دانش و بینش فاقد عمق و ژرفا باشد به راحتی فریب خورده و به بیراهه کشیده می شود . البته در جوامعی که نظارت احزاب و مردم سخت و تاثیرگذار است شعارهای یکبار مصرف جایی ندارد و در صورت عنوان شدن نیز شعار دهندگان مورد بازخواست قرار می گیرند . وجود احزاب قدرتمند و مردمی همراه با رسانه های مستقل و آزاد در جوامع دموکراتیک و مردم سالار برای جلوگیری از انحراف مسئولین و یا مهار آن بسیار ضروری است . اما در جهان سوم و کشورهایی که دارای رژیم های سلطه گرا و توتالیتر هستند شرایط متفاوت است . لیندون جانسون رئیس جمهوری پیشین آمریکا معتقد بود ، سرمقاله های روزنامه واشنگتن پست به اندازه 10 لشکر برای من ارزش دارند و یا آندره مالرو نویسنده و متفکر معروف فرانسه می گوید ، روزنامه ، دفتر خاطرات روزانه یک ملت است . یکی از اقدامات مهندس موسوی که در صورت موفقیت می تواند همراه با عقلانیت در جامعه حاکم شده و در این مدت بارها از سوی او مورد تاکید قرار گرفته رعایت آزادی ها در چارچوب قانون اساسی است به گونه ای که این آزادی ها نتواند لطمه ای به آزادی دیگران وارد آورده و یا آزادی دیگران را محدود سازد . ویل دورانت نویسنده مجموعه با ارزش " تاریخ تمدن " می گوید " اخلاقیات احکامی هستند که جامعه به کمک آن افراد و جماعات خود را ترغیب به رفتار موافق نظم ، امنیت و تعالی خویش می کند " . اخلاقیات و رعایت آن در رفتار و برخوردهای سیاسی و اجتماعی از اصولی است که در رفتار و منش مهندس موسوی نهفته و به وضوح دیده می شود . او نشان داده که در این موارد به هیچ وجه شعار نداده و نمی خواهد با شعارهای تحریک آمیز و بی محتوا ، خود را به مردم تحمیل کند . یعنی آنچه در رفتار و منش موسوی دیده می شود تظاهر و برخوردهای پوپولیستی برای جلب آرا و تمایل مردم نیست بلکه از اعتقادات و باورهای قلبی او ناشی می شود . کسانی که از تقلب در انتخابات و یا کسب آرای مردم به هر قیمتی جانبداری کرده و با بکار گرفتن شیوه های غیر معقول یا ناجوانمردانه در صدد تحمیل خود به جامعه هستند در مسیر غیر واقعی حرکت کرده و چهره ای از خود به نمایش می گذارند که با نهاد و سرشت آنها در تضاد است . " اوتانت " دبیرکل پیشین سازمان ملل که از برمه بود درباره ماهیت این جوامع و سیاسیون می گوید " در روزهای انتخابات ، مرده ها زنده می شوند و رای می دهند . غایب ها حاضر می شوند و رای می دهند و یک نفر چند نفر می شود و رای می دهد . " این گفته اوتانت ، انسان را به یاد دعوای چند هفته قبل وزارت کشور و مرکز آمار درباره تعداد واجدین شرایط رای دادن در ایران می اندازد . اختلاف چند میلیون نفری که یکبار هم در زمان مجلس ششم از سوی نمایندگان به بحث گذارده شد ، مساله ای است که باید تکلیف آن روشن شده و با شفاف سازی ابهام زدایی گردد. زیرا آنچه در یک انتخاب از اهمیت برخوردار می باشد اعتماد سازی و جلب اعتماد عمومی است . اگر مردم به این واقعیت واقف شوند که آرا و نظریاتشان در سرنوشت کشور موثر است با دلگرمی بیشتر و گسترده تر در صحنه حضور یافته و به کاندیدای مورد نظر خود رای می دهند . در این میان این وظیفه نهادها و ارگانهای مدنی است که به اعتماد سازی و شفاف سازی پرداخته و مردم را با مسئولین همراه سازند . در یک جامعه دموکراتیک که مردم نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری ها دارند نهادهای مدنی به عنوان رابط مردم و تصمیم گیرندگان و مسئولین قادرند در اعتماد سازی بسیار فعال و تاثیر گذار باشند . نقش نهادهای مدنی از جمله NGO ها را نمی توان نفی کرده و نادیده گرفت . اما فعالیت و یا محدود سازی این نهادها بستگی به نگاه مسئولین هر جامعه دارد . اگر دیدگاه مردم سالارانه حاکم شود ، آزادی همراه با توسعه شکل می گیرد به قول پطروس غالی دبیر کل پیشین سازمان ملل ، اگر توسعه بدون دموکراسی وجود ندارد ، دمکراسی هم بدون توسعه تحقق نمی یابد . ولی درصورتی که آزادی ها ، کنترل شده و محدود باشد همه امور در مسیر استبداد حرکت خواهد کرد . به گفته سید محمد خاتمی ، نتیجه سیاست یک طرفه توجیهی، حاکمیت امنیت پارلمانی است. استالین معتقد است، هیچ اتحادی بین دموکراسی و فاشیسم نمی تواند وجود داشته باشد. این نظر استالین چارچوب ها را مشخص می سازد. زیرا انتظاری که از یک مستبد می رود با یک دموکرات تفاوت اساسی دارد. در ذهن کسی که دوستدار رقابت در اطاعت است آزادی و خواسته مردم جایی ندارد در عوض در میان حامیان آزادی، اثری از توتالیتاریسم دیده نمی شود طالب اوف آزادی را به 6 دسته تقسیم می کند که شامل آزادی هویت، آزادی عقاید، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی تجمع و اجتماعات و آزادی انتخاب می شود. کسانی که می توانند این آزادی ها را تضمین کنند باید خود به آن اعتقاد داشته باشد. لذا مهندس موسوی چه در طول 8 سال نخست وزیری،چه در زمانی که سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی بوده و یا در 20 سال گذشته نشان داده که آزادی را باور کرده و به آن اعتقاد داشته و درباره آن شعار و وعده نمی دهد. رژیم های سیاسی 2 دسته هستند. 1- رژیم هایی که از تمایل به آزادی سرچشمه می گیرند. در این رژیم ها از اقتدار زمامداران به نفع آزادی مردم کاسته می شود. 2- رژیم هایی که به استبداد تمایل دارند برعکس دسته اول، نتیجه آنها تقویت اقتدار زمامداران و تضعیف آزادی مردم است. اگر می خواهیم به عنوان شهروندان ایران و کسانی که در این سرزمین با پیشینه تاریخی، فرهنگی که حافظ ها، سعدی ها و هزاران اندیشمند و دانشمند را به جهان علم و هنر و اندیشه عرضه کرده سربلند زندگی کرده و در جهان نیز اعتبار و جایگاه خود را مجدداً بدست بیاوریم نیاز است کسی را به ریاست جمهوری انتخاب کنیم که سمبل اندیشه و درایت و عقلانیت باشد. به همین دلیل کسانی که در ایران این گونه فکر می کنند پیرامون مهندس موسوی گرد آمده و از او جانبداری میکنند تا بی قانونی و قانون گریزی جای خود را به عقلانیت بدهد. عقلانیت مبتنی بر شعور و عشق به میهن که متأسفانه در سال های گذشته یا کم رنگ شده و یا تحت الشعاع حرکت ها و اقدامات پوپولیستی و شعاری قرار گرفته است. بسیاری از مشکلاتی که برای ایران به وجود آمده ناشی از فقدان عقلانیت سیاسی است. بطوری که می توان ادعا کرد انزوای سیاسی در منطقه و جهان، تحریم های بین المللی و صدور پی در پی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، جوسازی های اعضای شورای همکاری خلیج فارس، مشکل آفرینی کشورهای همسایه رابطه تنگاتنگی با تهی بودن سیستم اجرایی کشور از عقلانیت سیاسی و فرهنگی دارد. در کنار آنها باید اعلام کرد بسیاری از مشکلات اقتصادی که کشور با آنها دست به گریبان است نیز به همین مقوله ارتباط پیدا می کند. زیرا ایران در سالهای حاکمیت دولت نهم نتوانسته رابطه قابل قبولی با نهادهای پولی و مالی جهان و منطقه برقرار سازد. بطور مثال ایران قادر به احقاق حق در اوپک نبوده و از جایگاه والایی برای ایجاد تشکل گازی برخوردار نیست. در حالی که در سال های نه چندان دور هم دارای موقعیت قابل قبولی در آژانس بین المللی انرژی اتمی بودیم و هم این که کشورهای عرب منطقه رابطه مثبتی با تهران داشتند. که قرارداد امنیتی، ریاض از آن جمله می باشد. اما فقدان عقلانیت سیاسی و پیش گرفتن سیاست آمرانه همراه با مشت های گره کرده و برخوردهای غیراصولی شرایطی را فراهم ساخته که در انزوا قرار گرفته و قادر به دفاع از حقوق خود در مجامع جهانی و منطقه ای نباشیم. اگر قرار بود با فحاشی و تندگویی در عرصه جهانی و در میان همسایگان به حقوق حق خود دست بیابیم که نیازی به دیپلماسی و مذاکره نبوده و در عوض به روش های غیرمعقول متوسل می شدیم. روش رییس دولت نهم این گفته بر ژنف رهبر پیشین شوروی را در اذهان زنده می کند که یا به خواسته من عمل کنید یا منتظر آدم بدتری به جای من باشید؟!در حالی که مائو رهبر چین می گفت «زمان به سرعت می گذرد و جهان به پیش می رود. کارهایی است که باید به سرعت انجام گیرد. فرصت را از دست ندهید. " در حالی که دولت نهم با بهره گیری از شیوه بر ژنف درصدد راهگشایی در جامعه و جهان است ولی عقلا و کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی می سوزد به توصیه مائو عمل می کنند. عقلانیت سیاسی در تهدید و توهین نیست بلکه می توان دارای نزاکت دیپلماتیک بوده و لحن ملایمی داشت اما دشمن را به هراس انداخت. به گفته ریچارد نیکسون رییس جمهور پیشین آمریکا، اولین وظیفه ما تمیز دادن بین منافع حیاتی، منافع جانبی و منافع ملی است هیچ کشوری برای دفاع از همه این منافع ،کافی در اختیار ندارد. همان طور که فردریک کبیر گفته کسی که سعی کند از همه جا دفاع کند از هیچ چیز نمی تواند دفاع کند. امروزه آشکار شده که سیاست ها و روشی که دولت نهم در سالهای گذشته پیش گرفته از محبوبیت ایران کاسته و این کشور را که می خواهد در پایان برنامه 20 ساله چشم انداز به قدرت برتر منطقه ای از نظر علمی و اقتصادی و سیاسی تبدیل شود به قهقرا برده است. زیرا لازمه پیشرفت، دوستی با همسایگان و جهانیان و تعامل با آنهاست. تجربه نشان داده کسانی که از تئوری دیکتاتوری توسعه پیروی می کنند کشورشان را به بیراهه سوق داده و به انزوا می کشانند. آیا دولت نهم قدرتمندتر از هیتلر یا موسولینی است که آلمان و ایتالیا را به خاک سیاه نشاندند؟ امروزه شرایطی پیش آمده تا مردم ایران دست در دست یکدیگر به اصلاح روش ها پرداخته و قدرت را به دست کسانی بسپارند که از تعامل و عقلانیت سیاسی پیروی و طرفداری می کند. برخوردهای آمرانه و بی نزاکتی دیپلماتیک حتی در قرون وسطا باب نبوده که امروزه در قرن بیست و یکم از جانب کشوری که در طول قرون و اعصار مروج و مبلغ فرهنگ و تمدن و ادب بوده سرلوحه برخوردها و اقداماتش قرار بگیرد. ایران برای بازگشت به دورانی که عقلانیت سیاسی را حاکم ساخته و در مسیر قانونی حرکت کند نیاز به اصلاح روش ها و تغییر دست اندرکاران دارد. با رأی دادن به مهندس موسوی می توانیم علاوه بر این که از انزوای سیاسی خارج می شویم اعتبار و جایگاه والای خود در میان همسایگان جهانیان را نیز باز می یابیم. لذا این وظیفه یکایک ماست که برای اعتلای ایران و قدرتمند ساختن این کشور کسی را در رأس نیروی اجرایی قرار بدهیم که به زبان دیپلماسی آشنا بوده و کشور را از ورطه فلاکت و درماندگی رهایی سازد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:17 توسط حسن فتحی
|
|
||